مدافعان حریم آیت الله آقا مجتبی حسینی خامنه ای (ح.ا.ع)

شناخت ما اززندگی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی اولاد صالح و شریف مقام عظمی ولایت حضرت امام مطلق سید علی حسینی خامنه ای (س)امروز بر هر افسر جنگ نرم برای دفع جدال نابرابر فرهنگی و...بسیار لازم و حیاتی می باشد

مدافعان حریم آیت الله آقا مجتبی حسینی خامنه ای (ح.ا.ع)

شناخت ما اززندگی سیاسی و اجتماعی و اقتصادی اولاد صالح و شریف مقام عظمی ولایت حضرت امام مطلق سید علی حسینی خامنه ای (س)امروز بر هر افسر جنگ نرم برای دفع جدال نابرابر فرهنگی و...بسیار لازم و حیاتی می باشد

بسم الله الرحمن الرحیم
امروز بر هیچ کس پوشیده نیست که تبلیغات رسانه ای جبهه کفر و فتنه و منافقین داخلی و خارجی برای تخریب چهره ولایت امر مسلمین جهان امام مطلق و عبد صالح حاج سید علی حسینی خامنه ای (د.ظ.ع)و فرزندان شریف و صالح این حضرت خصوصا باتوجه به کینه دشمنان و حسرت و حرص منافقین و فتنه گران شناخته شده و این حضرت (ایت الله العظمی آقا مجتبی حسینی خامنه ای (ح .ا.ع)}اینکه دشمنان با توجه به ناکامی های خود چه در جنگ گرم و امروز خصوصا در جبهه جنگ نرم و انتشار اخبار دروغین در کشور و سطح جهانی بخواهند حرکتهایی به مراتب دشوارتر و فتنه انگیزانه تر از سابق(زمانی اسلامیت بدون روحانی و امروز روحانیت بدون اسلام}بدین معنی که فتنه اخیر از قم بر میخیزد و اینبار برخلاف گذشته که فتنه گران را افراد اباش و لاابالی و خلاف کاران سابقه دار حامی و تشکیل دهنده و صحنه گردان ان فتنه به شمار می رفتند ولی دشمن بعد از ناکامی های خود در فتنه های گذشته خصوصا فتنه 88 که ضربه کاری بر بدنه فتنه 88 وارد شد اینبار شناسایی و تمیز فتنه گران به دلیل عوض شدن چهره آنها توسط کدخدای فتنه گر در لباس افرادی شاخص و به ظاهر با شخصیت و لباس روحانیت }اینبار پا به عرصه مبارزه نهاده است و باید بگوییم سر پیکان این جماعت فاسد و خائن مقام عظمای ولایت حضرت آقا (س)و تخریب چهره ولد صالح ایشان خصوصا ایت الله آقا مجتبی حسینی خامنه ای (ح ا ع)می باشد و باید گفت در این زمینه هزینه های بسیار و نیروهایی به مراتب فاسد تر ولی موجه منظر به میدان فرستاده تا به تخریب بدنه تشیع و امامت و ولد صالح ایشان ضربه ای سخت وارد کند لذا اینجانب کیوان گیتی نژاد سرباز نایب ولی عصر ارواحنا لک فدایه و شاگرد مکتب ولد خلف حضرت یعنی ایت الله اقا مجتبی حسینی خامنه ای (ح . ا.ع)بر این دیدم که به مبارزه با این جبهه را با دفاع از خاندان ولایت و امامت و با همراهی و همیاری شما سربازان وفادار خاندان ولایت و امامت به شکلی جدی در پیش گیرم و در این راه اگر شهید شوم بی شک در ره ولایت بوده و این شهادت را اوج معرفت و لیاقت خویش بر می شمارم والصل الله علی محمد و ال محمد

  • ۰
  • ۰

فرمایشات رهبر انقلاب در خصوص سند2030 فصل الخطاب است

سند 2030

شورای اطلاع رسانی دولت با صدور بیانه‌ای درباره سند 2030 تاکید کرد: فرمایشات و بیانات ارزشمند و حکیمانه مقام معظم رهبری در خصوص سند «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰»، که در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ در دیدار با معلمان، مطرح شد از همان لحظه، مورد توجه و اهتمام جدی دولت قرار گرفت.

به گزارش ایسنا متن این بیانیه به شرح ذیل است:

فرمایشات و بیانات ارزشمند و حکیمانه مقام معظم رهبری در خصوص سند «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰»، که در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ در دیدار با معلمان، مطرح شد از همان لحظه، مورد توجه و اهتمام جدی دولت قرار گرفت و ازطریق مرسوم و بنا به وظیفه، برخی شبهات مرتبط با آن را خدمت معظم له پاسخ گفته و بر طرف کردن سایر دغدغه های ایشان در خصوص این سند را نیز در دستور کار خود قرار داد.

با این همه متاسفانه برخی جریانات و گروه های سیاسی خاص، از فرصتِ همزمانی و قرابتِ فرمایشات حکیمانه مقام معظم رهبری با فضای انتخابات ریاست جمهوری، نهایت سوء استفاده را بعمل آورده  و از آن دستاویزی سیاسی برای وارد آوردن فشار به دولت در ایام انتخابات و تخریب چهره آن خصوصا در میان قشر متدین و مذهبی کشور کردند، مانند انتشار شایعه پذیرش آموزش همجنسگرایی در مدارس و یا انتشار گسترده شایعه توزیع کتابی در خصوص آموزش های جنسی در نمایشگاه کتاب که همگی کذب محض بوده و با نیت تشویش اذهان عمومی و مکدر کردن خاطر مردم شریف و متدین ایران اسلامی علیه دولت تدبیر و امید بوده است.


نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

این شایعه پراکنی ها در حالی است که در تصویب «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» یونسکو، از هیچ کشوری درخواست امضاء نشده است چرا که اصولا در بین اسناد یونسکو به جز پیمان نامه ها که جنبه الزامی دارند، و باید به تایید مجالس کشورها برسند، هیچ سند دیگری مورد امضای فیزیکی واقع نمی شود. سند «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» نیز در زمره پیمان نامه ها نیست و به عنوان یک چارچوب عمل که کشورها مطابق با ساختار ملی خود آن را اجرا می کنند، در حقیقت یک توصیه نامه به شمار می رود و بنابراین توسط هیچ کشوری امضا نشده است.

به همین دلیل دبیرخانه شورای اطلاع رسانی دولت لازم دانست،  موارد و توضیحاتی را در خصوص اصل و اساس این سند و بایدها و نبایدهای آن و شبهاتی که پیرامون آن مطرح شده، به منظور جلوگیری از هرگونه سوء استفاده و برای تنویر افکار عمومی کشور، خصوصا، علمای اعلام، روحانیت معزز و متدینین و سایر اقشار ملت شریف ایران ارائه کند:

الف) یکی از اولویت‌های جدی دولت یازدهم استفاده از ظرفیت دیپلماسی برای حضور فعال و ارزش‌آفرین در عرصه‌ی توسعه‌ی بین‌الملل بوده است. این امر فرصت گفتگو، تعامل و تاثیرگذاری بر سیاست‌های جهانی را فراهم کرده و توامان امکان بهره‌گیری از تجارب موفق جهانی و پتانسیل‌های موجود برای معرفی اختصاصات فرهنگی نظام جمهوری اسلامی فراهم می‌کند. نظر دولت حفظ پیشتازی در عرصه جهانی و جلوگیری از شکل‌گیری تصویر منفی بین المللی در موضوعاتی است که طبق اسناد بالادستی ملزم به پیگیری اهدافی در ارتباط با آن‌ها هستیم. بخشی از ارزیابی‌های منفی از وضعیت کشور در اسناد و گزارش‌های بین‌المللی ناشی از عدم توجه به پتانسیل‌های همکاری بین‌المللی در پیگیری اهداف مشترک توسعه‌ای است و بر این باوریم که با حفظ استقلال و اختصاصات فرهنگی قادریم تصویر مثبت و موفقی را از نظام جمهوری اسلامی ایران به جهانیان مخابره کرده و با ایران‌هراسی و اسلام‌هراسی مقابله کنیم.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030
  

ب) «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» در امتداد برنامه «آموزش برای همه» قرار دارد که سابقه آن به سال ۱۹۹۰ باز می گردد. برنامه «آموزش برای همه» طی سال های ۲۰۰۰ الی ۲۰۱۵ در جمهوری اسلامی ایران اجرا شد و کشور ما به دلیل دستاوردهای موفقی که در ارتباط با برخی از شاخص های آن داشت، مورد تقدیر جهانیان قرار گرفت. پیش نویس اولیه «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» در اجلاس مجمع جهانی آموزش که از تاریخ ۱۹ الی ۲۲ می ۲۰۱۵ (۳۰ اردیبهشت لغایت ۲ خرداد ۱۳۹۴) در اینچئون کره جنوبی برگزار شد، ارائه گردید. در این اجلاس جناب آقای دکتر فانی، وزیر وقت آموزش و پرورش، در راس هیاتی شامل نمایندگان دستگاه های مختلف از جمله کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و وزارت امور خارجه شرکت داشتند. با توجه به برخی ملاحظات و حساسیت های مهم موجود در سند، هیات شرکت کننده از سوی کشورمان «تحفظ رسمی» جمهوری اسلامی ایران نسبت به کل سند را در جلسه ارائه نموده و این تحفظ در صحن اجلاس توسط وزیر محترم آموزش و پرورش قرائت شد. ضمن آنکه پیش تر، کلیه نقطه نظرات کشورمان به صورت مکتوب به نماینده کشور مالزی به عنوان نماینده گروه آسیا و اقیانوسیه ارائه و تاکید شده بود تنها درصورت اعمال تغییرات مد نظر جمهوری اسلامی ایران است که کشورمان ارائه تحفظ نخواهد کرد. متعاقب اجلاس اینچئون، «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» در اجلاس مقامات عالی‌رتبه آموزش جهان در حاشیه سی و هشتمین اجلاس کنفرانس عمومی یونسکو (۱۳ تا ۱۵ آبان ۱۳۹۴) ارائه و به تصویب رسید. در اجلاس مزبور هیچ یک از کشورهای عضو یونسکو با سند فوق مخالفت نکردند و تنها وزیر وقت آموزش و پرورش کشورمان طی سخنانی بر ملاحظات جمهوری اسلامی ایران در این سند تاکید و بار دیگر متن تحفظ رسمی کشورمان در اجلاس اینچئون را عینا قرائت کرد و درخواست نمود این تحفظ در اسناد مربوطه اجلاس درج گردد. متعاقبا نمایندگی کشورمان نزد یونسکو، مراتب را به طور رسمی و مکتوب به دبیرخانه اجلاس و دبیرخانه یونسکو ارسال نمود. متن فارسی این ملاحظه و تحفظ بدین شرح اعلام شده است.


  تصویر مرتبط

"جمهوری اسلامی ایران خود را متعهد به بخش هایی از «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» که به هر شکلی در تعارض با مقررات و اولویت های ملی، باورهای دینی و ارزش های فرهنگی جامعه ایرانی تفسیر و تعبیر شوند، نمی داند".

Text of reservation of the Islamic Republic of Iran on the Framework for

 Action Education 2030

“The Islamic Republic of Iran is not committed to those parts of the Framework for Action Education 2030 that might in one way or another be interpreted as contradictory to the national legislations and priorities, religious beliefs and cultural values of the Iranian society”.

تصویر مرتبط

ج) هیات وزیران در تاریخ ۲۵/۶/۱۳۹۵ طبق مصوبه ۷۶۴۰۳ اقدام به تشکیل کارگروه ملی آموزش ۲۰۳۰ با هدف تهیه «برنامه اجرایی و نظارتی» تحقق آموزش ۲۰۳۰ در سطوح ملی و استانی نمود. بر اساس بند ۲ مصوبه هیات وزیران، کارگروه مزبور این وظیفه را می بایست همسو با اهداف «برنامه های توسعه کشور»، «اسناد راهبری توسعه»، «نقشه جامع علمی کشور» و «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» انجام دهد. هیات وزیران با تشکیل این کارگروه بر آن بوده است تا منطبق با تحفظ رسمی و مکتوب جمهوری اسلامی ایران، از امتیازات موجود در سند «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» همسو با اسناد بالادستی در کشور استفاده نماید. 


  

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

د) کمیسیون ملی یونسکو در پی نهایی شدن «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰»، و با همکاری متخصصین ارشد آموزش در کشور، اقدام به تدوین «چارچوب اقدام ملی آموزش ۲۰۳۰» مبتنی بر اسناد بالادستی و منطبق با معیارها و ارزش های شریعت اسلامی نمود که در حقیقت تفسیری ملی از «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» به شمار می رود. هدف اصلی از تدوین چارچوب ملی، انطباق چارچوب بین المللی با اهداف ملی و نظام ارزشی جمهوری اسلامی بوده است. این سند در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۵ رونمایی شده و کلیه اطلاعات مربوط به آن به صورت شفاف در سایت کمیسیون ملی یونسکو قرار گرفته است.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

ملاحظات

بر اساس بخشنامه معاون اول محترم رئیس جمهور در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ اجرایی شدن برنامه مزبور در دستگاه‌های دولتی متوقف شده است.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

در تصویب «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» یونسکو، از هیچ کشوری درخواست امضاء نشده است. اصولا در بین اسناد یونسکو به جز پیمان نامه ها که جنبه الزامی دارند، و باید به تایید مجالس کشورها برسند، هیچ سند دیگری مورد امضای فیزیکی واقع نمی شود. سند «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» در زمره پیمان نامه ها نیست و به عنوان یک چارچوب عمل که کشورها مطابق با ساختار ملی خود آن را اجرا می کنند، در حقیقت یک توصیه نامه به شمار می رود و بنابراین توسط هیچ کشوری امضا نشده است.


نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

علی رغم الزام آور نبودن سند «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰»، جمهوری اسلامی ایران باز هم نسبت به آن اعلام تحفظ رسمی و مکتوب کرده و دامنه شمول مفاد پذیرفته شده را محدود و مشروط کرده است. بر اساس حقوق بین الملل کشورها اختیار دارند در زمان تصویب، پذیرش یا الحاق به اسناد بین المللی از «حق شرط» برای معاهدات الزام آور یا «حق اعلام تحفظ» برای اسناد غیرالزام آور استفاده کرده و بدین ترتیب قصد خود را دایر بر عدم شمول یا تعدیل آثار حقوقی بعضی از مقررات آن سند نسبت به خود بیان نمایند. برای مثال جمهوری اسلامی ایران بر کنوانسیون حقوق کودک حق شرط قائل شده است و مجلس محترم شورای اسلامی لایحه اجازه الحاق به آن را مشروط بر آن که "در هر مورد و هر زمان در تعارض با

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

قوانین داخلی و موازین شرعی قرار گیرد از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران لازم الرعایه نخواهد بود" تصویب کرد. در خصوص سند «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» جمهوری اسلامی ایران از حق اعلام تحفظ استفاده کرده و آن را به صورت رسمی و مکتوب بیان داشته است.

 متن اعلام تحفظ رسمی و مکتوب جمهوری اسلامی ایران توسط نمایندگی دائم کشورمان نزد یونسکو رسما طی یادداشتی به دبیرخانه آن سازمان ارسال شده است. متعاقبا این متن در ساعت ۰۹:۵۹ دقیقه صبح روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۴ (۴ نوامبر ۲۰۱۵) در سایت رسمی یونسکو به آدرس زیر درج شده و اکنون نیز در سایت یونسکو قابل مشاهده است.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030


http://www.unesco.org/fileadmin/MULTIMEDIA/HQ/ED/ED_new/pdf/Iran.pdf

جمهوری اسلامی ایران با توجه به اعلام تحفظ رسمی و مکتوب خود، هیچ تعهد حقوقی یا سیاسی نسبت به «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» ندارد و می تواند با استناد به اعلام تحفظ خود از اجرای هر بخشی از سند مزبور که تشخیص دهد در تعارض با مقررات و اولویت های ملی، باورهای دینی و ارزش های فرهنگی کشور است، خودداری نماید.

برنامه «چارچوب اقدام آموزش ۲۰۳۰» حاوی اهداف و رویکردهایی است که بسیاری از آنها قابل پذیرش برای کشورمان بوده و حتی برخی از آنها پیش از این در اسناد بالادستی جمهوری اسلامی آمده بودند. آنچه منجر به ارائه تحفظ رسمی و مکتوب کشورمان درخصوص سند مزبور شد، مسائل و موضوعاتی است که تاویل و تفسیر آنها می تواند در تعارض با باورهای دینی و مسائل فرهنگی کشور قرار گیرد

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

سند ۲۰۳۰ مصداق بارز نفوذ است/اصرار برای اجرای سند خیانت محسوب می‌شود

شناسه خبر: 1434831 سرویس: استانها
حاجی زاده امام جمعه اهر / حاجی‌زاده

امام جمعه اهر گفت: نباید نظام آموزشی کشور در خارج از کشور و توسط دیگران تنظیم شود ولی متأسفانه در سند ۲۰۳۰ شاهد این اقدام بوده‌ایم.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهر، آیت‌الله جواد حاجی‌زاده در نخستین جلسه ستاد احیای امربه‌معروف و نهی از منکر شهرستان اهر در سال جاری با اشاره به اینکه امربه‌معروف و نهی از منکر اگر تعطیل شود تمامی فعالیت‌هایمان عقب می‌ماند و توجه به این امر وظیفه مسئولان است، اظهار داشت: اگر خدای‌ناکرده خللی در اجرای امربه‌معروف ایجاد شود غیرقابل‌جبران خواهد بود.

وی با انتقاد از عدم حضور برخی از اعضای ستاد احیای امربه‌معروف و نهی از منکر شهرستان اهر در جلسه، افزود: چرا باید به مسئولان اصرار کنیم تا در جلسه ستاد احیاء حضور یابند و متأسفانه باید گفت که برخی از اعضا اصل موضوع و اهمیت امربه‌معروف و نهی از منکر را به‌کلی فراموش کرده‌اند.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

رئیس ستاد احیای امربه‌معروف و نهی از منکر شهرستان اهر تذکر لسانی را یکی مهم‌ترین فرمایشات مقام معظم رهبری عنوان کرد و گفت: تذکر لسانی که رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند بسیار حائر اهمیت و مهم بوده به‌طوری که اگر این امر تحقق یابد به‌خودی‌خود بسیاری از مشکلات قابل‌حل خواهد بود اما متأسفانه در این زمینه نیز کوتاهی‌هایی شده که باعث فراموشی تذکر لسانی شده است.

تصویر مرتبط


آیت‌الله حاجی‌زاده در ادامه با ذکر اینکه روزی شهرستان اهر در اجرای امربه‌معروف و نهی از منکر جزو 40 شهرستان پایلوت کشور بود، تأکید کرد: ولی اکنون نه‌تنها جایگاه شهرستان اهر در این خصوص حفظ نشده بلکه شاهد عقب‌ماندگی‌هایی نیز بودیم و در مجموع کم‌لطفی و بی‌توجهی‌هایی صورت گرفته است.

امام جمعه اهر بر لزوم برخورد جدی دستگاه‌های ذی‌صلاح با روزه‌خواران در ملاء عام تأکید کرد، بیان داشت: با روزه‌خواری در ملاء عام نه حرمت ماه مبارک رمضان و نه ‌روزه‌داران را نگه نمی‌دارند و در روز روشن روزه‌خواری می‌کنند بایستی با این افراد هنجارشکن برخورد جدی صورت گیرد.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

وی با تأکید بر اینکه عامران امربه‌معروف بایستی پیش از هر کاری از آموزش‌های لازم بهره‌مند شوند، تصریح کرد: چنانچه اگر عامران از آموزش‌های لازم بهره‌مند شوند بهتر می‌توانند انجام‌وظیفه کنند و در این خصوص نباید هیچ‌گونه بدرفتاری با مردم صورت گیرد چراکه در صورت بدرفتاری با مردم نتیجه مطلوبی نخواهیم گرفت.

رئیس ستاد احیای امربه‌معروف و نهی از منکر شهرستان اهر بابیان اینکه فرمایشات مقام معظم رهبری در خصوص سند 2030 فصل الخطاب است، ادامه داد: وقتی رهبری در مورد سند 2030 بیاناتی داشتند برخی‌ها مدعی شدند و گفتند که به رهبری گزارش غلط داده‌اند اما ولی امر مسلمین بار دیگر تأکید کردند، کسانی که این‌چنین مدعی شدند در واقع نه‌تنها منکر امر رهبری شده‌اند بلکه این اقدام خیانت محسوب می‌شود.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

آیت‌الله حاجی‌زاده در پایان خاطرنشان کرد: نباید نظام آموزشی کشور در خارج از کشور و توسط دیگران تنظیم شود ولی متأسفانه در سند 2030 شاهد این اقدام بوده‌ایم پس اساتید و دانشمندان ایرانی کجا هستند که نظام آموزشی ما از سوی یونسکو تحریر می‌شود در مجموع این سند مصداق بارز نفوذ است

تصویر مرتبط

امام جمعه اهل سنت قروه تاکید کرد:

سند خیانت بار 2030 جایگاهی در نظام آموزشی ایران اسلامی نخواهد داشت/امضا کنندگان این سند باید پاسخگو باشند

امام جمعه اهل سنت قروه با بیان اینکه سند 2030 لکه ننگی است که نمی تواند در کشور ایران اسلامی به هیچ وجه اجرایی شود، گفت: افرادی که به دنبال اجرای این سند در ایران اسلامی بوده اند باید پاسخگوی اهداف خود از این اقدام باشند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سراب خبر ، ماموستا ملاهاشم نوری در گفتگو با خبرنگار ما با بیان اینکه سند 2030 سندی ساخته شده توسط استکبار جهانی و برای به انحراف کشیدن کودکان مسلمان است اظهار داشت: این سند نشان دهنده کمونیستی بودن آن و نشان دهنده خباثت و پلیدی در وجود ان است.

وی افزود: دشمنان ما امروز می خواهند کودکان ما را به انحراف بکشانند و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند.

خطیب نماز جمعه اهل سنت قروه خاطر نشان کرد: امروز استکبار جهانی به دنبال ان است تا با اجرای این سند خیانت بار در کشورهای اسلامی به اهداف از پیش تعیین شده خود برسد و با آلوده ساختن کودکان و نوجوانان عملا اسلام را با یک چالش جدی روبرو کند.

به گفته وی پس از آنکه دشمن به این نتیجه رسیده است که با ایجاد گروهک های تروریستی نیز نمی تواند در برابر اسلام بایستد امروز روی به ایجاد سند 2030 در مدارس آورده است.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

نوری ادامه داد: این سند خیانت بار لکه ننگی است که نمی تواند در کشور ایران اسلامی به هیچ وجه اجرایی شود.

وی افزود: افرادی که به دنبال اجرای این سند در ایران اسلامی بوده اند باید پاسخگوی اهداف خود از این اقدام باشند.

ماموستا ملاهاشم نوری تصریح کرد: کشور ما دارای یک قانون مشخص در نظام آموزشی است و این سند جایگاهی در نظام آموزشی ما ندارد.

وی ادامه داد: در سند 2030 عنوان شده است که واژه شهادت و جهاد واژه ای خشونت بار است و نباید در مدارس تدریس شود و این نشان می دهد که دشمن به دنبال از بین بردن فرهنگ ایثار و شهادت است.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

امام جمعه اهل سنت قروه افزود: دشمن به دنبال تغییر در نظام آموزشی ایران اسلامی است تا دانش اموزان را به خود و به فرهنگ خود وابسته کند و به راحتی بتواند بر آنها تسلط یابد.

وی تاکید کرد: این سند ننگین به هیچ وجه نباید در ایران اسلامی اجرا شود و امضا کنندگان آن باید هرچه زودتر پاسخگوی رفتار خود باشند.


                            

امام جمعه آران و بیدگل

۲۰۳۰ سند خیانت به نسل آینده/ دلیل عدم حضورم در استقبال از وزیر امضای همین سند بود

آیت الله موسوی گفت: بنده اعتقاد دارم کسی که سند خیانت به نسل آینده را امضا کرده لیاقت وزارت نظام اسلامی را ندارد.


به گزارش خطب شکن، امام جمعه آران و بیدگل به بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرهنگیان اشاره کرد و گفت: فرمایشات رهبر انقلاب درباره سند ۲۰۳۰ در زمانی که مسئولان در خواب غفلت بودند خطری بزرگ را از انقلاب اسلامی دفع کرد.

آیت الله سید محمد موسوی اضافه کرد: هدف از تکلیف کردن سند ۲۰۳۰ به ایران حذف اصول دین و ارزش ها و جایگزینی اباحی‌گری به اسم توسعه پایدار است.

وی از حذف درس کودک فداکار به عنوان نمونه ای از تلاش ها برای  حذف ارزش ها نام برد و تصریح کرد: آموزش بی بندوباری، بی دینی، انکار اصول دین و از جمله خطراتی بود که با اجرای سند ۲۰۳۰ دانش آموزان ما را تهدید می کرد.

رئیس شورای فرهنگ عمومی آران و بیدگل با اشاره به تصویب و ابلاغ سند ۲۰۳۰ در شهریورماه ۹۵ در هیات دولت بیان کرد: سخنان وزیر آموزش و پرورش و اظهار بی اطلاعی او از اهداف پشت پرده سند عذر بدتر از گناه است.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

وی عدم حضور خود برای استقبال از وزیر آموزش و پرورش در سفر اسفندماه به آران و بیدگل را یادآور شد و اظهار کرد: دلیل اصلی من برای شرکت نکردن در استقبال از وزیر علی رغم حضورم در شهر انتقاد به سند ۲۰۳۰ بود.


نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

آیت الله موسوی با گلایه از رسانه ها برای خرده گیری از حضور نیافتن در مراسم و عدم پوشش پاسخ وی در خطبه های نماز جمعه تاکید کرد: بنده اعتقاد دارم کسی که سند خیانت به نسل آینده را امضا کرده لیاقت وزارت نظام اسلامی را ندارد.

امام جمعه آران و بیدگل با انتقاد از عدم موضع گیری صحیح رؤسای سه قوه و شورای عالی انقلاب فرهنگی در برابر اجرای سند ۲۰۳۰ خاطرنشان کرد: انتظار از سران قوا و شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که قبل از ورود رهبر انقلاب به موضوع از این اجرای سند جلوگیری می‌کردند

سیاسی

عصرایران - سند مقدمه ای دارد مبنی بر این که رهبران و مردم جهان بر آن هستند که تا سال 2030، به فقر،گرسنگی ،خشونت، فساد، قاچاق و ... پایان دهند و به سوی کرامت انسانی، صلح، عدالت، رعایت برابری، رفاه، ، مدیریت پایدار منابع طبیعی،گسترش بهداشت، تامین آب آشامیدنی برای همه، توانمندسازی زنان و دختران، محترم شمردن تنوع فرهنگی،حمایت از اقشار آسیب پذیر، مردمسالاری، بهبود محیط زیست، توسعه مناطق روستایی،توسعه آموزش های عمومی و فنی و حرفه ای، ترویج تفاهم، اشتغالزایی، و نظایر این ها حرکت کنند.

 سپس بر لزوم تلاش همه دولت ها برای رسیدن به اهداف توسعه ای 2030 تأکید شده است.

بعد از آن 17 هدف اصلی سند 2030، بیان شده اند که عبارتند از:

1- پایان دادن به فقر در تمامی اشکال آن در همه جا

2- پایان دادن به گرسنگی، دستیابی به امنیت غذایی و بهبود تغذیه و ترویج کشاورزی پایدار

3- تضمین زندگی سالم و ترویج رفاه برای همه در تمام سنین

4- تضمین کیفیت آموزش فراگیر و عادلانه و ایجاد فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه

5- دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمند سازی تمام زنان و دختران

6- تضمین در دسترس بودن و مدیریت پایدار آب و فاضلاب برای همه

7- تضمین دسترسی به انرژی ارزان قیمت، قابل اعتماد، پایدار و مدرن برای همه

8- ترویج رشد فراگیر و پایدار اقتصادی، اشتغال کامل و مولد و شغل مناسب برای همه

9- ایجاد زیرساخت انعطاف پذیر، ترویج صنعتی سازی فراگیر و پایدار و تقویت نوآوری

10- کاهش نابرابری در درون و میان کشورها

11- تبدیل شهرها و سکونت گاه های انسانی به مکان های همه شمول، مقاوم و پایدار
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030
12- تضمین الگوی تولید و مصرف پایدار

13- اقدام فوری برای مبارزه با تغییرات آب و هوا و اثرات آن

14- حفظ و استفاده پایدار از اقیانوسها، دریاها و منابع دریایی برای توسعه پایدار

15- حفاظت، بازیابی و ترویج استفاده پایدار از اکوسیستم های زمینی، مدیریت پایدار جنگل ها، مبارزه با بیابان زایی، متوقف و معکوس نمودن فرسایش زمین و توقف از بین بردن تنوع زیستی

16- ترویج جوامع صلح طلب و فراگیر برای توسعه پایدار، دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد نهادهای موثر، پاسخگو و فراگیر در تمام سطوح

17- تقویت ابزارهای اجرایی و احیای مشارکت جهانی برای توسعه پایدار

بعد از تعیین اهداف، سند 2030، هر هدف را توضیح می دهد که به طور خلاصه چنین است:
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030


هدف اول: پایان دادن به فقر در تمامی اشکال آن در همه جا

- ریشه کنی فقر مطلق(فقر مطلق به درآمد روزانه کمتر از 1.25 دلار اطلاق می شود)
- نصف کردن تعداد فقرا
- ایجاد نظام حمایتی از فقرا، سرمایه گذاری برای فقرزدایی و حق دسترسی فقرا به منابع

هدف دوم: پایان دادن به گرسنگی، دستیابی به امنیت غذایی و بهبود تغذیه و ترویج کشاورزی پایدار

- تضمین دسترسی همه به ویژه نوزادان به غذای سالم و کافی و رفع سوء تغذیه
- افزایش دوبرابری درآمد و بهره وری تولیدکنندگان کوچک کواد غذایی کوچک
- تضمین نظام های پایدار تولید مواد غذایی و افزایش سرمایه گذاری در این حوزه از جمله تربیت کشاورز
- حفظ تنوع ژنتیکی دانه ها و گیاهان و حیوانات
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030


هدف سوم: تضمین زندگی سالم و ترویج رفاه برای همه در تمام سنین

- کاهش مرگ و میر مادران به میزان 70درصد
- کاهش مرگ و میز نوزادان و کودکان
- پایان دادن به بیماری های واگیر مانند ایدز، سل، مالاریا
- کاهنتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030ش مرگ و میرهای ناشی از بیماری های غیر واگیر و بیماری های ناشی از آلودگی آب و هوا و خاک

- کاهش مصرف مواد مخدر و کنترل تولید توتون و تنباکو
- به نصف رساندن مرگ و میرهای ناشی از تصادفات
- تضمین دسترسی جهانی به خدمات بهداشتی و درمانی در همه موارد مورد نیاز انسان ها از جمله مسائل جنسی و باروری بدون مواجه شدن با مشکلات مالی
-  توسعه واکسیناسیون
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

هدف چهارم: تضمین کیفیت آموزش فراگیر و عادلانه و ایجاد فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه

- تضمین آموزش رایگان همگانی تا دیپلم به صورت رایگان و دسترسی به آموزش های پیش دبستانی
- توسعه آموزش های فنی و حرفه ای
- دسترسی عمومی به تحصیلات دانشگاهی
- ریشه کنی نابرابری های جنسیتی در آموزش و تضمین دسترسی برابر به همه مقاطع آموزش و تربیت فنی و حرفه ای برای اقشار آسیب پذیر از جمله معلولان ، افراد بومی وکودکانی که در شرایط آسیب پذیر زندگی می کنند و یا خود آسیب پذیر هستند
- آموزش سواد به بزرگسالان
- تضمین این که همه فراگیران به دانش و مهارتهای لازم برای ترویج توسعه پایدار دست یابند به وِیژه از طریق آموزش برای توسعه پایدار و آموزش و ترویج شیوه های زندگی پایدار، حقوق بشر، تساوی جنسیتی، ترویج فرهنگ صلح و نبود خشونت، شهروندی جهانی و احترام به تنوع فرهنگی و مشارکت فرهنگ در تحقق توسعه پایدار
- بروز رسانی امکانات آموزشی و تامین فضاهای دور از خشونت برای آموزش
- افزایش تعداد بورس های اعطایی در رشته های فنی و حرفه ای و فناوری اطلاعات و مهندسی و علمی
- افزایش قابل ملاحظه تأمین معلمان
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030


هدف پنجم: دستیابی به تساوی جنسیتی و توانمند سازی تمام زنان و دختران
(این بخش خلاصه نویسی نشده و عینا نقل شده است)


- پایان دادن به همه اشکال تبعیض علیه زنان و دختران در همه جا
-ریشه کنی همه انواع خشونت علیه زنان و دختران در حوزه های عمومی و خصوصی، از جمله: در زمینه قاچاق انسان و سوء استفاده جنسی و غیره...
- ریشه کنی همه اقدامات زیان بار مانند ازدواج کودکان، ازدواج در سنین بسیار پایین و ختنه زنان
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

- به رسمیت شناختن و ارج نهادن به مراقبت های داخل منزل و خانه داری (کار در منزل) بدون دستمزد از طریق : تامین خدمات عمومی، ایجاد زیر بناها و تنظیم سیاست های حفاظت اجتماعی و ترویج مسؤولیت مشترک در منزل و در محیط خانواده، تا حدی که مقررات ملی اجازه دهند.
- تضمین مشارکت کامل و موثر زنان و در اختیار قرار دادن فرصت های برابر (با مردان) برای انتصاب به مسولیت های بسیار بالا در همه سطوح تصمیم گیری در حوزه های سیاسی، اقتصادی و همچنین در زندگی عمومی
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

- ضمانت دسترسی جهانی به بهداشت باروری و جنسی و دسترسی به حقوق باروری در راستای توافق های انجام شده در جریان کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه و اعلامیه  و برنامه اقدام پکن، بر مبنای اسناد نهایی به دست آمده از کنفرانس های بازنگری برگزار شده در این ارتباط
- انجام اصلاحاتی برای برقراری تساوی حقوق زنان و مردان به منظور دسترسی زنان به منابع اقتصادی و امکان مالکیت و کنترل دارایی ها از قبیل: زمین و سایر اشکال دارایی توسط آنان و همچنین برقراری حق دسترسی زنان به خدمات مالی، ارثیه، و منابع طبیعی، درراستای قوانین ملی(کشورها)
- ارتقای کاربرد فناوری توانمند کننده، به ویژه فناوری اطلاعات و ارتباطات به منظور ترویج توانمد سازی زنان
- تقویت و اتخاذ سیاست های مطمئن و مناسب و همچنین وضع قوانین قابل اجرا برای ترویج تساوی جنسیتی و توانمندسازی همه زنان و دختران در کلیه سطوح
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

هدف ششم: تضمین در دسترس بودن و مدیریت پایدار آب و فاضلاب برای همه

- دسترسی همگانی به آب آشامیدنی
- دستیابی به بهداشت کافی و پایان دادن به انجام قضای حاجت در ملأ عام و بذل توجه خاص به نیازهای زنان و دختران و افراد آسیب پذیر
- ریشه کنی تخلیه زباله در منابع آبی
- احیای تالاب ها  و رودخانه ها و منابع آبی
- همکاری های بین المللی در حوزه آب مانند تصفیه و شوری زدایی

هدف هفتم: تضمین دسترسی به انرژی ارزان قیمت، قابل اعتماد، پایدار و مدرن برای همه

- تضمین دسترسی به خدمات مقرون به صرفه انرژی
-افزایش انرژی های تجدید پذیر و بهره وری در حوزه انرژی
- گسترش زیر ساخت های انرژی
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030


هدف هشتم: ترویج رشد فراگیر و پایدار اقتصادی، اشتغال کامل و مولد و شغل مناسب برای همه

- افزایش رشد اقتصادی کشورها به حداقل 7 درصد
- افزایش سطح بهره وری
- حمایت از اشتغال شرافتمندانه، کارآفرینی . خدمات کوچک و متوسط و کاهش بیکاری و ریشه کنی کار اجباری و برده داری نوین
- جداسازی رشد اقتصادی از تخریب محیط زیست
- دستیابی به اشتغال شرافتمندانه و سودآور برای همه و تحقق دستمزد مساوی برای همه فعالیت های دارای ارزش یکسان
- امن سازی فضاهای کار به ویژه برای زنان مهاجر
- ترویج گردشگری که بتواند به تولید کار و ترویج فرهنگ و تولیدات محلی کمک کند
- افزایش ظرفیت موسسات مالی داخلی

هدف نهم: ایجاد زیرساخت انعطاف پذیر، ترویج صنعتصویر مرتبط
تی سازی فراگیر و پایدار و تقویت نوآوری


- ایجاد زیرساخت های پایدار برای توسعه اقتصادی و رفاه ملی
- صنعتی شدن پایدار و افزایش سهم صنعت در اشتغال و تولید ناخالص داخلی
- افزایش دسترسی فعالیت های تجاری کوچک به خدمات مالی
- بروز رسانی صنایع و سازگاری آنها با محیط زیست
- گسترش پژوهش های علمی
- پشتیبانی از توسعه داخلی فناوری و نوآوری و دسترسی بیشتر به فناوری اطلاعات و ارتباطات
 
هدف دهم: کاهش نابرابری در درون و میان کشورها
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030


- افزایش درآمد قشر فقیر به بالاتر از میانگین ملی
- توانمندی همه افراد برای حضور در عرصه های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و ایجاد فرصت های برابر برای همه
- سیاستگذاری به ویژه در حوزه های مالی، دستمزد و حمایت اجتماعی و دستیابی تدریجی به تساوی بیشتر
- تضمین حضور پر رنگ تر کشورهای در حال توسعه در تصمیم گیری های موسسات مالی و اقتصادی بین المللی
- تسهیل مهاجرت مسؤولانه
- کمک بیشتر مالی به کشورهای نیازمند
- کاهش هزینه های نقل و انتقال وجوه ارسالی کارگران مهاجر به کمتر از 3 درصد

هدف یازدهم: تبدیل شهرها و سکونت گاه های انسانی به مکان های همه شمول، مقاوم و پایدار
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

- تضمین دسترسی عمومی بهمسکن ایمن و مقرون به صرفه و نوسازی محله های فقیر
- فراهم سازی دسترسی به حمل و نقل ایمن به ویژه برای زنان، دختران و معلولان
- حفظ میراث فرهنگی و طبیعی
- کاهش مرگ و میر ناشی از بلایای طبیعی
- توجه به کیفیت هوا و مدیریت زباله ها
- گسترش فضای سبز عمومی، ایمن و فراگیر به ویژه برای زنان و کودکان و سالمندان و معلولان
- برقراری پیوند بین مناطق شهری و حومه و روستایی
- حمایت از یاخت بناهای مقاوم با استفاده از مصالح محلی و ارائه کمک های مالی و فنی به آنها
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030


هدف دوازدهم: تضمین الگوی تولید و مصرف پایدار

- اجرای برنامه ده ساله مرتبط با الگوی تولید و مصرف پایدار با توجه به توانمندی های کشورهای در حال توسعه
- مدیریت پایدار منابع طبیعی و حفظ محیط زیست در روند تولید و مصرف
- کاهش هدر رفت مواد غذایی
- کاهش تولید زباله و افزایش بازیافت
- دسترسی عمومی به اطلاعات مرتبط با توسعه پایدار
- حمایت از کشورهای در حال توسعه در جهت توسعه علمی و فنی
-  پایش آثار توسعه پایدار بر گردشگری پایدار
- منطقی سازی یارانه های ناکارآمد سوخت های فسیلی

هدف سیزدهم: اقدام فوری برای مبارزه با تغییرات آب و هوا و اثرات آن

- تقویت مقاومت در برابر بلایای طبیعی
- آموزش و هشدار به موقع در خصوص بلایای طبیعی
- تخصیص 100 میلیارد دلار آمریکا برای تامین نیازهای کشورهای در حال توسعه در جهت کاهش تغییر اقیلم
 نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030
هدف چهاردهم: حفظ و استفاده پایدار از اقیانوسها، دریاها و منابع دریایی برای توسعه پایدار

- کاهش آلودگی دریاها و اقیانوس ها
- حفاظت از بوم سازگان دریایی و ساحلی
- کاهش آثار اسیدی شدن محیط دریایی
- قانونمند شدن صیادی جمعی و پایان دادن به صید بی رویه
- ارتقاء دانش فناوری دریایی
- حذف یارانه های تعیین شده برای برخی اشکال ماهیگیری مخرب
- افزایش حفاظت و استفاده پایدار از اقیانوس ها و منابع آن

هدف پانزدهم: حفاظت، بازیابی و ترویج استفاده پایدار از اکوسیستم های زمینی، مدیریت پایدار جنگل ها، مبارزه با بیابان زایی، متوقف و معکوس نمودن فرسایش زمین و توقف از بین بردن تنوع زیستی
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

- حفاظت، احیاء و استفاده پایدار از جنگل ها ، تالاب ها ، کوه ها و نواحی خشک
- توقف جنگل زدایی
- مبارزه با بیابان زایی
- کاهش تخریب زیستگاه های طبیعی و جلوگیری از انقراض گونه های در معرض خطر
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030
- اشتراک گذاری منصفانه مزایای ناشی از استفاده از  منابع ژنتیک در راستای توافقات بین المللی
- پیشگیری از پدیدار شدن گونه های مهاجم و بیگانه در زیست بوم های خشکی و آبی
- مبارزه با صید غیرقانونیو و قاچاق گونه های حفاظت شده
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

هدف شانزدهم: ترویج جوامع صلح طلب و فراگیر برای توسعه پایدار، دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد نهادهای موثر، پاسخگو و فراگیر در تمام سطوح

- کاهش همه اشکال خشونت و مرگ و میرهای ناشی از آن
- پایان دادن به سوء استفاده و استثمار کودکان
- گسترش عدالت برای همه
- مبارزه با جرایم سازمان یافته و کاهش جریان غیرقانونی پول و اسلحه
- کاهش قابل ملاحظه فساد و رسوه خواری
- پاسخگویی و شفافیت مؤسسات
- تضمین تصمیم گیری نتیجه بهش و مشارکتی و نمایان همه افراد جامعه
- تقویت حضور کشورهای در حال توسعه در نهادهای بین المللی مانند سازمان ملل متحد
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030

- تأمین هویت قانونی از جمله خدمات ثبت احوال برای همه
- تأمین دسترسی عمومی به اطلاعات و پاسداشت آزادی های بنیادین
- مبارزه با تروریسم
- ترویج و اجرای قوانین عاری از تبعیض برای توسعه پایدار
نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030


هدف هفدهم: تقویت ابزارهای اجرایی و احیای مشارکت جهانی برای توسعه پایدار

- تقویت فعالیت های مرتبط با منابع مالی داخلی مانند جمع آوری مالیات
- اختصاص 0.7 درصد از درآمد ناخالص ملی کشورهای توسعه یافته به کشورهای دارای پایین ترین سطح توسعه یافتگی
- کمک به کشورهای در حال توسعه برای پرداخت دیون
- سرمایه گذاری در کشورهای دارای پایین ترین سطح توسعه یافتگی
- افزایش امکان دسترسی به علم، فناوری و نوآوری و ارتقای همکاری های شمال-جنوب و جنوب-جنوب
- راه اننتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030دازی بانک فناوری

- حمایت بین المللی از طرح های ملی کشورهای در حال توسعه
- بهبود تجارت و افزایش سهم صادرات کشورهای در حال توسعه
- ارتقای ثبات اقتصادی کلان، ترویج مشارکت بخش خصوصی در اقتصاد
- به اشتراک گذاری دانش،تخصصنتیجه تصویری برای عکس های راجع به تفاهم نامه 2030، فناوری و منابع مالی  با هدف رشد کشورهای در حال توسعه


بعد از برشماری اهداف، مجدداً بر کمک به کشورهای در حال توسعه، کشورهای فقیر محصور در خشکی، کشورهای کوچک جزیره ای، اجرای مقررات و توافقنامه های بین المللی، تأکید می شود. از لزوم راه اندازی پایگاه اینترنتی با هدف نشر اطلاعات سخن گفته می شود و سپس تصریح می شود که کشورهای جهان در 15 سال آینده، اهداف فوق را پیگیری خواهند کرد. همچنین در ادامه آمده است که پیگیری و بازبینی به شکل داوطلبانه و کشوری انجام خواهد شد و گزارش سالانه اقدامات کشورها توسط دبیرکل سازمان ملل تهیه خواهد شد.کشورها نیز در سه سطح ملی، منطقه ای و کشوری در این خصوص برنامه ریزی، اقدام و همکاری خواهند کرد تا سطر آخر سند محقق شود: تبدیل جهان به مکانی بهتر در سال 2030 .
تصویر مرتبط


  • کیوان گیتی نژاد
  • ۰
  • ۰

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


سازمان مجاهدین خلق ایران سازمان سیاسی اسلام‌گرا و چپ‌گرایی با ساختار شبه‌نظامی است.این سازمان در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴[۲۸] به رهبریِ محمد حنیف‌نژاد و یارانش از جُمله علی‌اصغر بدیع‌زادگان و سعید محسن پایه گذاشته‌شد. سازمان مجاهدین پس از شکل‌گیری، به اقدام مسلحانه علیه دودمان پهلوی پرداخت. سازمان از اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی متحمّل ضربات سختی از سوی سازمان امنیت و اطلاعات کشور (ساواک) شد و رهبران سازمان به حکم دادگاه نظامی وقت، به جُرم «اقدام علیه امنیت کشور، اعمال تروریستی و ترور اتباع ایرانی و آمریکایی»، به اعدام محکوم و برخی نیز زندانی شدند. در سال ۱۳۵۴ خورشیدی عده‌ای به رهبریِ تقی شهرام و بهرام آرام اقدام به ترور و حذف اعضای مذهبی از جمله مجید شریف واقفی در بیرون زندان کردند، و با دست گرفتن قسمتی از سازمان، بیانیهٔ اعلام تغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم را منتشر کرند. پس از آن؛ اعضای سازمان به دو دسته تقسیم شدند. گروهی به رهبری مسعود رجوی بر مواضع پیشین وفادار ماندند و گروهی به اپورتونیست جدید پیوستند.[

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، بخش مذهبی سازمان مجاهدین خلق به رهبری موسی خیابانی و مسعود رجوی موفق به یارگیری گسترده در بین قشرها مختلف جامعهٔ ایران شد، امّا بر سر اختلاف نظر با روحانیون وقت -از جمله روح‌الله خمینی- به مخالفت علیه نظام جمهوری اسلامی روی آورد. پس از تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ و عزل ابوالحسن بنی‌صدر این سازمان هدف خود را سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد. سازمان مجاهدین پس از بالا گرفتن مخالفت‌ها با خمینی و صدور حکم منافق خواندن مجاهدین دو سال بعد از جنگ ایران و عراق و پس از اعلام صلح صدام حسین به ایران در سال ۶۱ به عراق رفتند و در حالی که آن کشور با ایران در حال جنگ بود، با انتقال گسترده هواداران و طرفدارانش به عراق و با همکاری ارتش عراق، اقدام به تشکیل بازویی نظامی به نام «ارتش آزادی‌بخش ملی ایران» کرد و در کنار ارتش عراق در جنگ علیه ایران مشارکت

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

کرد.[۳۱] این نیروی نظامی در طول جنگ ایران و عراق، از سوی خاک عراق، بیش از یکصد عملیات نظامی علیه مواضع نیروهای ایرانی شکل داد.[۳۲] مهمترین عملیات نظامی سازمان در سال ۱۳۶۷ تحت عنوان فروغ جاویدان انجام شد و جمهوری اسلامی در واکنش به آن اعدام زندانیان سیاسی (تابستان ۱۳۶۷)|همه اعضای زندانی سازمان را که حاضر به برائت از سازمان و ابراز ندامت از اعمالخود نشده بودند را در زندان‌های ایران اعدام کرد. اگرچه آمار دقیقی از تعداد کشته شدگان منتشر نشده ولی گفته می‌شود این تعداد حداقل ۵۰۰ نفر بوده است. این سازمان از سوی منتقدینِ دینی و برخی مخالفینِ سیاسیِ خود با نام‌های متنوعی مورد اشاره قرار می‌گیرد. در ادبیّاتِ حکومتی ایران از سازمان مجاهدین خلق با عناوینی چون «سازمان منافقین» یاد می‌شود.

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

در سال ۱۹۸۶ میلادی دولت فرانسه مجاهدین را مجبور به خروج از پاریس کرد و از آن پس مرکز استقرار آنها شهر بغداد پایتخت عراق شد. مجاهدین پس از آن در اردوگاهی تازه تأسیس با نام اردوگاه اشرف مستقر شدند. پس از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف ضد ترور از سال ۲۰۰۳ تا اول ژانویه ۲۰۰۹ توسط آمریکائی‌ها حفاظت می‌شد. پس از چند سال به تدریج اردوگاه اشرف تخلیه شد و اعضای باقی مانده در عراق نخست در کمپ لیبرتی مستقر شدند و سپس به کشور آلبانی منتقل گشتند.

در دوران حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی از لقب «مارکسیست اسلامی» برای این سازمان استفاده می‌شده‌است.[نیازمند منبع]

بسیاری از اعضای جدا شده و همچنین محققین این سازمان را دارای ماهیت فرقه‌ای دانسته و از عنوان فرقه رجوی برای اشاره بدان استفاده می‌گردد.[۳۴]


قبل از انقلاب

سازمان مجاهدین خلق ایران، خواستار قطع ارتباط با آمریکا و افشای اسامی جاسوسان سیا شد. ۱۴ آبان ۱۳۵۴

بنیان‌گذاران این سازمان، محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و علی‌اصغر بدیع‌زادگان که از فعالان مسلمان جبهه ملی دوم ایران بودند (که پس از تشکیل نهضت آزادی، از فعّالان یا هواداران آن سازمان شدند) و یکی از اعضای نهضت آزادی به نام عبدالرضا نیک بین رودسری معروف به «عبدی»، گرد هم آمدند و سازمانی را بنیان نهادند. در نخستین بیانیهٔ سازمان که در ۲۰ بهمن ۱۳۵۰ پراکنده شد، آمده است:

... هستهٔ اولیّهٔ سازمان که هم اکنون برای اولین بار نام آنرا فاش می‌کنیم در ۶ سال قبل و با شرکت برخی از کادرهای سابق نهضت آزادی ایران … به شکل مخفی بنیاد یافت …

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


حنیف‌نژاد در بازجویی‌های خود چنین اعتراف کرده است:

... حاصل آنکه کم‌کم به فکر حل مسئله افتادم. آن‌وقت مدّتی بود که با سعید محسن و عبدالرضا نیک بین آشنا شدم با هم قرار گذاشتیم که مطالعاتی داشته باشیم … قرار بر این گذاشتیم که افرادی را در دور خودمان عضوگیری کنیم و آن‌ها را به مطالعه بکشانیم.


پیشنهاد سازمان مجاهدین خلق در مورد استفاده از سفارت‌خانه‌های آمریکا و اسرائیل، ۱۹ آبان ۱۳۵۸

شکل گیری نام و آرم سازمان

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


نام سازمانی گروه، در دورانی «سازمان آزادی بخش ایران» خوانده می‌شد و سپس «سازمان مجاهدین خلق» نام گرفت. البته هیچ‌یک از دو نام «آزادی بخش ایران» و «مجاهدین خلق» تا آن‌جا که بررسی‌ها نشان می‌دهد، از سوی بنیان‌گذاران و کادر مرکزی سازمان برگزیده نشده است. لیکن در مورد این که نام و آرم سازمان از سوی چه کسانی پیشنهاد، تصویب و در چه تاریخی روی آن توافق شد، سکوت شده است. تا قبل از شهریور ماه ۱۳۵۰ که بیش از هفتاد تن از بنیانگذاران، کادر مرکزی و شماری از اعضای هواداران و سمپات سازمان از سوی رژیم شاه بازداشت شدند، هنوز سازمان دارای نام و آرمی نبوده است. حنیف‌نژاد پس از بازداشت در بازجو یی‌های خود صریحاً اعلام کرده است که:


نتیجه تصویری برای منافقین خلق

... گروه ما اسم نداشت، می‌گفتیم «سازمان»

سعید محسن نیز در این زمینه در بازجویی‌های خود یادآور شده است:

ما برای سازمان خود اسمی نگذاشته بودیم و چون احتیاجی به معرفی پیدا نکرده بودیم، لذا ضرورت اسم گذاری معلوم نشده بود. در کلّیهٔ نوشته‌ها و مابین تمام افراد فقط لغت «سازمان» در اثر تکرار مصطلح شده بود، در مدارک خارجی ما هم به هیچ وجه نامی جز سازمان مطرح نگردیده است


نتیجه تصویری برای منافقین خلق

علی میهن‌دوست نیز در بازجویی‌های خود اظهار داشته است که:

... سازمان ما نام مشخصی نداشت. «سازمان آزادی بخش ایران» نام سازمان ما نیست. ما هنوز دارای استراتژی مشخصی نبودیم

شروع فاز مسلحانه با حکومت شاهنشاهی ایران

برخی از بنیان‌گذاران سازمان در بازجویی‌های خود به نقش قیام ۱۵ خرداد در گرایش آنان به مبارزهٔ مسلحانه اعتراف کرده‌اند. محمد حنیف‌نژاد در بازجویی‌های خود آورده است:

... چندین ماه اول تصمیم داشتم که اگر از زندان خارج شدم برای تحصیل به اروپا یا آمریکا بروم و در ایران نباشم ولی کشتار عام مردم در پانزده خرداد مرا بر این واداشت که دربارهٔ این کشتار بیشتر فکر کنم و در نتیجه از فکر مسافرت به خارج منصرف شدم …

سعید محسن نیز در بازجویی‌های خود آشکارا اعتراف کرده است که:

... شاید اگر جریان ۱۵ خرداد نبود، من نیز مثل دیگران همه چیز را فراموش می‌کردم. برخورد ۱۵ خرداد و این‌که طبقات پایین در این جریان به سادگی کشته شدند در حالی که در جریان دانشگاه حداکثر به چند ماه زندانی قناعت می‌شد، روحیهٔ مقاومت را در من زنده کرد. این سؤال بارها در ذهن من تکرار می‌شد که چه شد که در عرض چند روز مردم جلو گلوله رفتند و در حالی که در طول سه سال، مبارزه از اعلامیه پخش کردن تجاوز نکرد. در تحلیل بعدی به این نتیجه رسیدم که طبقات پایین جامعه زیر فشارند و برایشان مرگ و زندگی فاصلهٔ زیادی ندارد ولی طبقات مرفه فاصلهٔ مرگ و زندگیشان بسیار زیاد است …


نتیجه تصویری برای منافقین خلق

پس از دستگیری، محاکمه و محکومیت رهبران نهضت مانند مهدی بازرگان، یدالله سحابی و محمود طالقانی، تحت تأثیر برخوردهای خشن حکومت شاه با مخالفان و سرکوب قیام ۱۵ خرداد و شکست مبارزات مسالمت آمیز، پاسخ‌ها و رویکردهای سیاسی نهضت آزادی در نگاه این جوانان، پاسخ‌های معقول و راه‌گشا به حساب نمی‌آمد و آنان در جریان تدوین استراتژی به مبازره قهرآمیز و تفسیری رادیکال از اسلام رسیده و به تدریج با بهره‌گیری از تئوری‌های انقلابیون آمریکای لاتین، شیوهٔ جنگ چریکی شهری و کار مخفی سازمانی و مسلح شدن را در تاکتیک پذیرفتند.[۳۵]

شکل گیری دوباره پس از دستگیری رهبران سازمان

تلگراف سازمان مجاهدین خلق ایران به روح‌الله موسوی خمینی

در شهریور سال ۱۳۵۰ و در آستانهٔ برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی، ۱۳ نفر از سران سازمان دستگیر و پس از شکنجه ۱۲ نفر از آنان اعدام شدند. تنها فردی که از مجازات اعدام نجات یافت مسعود رجوی بود[۳۶] که بعدها رهبری سازمان را در اختیار گرفت. در آذر ماه همان سال رضا رضایی از کادرهای سازمان توانست از زندان فرار کند و تا روز کشته شدنش در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲، نقش مهمی در رهبری و سازماندهی مجدد و عملیات نظامی مجاهدین ایفا کرد. بدین ترتیب بقایای سازمان به فعّالیّت خود ادامه دادند و سازمان با چند عمل مسلحانه در جامعه شناخته شد.[نیازمند منبع]

در دهه ۱۳۵۰ با مقابله شدید ساواک با نیروهای سیاسی مسلح، سازمان مجاهدین نیز در شرایط دشواری به فعّالیّت مخفی خود ادامه می‌داد و از حمایت بعضی از روشنفکران مذهبی مسلمان و روحانیون شیعه برخوردار بود.[

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

تغییر ایدئولوژی

تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین در سال ۱۳۵۴ کمی بعد از فرار تقی شهرام از زندان ساری صورت گرفت. در آن زمان اکثریت اعضای مرکزیت «سازمان مجاهدین خلق» که خارج از زندان بود، تحت تأثیر تقی شهرام و بهرام آرام به مارکسیسم گرویدند. آنها در نخستین اعلامیه خود پس از تغییر ایدئولوژی آوردند:

«در آغاز گمان می‌کردیم می‌توانیم مارکسیسم و اسلام را ترکیب دهیم و فلسفه جبر تاریخ را بدون ماتریالیسم و دیالکتیک بپذیریم. اینک دریافتیم که چنین پنداری نا ممکن است… ما مارکسیسم را انتخاب کردیم زیرا راه درست و واقعی برای رها ساختن طبقه کارگر زیر سلطه است».


نتیجه تصویری برای منافقین خلق

اما اکثریت اعضای سازمان در داخل زندان که در راس آنها افرادی چون مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی و موسی خیابانی قرار داشتند در اصول خود و پایبندی به اسلام باقی ماندند. مسعود رجوی اعلام گرایش سازمان به مارکسیسم را یک حرکت فرصت‌طلبانه اعلام نمود و آنرا زمینه‌ساز رشد تمایلات راست ارتجاعی خواند. بخش خارج از کشور نیز به طور جداگانه مخالفت خود را با این حرکت فرصت طلبانه با صدور اعلامیه‌ای با امضای «تعدادی از اعضای سازمان» اعلام نمودند.

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


درگیری‌های خونینی نیز بر اثر اختلافات مجاهدین مارکسیست و مسلمان رخ داد. مجید شریف واقفی، لبافی‌نژاد و مرتضی صمدیه لباف به دست مارکسیست‌های حاکم بر سازمان ترور شدند. تراب حق‌شناس از بازماندگان جمع اولیه تشکیل‌دهنده سازمان مجاهدین خلق که در سال ۵۴ به مارکسیسم گرایید، در توضیح این تغییر ایدئولوژی می‌گوید:

به نظر من خیلی‌ها تغییر ایدئولوژی مجاهدین را عمدتاً از زمینه‌ای که داشت جدا می‌بینند. مجاهدین سالهای ۴۰ و ۵۰ اول مبارز بودند و سپس مسلمان. برای ما در درجه اول این مهم بود که باید با رژیم شاه مبارزه کرد. اهداف ما البته با معیارهای مارکسیستی نمی‌خواند و طبعاً ما کمونیست نبودیم ولی نظریه‌مان شکل تمام‌خلقی، عدالت‌جویانه، ضدامپریالیستی و ضداستبدادی داشت و چنین هم بودیم. گیرم از فرهنگ مذهبی که بر ما حاکم بود، برای پیشبرد نظرمان استفاده می‌کردیم. ما اگر چنانچه در آمریکای لاتین


تصویر مرتبط

بودیم ممکن بود از انجیل همان چیزها را بیرون بیاوریم و استفاده کنیم. از طرف دیگر به همین دلیل که ما اول مبارز بودیم یعنی با تضاد فقر و ثروت آشنا بودیم و با سلطه و حاکمیت این سیستم قصد مبارزه داشتیم طبیعی است از چیزی که به آن «علم انقلاب زمانه»

تصویر مرتبط


می‌گفتیم یعنی مارکسیسم روی نتابیم و نسبت به آن نظر خوبی داشته باشیم. به همین دلیل انقلاب کوبا یا انقلاب چین برایمان اهمیت داشتند؛ و نه از این جهت بود که سیستم کسب قدرت از طریق حزب یا کانونهای مسلح اهمیت داشت، برای ما این مسئله کمتر مطرح بود. نظرمان بر این بود که هر طور شرایط خودمان ایجاب می‌کند عمل کنیم، نه با دنباله روی از این یا آن تز. اینکه در سال ۵۲ رژیم می‌گفت مارکسیستهای اسلامی پر بیراه نمی‌گفت. بخاطر اینکه ما تکه‌بریده‌هایی از مارکسیسم و تکه‌بریده‌هایی از اسلام را کنار هم می‌گذاشتیم. برای ما پیش بردن امر مبارزه اجتماعی و رها شدن از آن چیزی که ما آن را خلاف عدالت اجتماعی و خلاف انسانیت می‌دانستیم یعنی امپریالیسم، استعمار، استبداد و استثمار مهم بود؛ بنابراین به نظرمان راه‌های پیموده شده در چین، کوبا، شوروی و تجربه انقلاب اکتبر کاملاً قابل مطالعه و آموزنده بود.

تصویر مرتبط


— ۵۰۰

بعد از این اتفاق، برخی از روحانیون (از جمله طالقانی، منتظری، ربانی شیرازی، مهدوی کنی، انواری، لاهوتی، و رفسنجانی) که از قبل در زندان درگیرهایی با زندانیان مارکسیست داشتند، در اطلاعیه‌ای در اسفند ۱۳۵۴ با اشاره به نجاست کفار، اعلام کردند که تمامی زندانیان مسلمان باید از هرگونه ارتباط با مارکسیستها (غذا خوردن، تماس بدنی، وسایل مشترک زندانیان هم‌بند، ...) پرهیز کنند.[۳۹]

عناصری که در بیرون از زندان گرایش سازمان به مارکسیسم را اعلام کرده بودند، بعد از انقلاب ۱۳۵۷ از نام مجاهدین دست کشیده و تحت عنوان سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر به فعالیت خود ادامه دادند و پس از انقلاب نیز رفته رفته به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی پرداختند. تقی شهرام اوایل انقلاب ایران توسط دادگاه انقلاب اسلامی اعدام شد.

پس از انقلاب اسلامی ایران

نوشتار اصلی: عملیات مهندسی
دیدار مسعود رجوی و موسی خیابانی با روح‌الله خمینی

در پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، مجاهدین خلق این واقعه را به رهبر انقلاب (آیت‌الله خمینی) و ملّت ایران تبریک گفتند[۴۰] و او را «امام» نامیدند.[۴۱] مسعود رجوی که مدتی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ و سرنگونی شاه، در ۳۰ دی ۱۳۵۷ از زندان آزاد شده و ریاست سازمان مجاهدین را به عهده گرفته بود، به همراه موسی خیابانی به دیدار آیت‌الله خمینی رفتند. مجاهدین با استفاده از فضای آزادتری که پدید آمده بود، با بالا گرفتن تب فعّالیت‌های سیاسی همچون سایر احزاب به سرعت رشد کرد. دیدگاه‌ها و نگرش‌های مختلف احزاب و گروه‌ها پیرامون نوع حکومت پس از سرنگونی حکومت پهلوی، مطالبات قومی و در خواست فدرالیسم در میان برخی اقوام ایران، دخالت برخی دولت‌های خارجی و نهایتاً ضعف نهادهای مدنی و فرهنگ فعالیت دموکراتیک، تب شدید فعالیت‌های سیاسی در ایران پس از انقلاب را به سمت تنش و درگیری مسلحانه پیش برد. مرگ طالقانی، باعث افزایش تنش میان دو طرف گردید، چرا که با توجّه به محبوبیت فراوان او در میان مجاهدین و مقبولیتش در بین روحانیون سنتی و دیگر گروه‌های مذهبی، دعوت او به آرامش ممکن بود کارساز واقع شود.

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


در پی تعیین صلاحیت نامزدهای اولین انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۵۸، مسعود رجوی به عنوان کاندید سازمان مجاهدین، اعلام آمادگی نمود که مخالفت برخی همچون جمعیت فدائیان اسلام را برانگیخت. این گروه طی نامهٔ سرگشاده‌ای به شورای انقلاب، خواستار حذف برخی کاندیداها، که منحرف نامیده بود، شد و عنوان داشت که در غیر این صورت، خود وارد عمل خواهد شد. متعاقباً در تاریخ ۲۹ دی، از آیت‌الله خمینی دربارهٔ انتخابات ریاست جمهوری و اعتقاد نامزدها به قانون اساسی، پرسشی به عمل آمد و وی در پاسخ نوشت:

کسانی که به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رأی مثبت نداده‌اند، صلاحیت ندارند، رئیس جمهور ایران شوند

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


با اعلام نظر آیت‌الله خمینی، رجوی از دور انتخابات کنار رفت و سازمان مجاهدین خلق تلویحاً وزارت کشور را در این امر مقصر قلمداد کرد.[۴۲] از آن روز به بعد، مجاهدین به صورت علنی به محکوم کردن حکم آیت‌الله خمینی پرداختند و مقامات دولتی نیز در پاسخ، به توقیف روزنامهٔ مجاهدین، که فروش آن ۱۶ برابر بیشتر از روزنامهٔ روحانیون حاکم (حزب جمهوری اسلامی) بود،[۴۳] بازداشت چندین تن از سران آن سازمان و ممنوع اعلام کردن فعّالیّت آن‌ها پرداختند. اتفاقات دیگری همچون دستگیری محمدرضا سعادتی، یکی از مهم‌ترین اعضای سازمان، آن هم به اتهام جاسوسی، وضعیت را وخیم‌تر کرد. در این مرحله، یعنی بعد از سرنگونی نظام سلطنتی، تا سرفصل ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که مجاهدین به آن فاز سیاسی می‌گویند، برنامهٔ کار مجاهدین فعالیت افشاگرانهٔ سیاسی بود. در همین ایام نشریهٔ مجاهد که ارگان رسمی سازمان مجاهدین بود با تیراژ قریب به ۵۰۰ هزار نسخه در سراسر کشور منتشر می‌گردید.

تصویر مرتبط

به دنبال کشمکش‌ها و اختلاف نظرهای رئیس جمهور وقت، ابوالحسن بنی‌صدر با حزب جمهوری اسلامی و تلاش ناموفقش در جهت سلب اختیارات آنان و در نتیجه از دست دادن حمایت آیت‌الله خمینی، از آن‌جا که او به تنهایی توان مقابله با مخالفانش را نداشت و پیش‌تر هیچ‌گاه به ایجاد یک حزب و یا ائتلاف اقدام نکرده بود، با مجاهدین خلق که پیش‌تر از آن‌ها به شدت انتقاد کرده بود، متحد شد.[۴۵] در اواخر ماه خرداد او که برای حفظ جان خویش در اختفا به سر می‌برد، مردم را به قیام فراخواند.[۴۶] مجاهدین خلق نیز در پی تعارضات شدید با نظام جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۹، از بنی‌صدر حمایت کرده و در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۶۰ از هوادارانشان خواستند تا علیه نظام به خیابان‌ها بریزند. یک روز پس از آن، تظاهرات خشونت‌آمیزی در شهرهای مختلف کشور به راه افتاد. در تهران حدود پانصد هزار نفر در خیابان‌ها به دادن شعار و اعتراض و درگیری با نیروهای نظام پرداخت

تصویر مرتبط

نظام نیز با اعلام آیت‌الله خمینی، مبنی بر اینکه «آنان که علیه حاکمان شرع حرف می‌زنند، با اسلام به مبارزه می‌پردازند»، به سرعت عکس‌العمل نشان داد. چنان‌که تنها در اطراف دانشگاه تهران حدود ۵۰ نفر کشته، ۲۰۰ نفر مجروح و ۱۰۰۰ نفر دستگیر شدند.[۴۸] روز بعد، بنی‌صدر برکنار و دستور بازداشت او توسط آیت‌الله خمینی، به اتهام خیانت و توطئه علیه نظام، صادر شد و به این ترتیب رقابت‌های سیاسی وارد عرصهٔ خشونت‌آمیزی گشت.

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


در روز هفتم تیر ۱۳۶۰ در حالی که در دفتر حزب جمهوری اسلامی، اجلاسی از سران آن در حال برگزاری بود، بمب قدرتمندی منفجر شده و بیش از هفتاد تن از مقامات بلندپایه حکومتی از جمله، دبیرکل حزب و رئیس دیوان عالی کشور بهشتی، چهار تن از وزرای کابینهٔ دولت، ۲۳ نمایندهٔ مجلس و چندین تن از دیگر مقامات ترور شدند.[۵۰] مدتی بعد کرسی ریاست جمهوری به محمدعلی رجایی سپرده شد و به سمت دبیر کل حزب جمهوری اسلامی انتخاب شد. هم چنین وی محمدجواد باهنر را به مقام نخست‌وزیری خویش برگزید. مسعود رجوی و ابوالحسن بنی‌صدر که در خفا به سر می‌بردند، توسط خلبان اختصاصی شاه سابق ایران، بهزاد معزی، طی یک عملیات پروازی از پایگاه یکم شکاری مهرآباد بوسیله یک جت با آرایش زنانه از کشور خارج و در فرودگاه پاریس فرود آمدند.[نیازمند منبع] رجوی و بنی‌صدر به همراه برخی گروه‌های دیگر، شورای ملی مقاومت را برای مبارزه با نظام جمهوری اسلامی تشکیل دادند.

تصویر مرتبط


دو ماه پس از حادثهٔ بمب‌گذاری ماه تیر، در انفجار مهیب دیگری در دفتر ریاست جمهوری به تاریخ ۸ شهریور، رجایی و باهنر ترور شدند. گرچه هیچ گروهی مسئولیت بمب‌گذاری‌ها را برعهده نگرفت، اما جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق را عامل این اقدامات اعلام نمود. با این وجود مجاهدین مسئولیت دیگر ترورها را پس از عزل بنی‌صدر پذیرفتند. از جمله ترورهایی که در فاصله چند ماه اتفاق افتاد، می‌توان به ترور امام جمعهٔ شهرهای تبریز، کرمان، شیراز، یزد و باختران، یک استاندار، سرپرست زندان اوین، تنی چند از قضات دادگاه‌های انقلاب، نمایندگان مجلس، مقامات پایین رتبه دولتی و اعضای سازمان‌های انقلابی اشاره کرد.[نیازمند منبع]

در ماه شهریور ۱۳۶۰، مجاهدین، هواداران جوان خود را برای اعتراض و درگیری مسلحانه با عوامل حکومتی به خیابان‌ها فرستادند. در تاریخ ۵ مهر ماه ۱۳۶۰ آنان از تیربار و نارنجک‌انداز آر پی جی علیه نیروهای سپاه پاسداران استفاده نموده و برخی از گروه‌های کوچکتر چپ‌گرا همچون چریک‌های فدایی، دست به اقدامات چریکی مشابهی زدند.[نیازمند منبع] حکومت وقت در پاسخ به اقدامات مسلحانه، نیروهای ضد اطلاعاتی سپاه را بسط داد و در ابعادی وسیع به دستگیری بسیاری از اعضای گروه و افراد مشکوک به همکاری با آنان شد.


نتیجه تصویری برای منافقین خلق

در روز ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ نیروهای سپاه پاسداران موفق به کشف محل اختفای اصلی رهبران مجاهدین در تهران در محلهٔ زعفرانیه شده و پس از محاصرهٔ آن محل و چند ساعت درگیری مسلحانه آن را تصرف کردند. در این واقعه ۲۳ نفر از جمله موسی خیابانی مرد شماره ۲ سازمان، آذر رضایی همسر موسی خیابانی و اشرف ربیعی، همسر اول مسعود رجوی، کشته و پسر خردسال مسعود و اشرف نیز به اسارت درآمد. این واقعه از سوی مجاهدین به «عاشورای مجاهدین» نامیده شد.[


تصویر مرتبط

با وجود وقوع حوادث خشونت‌آمیز سال ۱۳۶۰ و کشته شدن برخی مقامات بلندپایه، بر خلاف پیش‌بینی مجاهدین خلق و سایر مبارزان مسلح که با ضربه وارد آوردن بوسیله عملیات مسلحانه و حذف فیزیکی نیروهای «مکتبی»، امید به سلب قدرت و ضعیف نمودن آنان داشتند، نه تنها از قدرت این نیروها کاسته نگردید، بلکه تمامی مراکز تصمیم‌گیری نیز در اختیار آنان قرار گرفته و فضای سیاسی کشور بسته شد. بدین ترتیب، همه گروه‌های سیاسی، جز آنهایی که در ردیف نیروهای «مکتبی» قرار داشتند، از میدان خارج شدند.[۵۲]

انتقال به عراق

استقبال رسمی از مسعود رجوی توسط رئیس جمهور سابق عراق صدام حسین

در سپتامبر ۱۹۸۰ این گروه با انتقال به عراق، شروع به مبارزه علیه ایران با همکاری ارتش بعث عراق نمودند.[۵۳] در سال ۱۹۸۶ میلادی دولت فرانسه مجاهدین را به خروج از پاریس مجبور کرد و از آن پس مرکز استقرار آنها شهر بغداد پایتخت عراق شد. مجاهدین پس از آن به تأسیس شهری در شمال بغداد، در استان دیاله اقدام کردند. این شهر که شهر اشرف نامیده می‌شد، مرکز اقامت مجاهدین بود و پس از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف ضد ترور از سال ۲۰۰۳ تا اول ژانویه ۲۰۰۹ توسط آمریکائی‌ها حفاظت می‌شد. دولت عراق از اول ژانویه سال ۲۰۰۹ مسولیت ادارهٔ اردوگاه اشرف را به دست گرفت که این موضوع باعث نگرانی ساکنین این اردوگاه و حامیان آنها شده‌است.[

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

پس از انتقال اعضا به عراق، زوج‌ها ملزم به جدایی از یکدیگر شدند و سازمان فرزندانشان را به اروپا منتقل کرد.[۵۵] بسیاری از آنان دیگر فرزندانشان را ندیدند. یک بازدید کنندهٔ اروپایی از قرارگاه اشرف می‌گوید:

حدود دو دهه پیش، خانواده‌هایی که در این اردوگاه زندگی می‌کردند منحل شدند؛ زوج‌های متأهل به اجبار از هم طلاق گرفتند و بچه‌های آنان به خارج فرستاده شدند و بسیاری از آنان در حال حاضر با هواداران گروه در کشورهای غربی زندگی می‌کنند که سرگرم پرورش این کودکان براساس عقاید مجاهدین خلق هستند که یک ناظر بی‌طرف از آن به عنوان نوعی فرقه یاد کرده‌است.[۵۶]

پس از بازگشت مسعود رجوی در سال ۱۳۶۵ به عراق، در سال ۱۳۶۶ مجاهدین، ارتش آزادی‌بخش ملی رابه منظور سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، تأسیس کرده و در سراسر مرز ایران و عراق، دست به تهاجم علیه نیروهای جمهوری اسلامی زدند و تا مرداد ۱۳۶۷ بیش از صد رشته عملیات نظامی علیه سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی انجام دادند.

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


این سازمان همچنین متهم به همکاری با صدام در سرکوب و قتل‌عام کردها و شیعیان عراق است. هرچند که سازمان این اتهام را رد می‌کند.[۵۸]

ماهیت فرقه‌ای سازمان

بسیاری از اعضای جداشده سازمان و همچنین محققین این سازمان را دارای ماهیت فرقه‌ای می‌دانند. مخالفت با خانواده و مغزشویی از ویژگی‌های اصلی فرقه است. مسعود رجوی در سال ۱۹۸۵ اولین مرحله از آنچه انقلاب ایدئولوژیک می‌خواند را اعلام کرد. مرحله تبدیل شدن مجاهدین خلق از سازمان به فرقه از این مرحله آغاز گردید. در این مرحله مهدی ابریشمچی از اعضای رده بالای سازمان همسر خود مریم قجَر عضدانلو را طلاق داد و مریم قجر با مسعود رجوی ازدواج کرد.[

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


در فاز بعدی از آنچه رجوی انقلاب ایدئولوژیک می‌نامید در سال ۱۹۹۰ و پس از پایان جنگ ایران و عراق و شکست سازمان در برابر ایران، همه اعضا متأهل ملزم شدند که طلاق بگیرند و یکسال بعد وی فرزندان اعضا را از پایگاه اشرف به اروپا منتقل کرد و از خانواده‌ها جدا نمود. حدود ۸۰۰ کودک از خانواده‌ها جدا شده و اروپا انتقال یافتند تا تحت نظر سازمان بزرگ شوند.

تصویر مرتبط


ادعای روابط جنسی با زنان سازمان

برخی از اعضای جدا شده از سازمان ادعا کرده‌اند که مسعود رجوی به واسطهٔ مریم رجوی با اعضای بلندپایهٔ سازمان در شورای رهبری رابطهٔ جنسی برقرار می‌کرده است. زنان سازمان بعد از انقلاب ایدئولوژیک و اجرای «بند الف»، از شوهرشان طلاق تشکیلاتی می‌گیرند و با اجرای «بند ب» با رهبری رجوی پیوند می‌خورند. ادعا شده جلسات ازدواج دسته‌جمعی اعضا تحت عنوان «حوض» برگزار می‌شده و از اعضا می‌خواستند که برهنه شوند و در آن «رقص رهایی» انجام دهند.

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


بتول سلطانی، عضو سابق شورای رهبری در سال‌های ۷۹ تا ۸۵ ادعا می‌کند: «یکی از زنان بالای عضو شورای رهبری سازمان به شکل خصوصی و سری به من گفت که با چشمان خود دیده که مسعود رجوی به صورت دسته‌جمعی در پایگاه اشرف با زنان عضو شورای رهبری و اعضای دفتر خود رابطه جنسی برقرار کرد.»[۷۴]

در کنفرانس انجمن زنان جداشده از سازمان ادعا شده که پزشکی عالی‌رتبه رحم ۹۵ زن عضو این سازمان را خارج کرده است.[۷۵][نیازمند منبع]

عملیات نظامی مستقیم علیه ایران

چندی پس از انتقال اغلب نیروهای سازمان به عراق و تغییر استراتژی جنگ چریکی به جنگ کلاسیک، در آخرین سال جنگ ایران و عراق و در شرایطی که توان نظامی ایران در پی چندین سال جنگ فرسایشی و توان اقتصادی و روحی ایرانیان با کاهش بسیار شدید درآمدهای نفتی شدیداً تحلیل رفته‌است، سازمان مجاهدین، رویارویی علنی با نیروهای ایرانی در جبهه‌ها را آغاز می‌کند.


تصویر مرتبط

عملیات آفتاب

این عملیات برای اول فروردین سال ۱۳۶۷ در اطراف شوش برنامه‌ریزی شده بود، امّا درگیری دو تن از نیروهای شناسایی سازمان و دستگیر شدن آن‌ها توسط نیروهای ایرانی، منجر به تردیدهایی پیرامون لو رفتن احتمالی عملیات و تعویق یک هفته‌ای آن شد. نهایتاً این عملیات در ۸ فروردین آغاز شد

در جریان این عملیات به گفتهٔ مجاهدین، بیش از ۴۱۷ تن از نیروهای ارتش (لشکر ۷۷ خراسان) و ژاندارمری به اسارت درآمده و به پشت جبهه منتقل می‌شوند و همچنین ۳۵۰۰ تن از نیروهای نظامی ایران کشته شدند و مقدار زیادی تجهیزات جنگی به غنیمت آنان درآمد. مجاهدین تعداد تلفات خود را ۱۲۳ نفر گزارش داده و پس از اجرای عملیات منطقه را ترک و به خاک عراق بازگشتند


نتیجه تصویری برای منافقین خلق

عملیات چلچراغ

سه ماه پس از عملیات آفتاب که مجاهدین را در موقعیّت سیاسی و تبلیغاتی مناسبی قرار داد، در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷، سازمان عملیات چلچراغ را اجرا می‌کند. هدف از این عملیات تصرف شهر مهران است که محقّق می‌شود. در این عملیات نیز مجاهدین عدّه‌ای از نیروهای ایرانی را کشته و تعدادی را به اسارت گرفتند. این سازمان همچنین لیست بلند بالایی را به عنوان غنائم بدست آمده از ارتش ایران منتشر می‌کند. به گفته سازمان بیش از ۸۰۰۰ تن از نیروهای ایران در این عملیات کشته و مجروح شدند. سازمان تعداد کشته شدگان خود را ۶۸ تن گزارش می‌کند.


نتیجه تصویری برای منافقین خلق

منابع ایرانی ضمن پذیرش شکست در مهران، اعلام کردند که پیروزی مجاهدین ناشی از پشتیبانی ارتش بعث عراق و استفاده از تسلیحات شیمیایی بوده‌است.

عملیات فروغ جاویدان

تصویری از چند فرد کشته‌شده وابسته به سازمان مجاهدین خلق طی عملیاتی که سازمان مجاهدین از آن با عنوان «فروغ جاویدان» و دولت ایران از آن با عنوان «مرصاد» یاد می‌کند.
نوشتار اصلی: عملیات فروغ جاویدان

شش روز پس از قبول قطعنامهٔ آتش‌بس توسط ایران و در شرایطی که نیروهای عراقی با بهره‌برداری از ضعف شدید روحیهٔ نیروهای ایرانی، مجدداً به خرمشهر حمله کرده و تا آستانهٔ تصرّف آن پیش می‌روند، سازمان مجاهدین عملیاتی با نام فروغ جاویدان را آغاز می‌کند.

مسعود رجوی در شب آغاز عملیات گفت: «براساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید… کاری که ما می‌خواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت می‌تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند… از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سه ساعت به سه ساعت دستور می‌دهم هواپیماهای عراقی بیایند و آن‌جا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سه


تصویر مرتبط

ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهیم داد… علاوه بر آن، ضد هوایی و موشک سام ۷ هم که داریم… هوانیروز عراق تا سرپل ذهاب به همراه ستون‌ها خواهد بود. از نظر هوایی ناراحت نباشید چون هواپیماهای عراقی پشتیبان ما هستند و تمام ماشین‌ها به صورت ستون حرکت می‌کنند.»

هدف مجاهدین از این عملیات تصرف تهران اعلام شد امّا بر خلاف دو عملیات قبلی، به شکست گسترده و تلفات شدید سازمان منتهی می‌شود. مطابق اعلام رسمی مجاهدین ۱۳۰۴ نفر از اعضای آن طی این عملیات کشته شدند. هاشمی رفسنجانی در این مورد می‌گوید: «تدارک منافقین خیلی وسیع بوده و ضربه وارده بر آن‌ها خیلی عمیق است. ۱۲۰ تانک زرهی دجله، ۶۰ نفربر و ۶۰۰ خودرو دیگر، حدود ۵۰۰۰ رزمنده و همین تعداد پشتیبانی و تدارک‌چی و طرح رسیدن به تهران، خیلی احمقانه و ساده لوحانه و هفتاد درصد انهدام»

این آخرین فرصتی بود که از سوی صدام به مجاهدین برای تجزیهٔ بخشی از خاک ایران و ایجاد یک منطقهٔ خودمختار داده شده بود.



اعدام اعضای دربند پس از عملیات فروغ جاویدان

پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل در هجدهم ژوئیه ۱۹۸۸ میلادی، توسط ایران، برای آتش‌بس جنگ هشت ساله بین این کشور و عراق، در ۲۴ ژوئیه، سازمان مجاهدین خلق، برای براندازی دولت اقدام به حمله‌ای گسترده به مرزهای غربی و جنوب غربی ایران تحت عنوان «عملیات فروغ جاویدان» نمود و جمهوری اسلامی در پاسخ به این حمله، «عملیات مرصاد» را به اجرا گذاشت. اگرچه عملیات نظامی مجاهدین به راحتی توسط نیروهای ایرانی خنثی شد، امّا دستاویزی برای مقامات حکومتی فراهم کرد تا بسیاری از مخالفان سیاسی از جمله

تصویر مرتبط

مجاهدین را که چندین سال پیش از آن دستگیر و محکوم شده بودند را به صورت فیزیکی حذف نمایند.[۷۹][۸۰][۸۱] حسین‌علی منتظری، که هنگام اعدام‌ها از مقامات بلندپایهٔ جمهوری اسلامی و قائم مقام رهبری بود، بعدها در خاطرات خود مطالبی دربارهٔ آن اعدام‌ها نگاشت که نشان می‌دهد دستور اعدام تمامی زندانیان سیاسی که تا آن زمان بر عقیدهٔ خود پابرجا بودند، توسط آیت‌الله خمینی، در اواخر تابستان سال ۱۳۶۷ صادر شده‌است.[۸۲] بنا به گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر، این اعدام‌ها که در اقصی نقاط ایران به انجام پیوست، اغلب در نقاطی بسیار دور از محل حمله و شامل زندانیان سیاسی از جمله تعداد نامعلومی زندانیان عقیدتی که پیشتر سال‌ها در زندان به سر می‌برده‌اند بوده‌است. بدین دلیل این افراد نمی‌توانستند نقشی در حمله یا جاسوسی ایفا کرده باشند. بسیاری از آنان پیش از اعدام، محاکمه و به مدت‌های مختلفی به حبس در سال‌های آغازین دههٔ هشتاد محکوم شده بودند و در فعّالیت‌های غیرخشونت‌آمیز از جمله پخش روزنامه و یا اعلامیه و یا تظاهرات شرکت داشتند و بسیاری نیز در زمان دستگیری دانشجو یا دانش‌آموز و کم سن و سال بوده‌اند. سازمان عفو بین‌الملل طی سال ۱۹۸۱ این اعدام‌ها را ثبت کرده‌است.

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

گزارش‌ها حاکی است که محاکمه‌ها در صورتی که اصلاً محاکمه‌ای در کار می‌بود، شتاب‌زده انجام می‌شد و به متهمان امکان تعیین وکیل یا دفاع از خود داده نمی‌شد. در میان قربانیان آن سال تعداد زیادی از نوجوانان و زنان وجود داشتند[ اکثریت اعدام‌شدگان آن سال از هواداران سازمان مجاهدین خلق بودند، اما صدها عضو و هوادار گروه‌های سیاسی دیگر از جمله سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران (جناحهای مختلف)، حزب توده، حزب دموکرات کردستان، راه کارگر و دیگران نیز به‌همراه آنان اعدام گشتند.


نتیجه تصویری برای منافقین خلق

وضعیت بعد از حملهٔ آمریکا به عراق

بعد از خاتمهٔ جنگ، مجاهدین کلیهٔ نیروهای خود را در شهر اشرف متمرکز نمودند. مسعود رجوی رهبر گروه از آن زمان به بعد دیده نشده و به احتمال فراوان کشته شده‌است.[۸۴] گرچه سازمان مجاهدین با پخش پیام‌هایی منسوب به وی مدعی زنده بودن اوست. این افراد بعد از حدود ۶ سال همچنان در اشرف به سر می‌برند. این شهر در حال حاضر موضوع اصلی‌ترین اختلاف بین مجاهدین و جمهوری اسلامی می‌باشد. جمهوری اسلامی تلاش‌های زیادی برای منحل کردن و اخراج اعضای مجاهدین و یا بازگرداندن آن‌ها به ایران چه مستقیماً و چه از طریق افراد وابسته به خود در دولت عراق به کار بسته‌است. متقابلاً مجاهدین طی ۶ سال گذشته دست به کمپین گسترده‌ای در میان مردم عراق زده‌اند تا حمایت‌هایی را کسب

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

نمایند. از جمله اعلام نمودند که ۵ میلیون و دویست هزار نفراز مردم عراق با امضای بیانیه‌ای، حمایت خودشان را از مجاهدین اعلام کرده و خواهان خلع ید از جمهوری اسلامی در عراق شدند.در این حال مشاور امنیت ملّی عراق اعلام کرد که دولت عراق به اعضای گروه مجاهدین خلق اعلام کرده‌است که دو راه بیش‌تر ندارند. یا این که به ایران بازگردند یا کشور دومی را برای حضور خود انتخاب کنند، چرا که تحت هیچ شرایطی دیگر نمی‌توانند در خاک عراق بمانند.[


تصویر مرتبط

قرار گرفتن در فهرست سازمان‌های تروریستی

بعد از آن که محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران انتخاب گردید، سیاست‌مداران آمریکایی در دولت وقت آمریکا، یعنی دولت کلینتون که سالیان به دنبال جناح میانه‌رویی درون نظام جمهوری اسلامی بودند، از انتخاب محمد خاتمی استقبال کرده و برای نزدیک شدن به وی و بنا به درخواست وی به منظور نشان دادن حسن نیّت خود، نام سازمان مجاهدین را در لیست سازمان‌های تروریستی قرار دادند. در همان اوان، مارتین ایندیک، معاون وزارت خارجهٔ آمریکا در امور خاور نزدیک، به این واقعیت اذعان نمود. این واقعیّت توسّط مقامات دیگری از ایالات متّحده نیز اذعان شده‌است].بار دیگر در تاریخ ۱۲ ژانویه سال ۲۰۰۹ وزارت امور خارجه آمریکا، مجاهدین خلق را یک گروه تروریستی شناخت.

تصویر مرتبط

در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۸۹، یک دادگاه استیناف در واشینگتن دی سی آمریکا٬حکم کرد که نگه داشتن سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا اشتباه بوده است و اینکه وزارت خارجه آمریکا می‌باید در این نامگذاری تجدید نظر کند. این موضوع برای این سازمان که ۱۳ سال است برای خارج شدن از لیست تروریستی آمریکا تلاش می‌کند یک پیروزی بزرگ محسوب می‌شود. خبرگزاری فرانسهآسوشیتد پرس


نتیجه تصویری برای منافقین خلق

روز دوشنبه، ۷ بهمن ۱۳۸۷، شورای وزیران اتحادیه اروپا با خارج شدن نام سازمان مجاهدین خلق ایران از لیست تروریستی اتّحادیه اروپا موافقت کرد. مریم رجوی در اطلاعیه‌ای که از سوی شورای ملّی مقاومت صادر گردید گفت:

با لغو برچسب تروریستی سیاست استمالت اروپا در هم شکست و چرخهای تغییر در ایران با شتاب مضاعف شروع به حرکت خواهند نمود.

تصویر مرتبط



پیش از آن نیز در ۳۰ نوامبر ۲۰۰۷، دادگاه ویژه‌ای در بریتانیا رأی داد که دولت این کشور، بایستی نام سازمان مجاهدین خلق ایران را از فهرست گروه‌های تروریستی حذف و فعالیت‌شان را در بریتانیا قانونی اعلام کرد.[۸۹][۹۰] بیش از ۱۰۰ عضو پارلمان اروپا از باراک اوباما خواستند که نام مجاهدین خلق را از لیست سازمان‌های تروریستی آمریکا حذف نماید. قانون‌گذاران در نامه‌ای گفتند که سازمان مجاهدین خلق ایران به‌وضوح نشان داده‌است که دشمن بنیادگرایی اسلامی است.[۹]

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

کمیتهٔ پارلمانی ایران آزاد که از حمایت اکثریت مجلس عوام و بیش از ۲۰۰ عضو مجلس اعیان برخوردار است،[نیازمند منبع] روز ۱۵ مه ۲۰۰۹ اعلام کرد:

در یک کنفرانس مطبوعاتی در مجلس عوام بریتانیا، اعلام شد که بیش از ۱۸۰ نماینده از هر دو مجلس و از احزاب مختلف با ارسال نامه‌ای به پرزیدنت باراک اوباما از وی خواهان حذف نام گروه اصلی آپوزیسیون ایرانی، سازمان مجاهدین خلق ایران، از لیست سازمانهای تروریستی خارجی گردیدند. لرد کوربت، رئیس کمیتهٔ پارلمانی ایران آزاد اعلام کرد قانون‌گذاران بریتانیایی بخشی از ۵۰۳

الیزابت روبین در مقاله‌ای در روزنامهٔ نیویورک تایمز بر این نکته تأکید کرد که حذف این گروه از سازمان‌های تروریستی اقدامی اشتباه خواهد بود. وی در مورد توضیح در مورد این گروه می‌گوید:

می‌دانید، آن‌ها گروهی از شیعه‌های مارکسیست در زمان آیت‌الله خمینی بودند که علیه محمد رضا پهلوی در ایران به پاخواستند. اما از زمان پیروزی انقلاب در سال ۱۹۷۹ علیه حکومت ایران فعالیت کردند. آن‌ها بخشی از گروهی بودند که دیپلمات‌های آمریکایی را در سفارت آمریکا در تهران به گروگان گرفت. ۷ آمریکایی را کشتند. پس از انقلاب به فرانسه پناهنده شدند امّا پاریس آن‌ها را در سال

نتیجه تصویری برای منافقین خلق


۱۹۸۶ اخراج کرد و به این ترتیب این گروه در عراق مستقر شد و در جنگ ایران و عراق در کنار صدام حسین علیه مردم ایران قرار گرفت. سپس به گمان من مریم و مسعود رجوی به دلایل مذهبی با یکدیگر ازدواج کردند. اما آن‌ها همگان را به طلاق وامی‌دارند و شما در این گروه نمی‌توانید روابط دوستانه داشته باشید. نمی‌توانید ازدواج کنید و به طور کلی تمامی انرژی و عشق شما به مسعود و مریم رجوی منتقل می‌شود که قصد تغیر رژیم در ایران را دارند.

نتیجه تصویری برای منافقین خلق



هم اکنون این سازمان تنها در دو کشور عراق و ایران به عنوان سازمان تروریستی شناخته می‌شود و هیچ کشور دیگری این سازمان را به عنوان تروریست ذکر نکرده است.]

تصویر مرتبط

«لابی‌گری گسترده» برای خروج از «فهرست گروه‌های تروریستی»

سازمان مجاهدین خلق از طریق لابی‌ها و آکسیون‌های برنامه‌ریزی شده و صرف هزینه‌های هنگفت، سعی در جلب شخصیت‌های پرنفوذ سیاسی به عنوان «حامی» خروج نام این گروه از «فهرست گروه‌های تروریستی» در اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا کرده است.]

تصویر مرتبط


به عنوان نمونه شرکت اکین گامپ استراوس هائور اند فد با بیش از ۸۰۰ وکیل دادگستری که در استخدام دارد، نقش مهمی را در حذف نام سازمان مجاهدین خلق ایران از «فهرست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا» داشت. روزنامه نیویورک تایمز، هزینه این شرکت لابی‌گر در آن دعاوی به نفع سازمان مجاهدین را چندین میلیون دلار برآورد کرده است.

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

همچنین، روزنامه نیویورک تایمز نوشت که برخی افراد و سیاستمداران آمریکایی که در میانشان از مدیران سابق سازمان سیا و اف‌بی‌آی نیز دیده می‌شود از مجاهدین خلق برای حضور در اجتماعات و سخنرانی و حمایت‌های سیاسی رشوه می‌گیرند. «جیمز ولسی» و «پورتو گاس» از روسای سابق سیا، «لوئیس جی. فری» مدیرکل سابق اف‌بی‌آی، «تام ریچ» وزیر امنیت ملی در دولت جورج بوش، «مایکل بی. موکیزی» دادستان کل سابق و ژنرال «جیمز جونز» اولین مشاور امنیت ملی در دوره باراک اوباما از جمله این افراد هستند.[۹۶] ادوارد رندل، فرماندار پیشین ایالت پنسیلوانیا در ایالات متحده آمریکا که به نفع خروج نام این گروه از «فهرست گروه‌های تروریستی» در ایالات متحده آمریکا فعالیت و در همایش‌های طرفداران این سازمان سخنرانی می‌کند، دریافت مبلغ ۱۵۰ هزار دلار را به عنوان «حق سخنرانی» به نفع این سازمان تأیید کرده است.[۹۷]

حکم جلب دادگاه عراقی برای ۳۹ مقام سازمان مجاهدین

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

دادگاهی در عراق روز ۲۰ تیر ۱۳۸۹، حکم دستگیری ۳۹ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران، از جمله مریم و مسعود رجوی، رهبران این گروه، را به اتهام «جنایت علیه بشریت» صادر کرد.[۹۸] اتهام کمک به صدام حسین در سرکوب اکثریت شیعه و اقلیت کُرد این کشور مبنای این حکم دادگاه را تشکیل می‌دهد. در سال ۱۹۹۱ و به دنبال جنگ خلیج فارس، شورش‌هایی ضددولتی در جنوب و شمال عراق به راه افتاد که صدام حسین با خشونت بسیار آن‌ها را فرونشاند. سازمان مجاهدین خلق کمک به صدام حسین در فرونشاندن این شورش‌ها را تکذیب می‌کند.[۹۹]

انتقادات

گزارشگر هفته‌نامه اکونومیست می‌نویسد که بیشتر مردم ایران فارغ از هر شکل و رنگ سیاسی، این سازمان را «خائن» به ایران می‌دانند.]

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

جنگ داخلی سوریه

خبرگزاری ایرنا نیز به نقل از سایت الحدث نیوز ادعا کرد که ویکی لیکس اسنادی منتشر کرده که «اعضای گروهک تروریستی منافقین در سال ۲۰۱۱ وارد سوریه شدند تا با کشتار مردم و معارضان دولت این کشور، مسئولیت این کشتارها را به گردن ایران بیندازند.»

سایت «اینتر لینک» از سایت‌های مخالف این سازمان نیز مدعی اعزام دو تن از اعضای این سازمان به سوریه و کشته شدن آنان در آن کشور است. رضا تقی‌زاده در تحلیلی در بخش فارسی رادیو فرانسه معتقد است که «محتوای این گزارش با اطلاعات رسمی انتشاریافته توسط دولت بریتانیا مبنی بر «حضور اتباع اروپایی در جنگ داخلی سوریه» و همچنین گزارش رسمی اخضر ابراهیمی نماینده سازمان ملل در این زمینه کاملاً همسو و قابل توجیه بنظر می‌رسد.» Georges Malbrunot خبرنگار روزنامه فیگارو در سال ۲۰۱۳ مدعی شد که برخی اعضای این سازمان در درگیری‌های ادلب کشته شده‌اند.] یکی از نمایندگان پارلمان عراق نیز مدعی حضور این سازمان در سوریه شده است.] عبدالله البشیر النعیمی از رهبران ارتش آزاد سوریه نیز در سال ۲۰۱۴ در اجتماعی از مجاهدین خلق در پاریس حضور یافت و سخنرانی کرد.]

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

ترورهای منسوب به سازمان

ادعا شده دوازده هزار نفر در ترورهای این سازمان کشته شده‌اند که حدود دویست نفر از آنها از شخصیت‌ها و مسئولان هستند.

سازمان مجاهدین خلق از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، اعلام مبارزهٔ مسلحانه کرد. به همین جهت این سازمان از سوی جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، سازمان تروریستی محسوب می‌شود. علاوه بر عملیات‌های مسلحانه‌ای که سازمان مسئولیت آن را پذیرفته‌است، برخی ترورها و عملیات‌های نظامی دیگر هم از سوی رسانه‌ها و مقامات جمهوری اسلامی به سازمان نسبت داده شده‌است:

کشته شدگان سرشناس

کشته شدگان غیر سرشناس

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

شاهرخ طهماسبی، قربانی عملیات مهندسی
جسد شاهرخ طهماسبی، قربانی عملیات مهندسی

ترورهای ناموفق

عملیات مهندسی

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

به مجموعه اقدامات شناسایی، شکنجه و ترور در مرداد ۱۳۶۱، در پی لو رفتن خانه‌های تیمی در اوایل سال ۱۳۶۱ گفته می‌شود. در این عملیات افراد مشکوک را که در اطراف خانه‌های تیمی مشاهده می‌کردند، می‌ربودند و سپس برای کسب اطلاعات مورد شکنجه قرار می‌دادند. یکی از اعضای جداشدهٔ سازمان در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: «ما شکنجه می‌کنیم چون مجبور هستیم، ولی وقتی حاکم شویم، نمی‌کنیم … جنگ ما با رژیم، جنگ دو سازمان مهندسی است. هر کدام بیشتر شکنجه کند، برنده است.»]

در این عملیات، که از اوایل مرداد تا ۲۵ همان ماه به طول انجامید در مجموع سه پاسدار کمیته انقلاب اسلامی، یک کفاش، یک معلم و یک مهندس هوادار سازمان قربانی شدند.[]

تصویر مرتبط

سایر فعّالیت‌ها

  • افشای فعّالیت‌های مخفی هسته‌ای جمهوری اسلامی از سال ۲۰۰۲ به بعد که در نهایت منجر به صدور چهار قطعنامه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد و اعمال تحریم‌های مختلف علیه دولت جمهوری اسلامی شد.]
  • افشای نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی همراه با انتشار لیست بیش از ۲۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] از کشته شدگان توسط جمهوری اسلامی. این اقدامات تا کنون باعث گردیده است که نظام جمهوری اسلامی تا کنون ۵۴ بار توسط مجمع عمومی و کمیسیون سوم حقوق بشر ملل متحد به خاطر نقض شدید حقوق بشر در ایران محکوم گردد.
  • انتشار لیست ۳۲٬۰۰۰ تن، که به گفتهٔ این سازمان از مأموران و عوامل وابسته به جمهوری اسلامی در عراق هستند، همراه با شمارهٔ حساب بانکی و میزان حقوق ماهیانه هرکدام که از نیروی قدس سپاه پاسداران دریافت می‌کنند.]
  • حمایت و همراهی در گروگان گیری اعضای سفارت آمریکا در تهران در آبان ۱۳۵۸ (۱۹۷۹)]
  • عملیات ۱۲ بهمن در سال ۲۰۰۰ که طی آن ۱۲ عملیات علیه ایران انجام گرفت
  • حمله تقریباً همزمان به سفارت ایران در ۱۳ کشور خارجی در ۱۹۹۲
  • قتل کارمندان غیرنظامی و نظامی آمریکایی مشغول در پروژه‌های دفاعی ایران در ۱۹۷۰[

تظاهرات سیاسی

سازمان مجاهدین خلق اجتماعات و تظاهراتی‌هایی را در مخالف با جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌کند و در آنها اغلب از افراد غیر ایرانی با پرداخت هزینه سفر، اقامت، غذا و .. استفاده می‌کند. در برخی موارد رسانه‌ها گزارش داده‌اند که برخی از شرکت کنندگان در تظاهرات از ماهیت این سازمان و یا اهداف تظاهرات بی‌خبر هستند و گاه حتی از اینکه موضوع اجتماع ایران است بی‌خبر بوده و تصور می‌کردند در مورد عراق اجتماع کرده‌اند. هرچند شاهین قبادی سخنگوی این سازمان این مطلب را رد کرده و به حکومت ایران نسبت می‌دهد، اما گزارش‌ها فراوانی از سوی رسانه‌های غیروابسته نظیر گاردین در اینباره منتشر شده است.] برای نمونه آلینا آلیمکووا، دختر دانشجوی قرقیز و خبرنگار آزاد سرویس قرقیزی رادیو اروپای

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

آزاد، در مصاحبه‌ای با رادیو فردا چگونگی جذب شدن و ترغیب شدن برای سفر به پاریس و حضور در اجتماع مجاهدین خلق را تشریح کرده است. وی می‌گوید که یک آگهی برای سفر با پاریس با قیمتی باور نکردنی و بسیار ارزان قیمت را دیده است و با آگهی دهنده تماس گرفته. به وی گفته شده که با پرداخت تقریباً ۱۵۰ هزار تومان می‌تواند به پاریس برود و یک هفته در یک هتل چهار ستاره همراه با صبحانه اقامت کند به شرط آنکه تنها در یک میتینگ سیاسی حضور داشته باشد. وی می‌گوید که ۳۱ خردادماه ۱۳۹۲ ساعت ۹ شب سوار هشت دستگاه اتوبوس شده و همراه دیگر جذب شدگان که اغلب داشته بوده و شیفته هزینه پایین سر بودند به پاریس منتقل می‌شوند. قبل از حضور در میتینگ تلفن‌ها ی همراه و دوربین‌های همه گرفته می‌شود اما به آنان کوپنی برای دریافت ساندویچ و نوشیدنی رایگان ارایه می‌دهند]

تصویر مرتبط

ادعای افشای برنامهٔ اتمی جمهوری اسلامی

سازمان مجاهدین خلق در کنفرانسی در سال ۲۰۰۲ اطلاعاتی پیرامون سایت نطنز ارایه کرده و مدعی افشای برنامه هسته‌ای ایران برای اولین بار شد. اما منابع آمریکایی و اسراییلی چندی بعد افشا کردند که این اطلاعات تماماً از منابع دیگر از جمله دستگاه اطلاعاتی اسراییل بدست آنان رسیده بوده است و همچنین پیش از این کنفرانس تصاویر ماهواره‌ای نطنز از سوی برخی سازمانهای دیگر در آمریکا ارایه شده بود.همچنین در سال ۲۰۰۹ (میلادی)، این سازمان ادعاهای تازه‌ای پیرامون برنامهٔ اتمی ایران ارائه داد که صحت آن را هنوز ثابت نکردند.]

ترور دانشمندان هسته‌ای ایران

برخی از رسانه‌های معتبر آمریکا از جمله ان‌بی‌سی، نیویورک تایمز و نشریه نیویورکر در گزارش‌هایی در سال ۲۰۱۲ میلادی، با استناد به دو مقام آمریکایی مدعی شدند که دولت اسرائیل با همکاری سازمان مجاهدین خلق در ترور دانشمندان هسته‌ای در ایران دست داشته است. در واکنش، مقام‌های وابسته به سازمان مجاهدین این موضوع را همواره تکذیب کرده‌اند و آن را «کاملاً دروغ» خوانده‌اند.]

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

فساد مالی

سازمان مجاهدین خلق سالها در پوشش انجمن‌های خیریه و به ادعای کمک به فقرا در ایران به جمع‌آوری پول در کشورهای اروپایی اشتغال داشته و مبالغ قابل توجهی از این طریق بدست آورده است. پس از رویداد ۱۱ سپتامبر و زیر نظر گرفتن شدید تر نقل و انتقال پول در کشورهای غربی کمیسون نظارت بر خیریه‌های انگلیس Charity Commission for England and Wales پس از یکسال تحقیقات دستور بستن این خیریه و حسابهای آنرا صادر کرد.[

نتیجه تصویری برای منافقین خلق

منابع:

  1. cult-184
  2. پرش به بالا http://www1.jamejamonline.ir/Media/pdfs/1390/04/02/100846953182.pdf
  3. پرش به بالا http://www.nytimes.com/2003/07/13/magazine/13MUJAHADEEN.html
  4. پرش به بالا ایران قلم : زنان ذوب شده در رهبر
  5. پرش به بالا دیدار و گفتگوی خانم بتول سلطانی و دکتر فیروزه بنی صدر در پاریس
  6. پرش به بالا فیلم: روایت تکان دهنده از رسوایی جنسی سرکرده منافقین
  7. پرش به بالا شورای رهبری یا حرمسرای رجوی
  8. پرش به بالا تجاوز جنسی مسعود رجوی به فرماندهان زن سازمان خلق و بیرون آوردن رحم آنان
  9. پرش به بالا 9171، 967851، 00.html World Notes THE GULF TIME (Jul. 04, 1988)
  10. پرش به بالا A Gulf Truce Leaves Rebels In a Quandary New York Times (August 28, 1988)
  11. پرش به بالا بی‌بی‌سی
  12. پرش به بالا به: ۷۹٫۰ ۷۹٫۱ Pour-Mohammadi and the 1988 Prison Massacres at Human Rights Watch website
  13. پرش به بالا 2144، 2750741، 00.html چهار هزار و چهارصد و هشتاد و پنج نفر... در وب‌گاه دویچه‌وله
  14. پرش به بالا آمران قتل‌ها: کابینه امنیتی دولت جدید ایران در وب‌گاه میهن
  15. پرش به بالا .متن نامه منسوب به حضرت امام در ارتباط با اعدام منافقین سر موضع در زندانها (وب‌گاه آیت‌الله منتظری)
  16. پرش به بالا [۲]
  17. پرش به بالا مجاهدین خلق از عراق به کجا خواهند رفت؟ در وب‌گاه بی‌بی‌سی (۲۱ فروردین ۱۳۸۸)
  18. پرش به بالا BBC فارسی - ایران - عراق: اعضای مجاهدین خلق باید از این کشور بروند
  19. پرش به بالا Gross Misrepresentation of Historical Facts - Near East Policy Research
  20. پرش به بالا Iran Nuclear Watch: Representatives Call for Supporting the MEK to Overthrow Iranian Regime
  21. پرش به بالا Foreign Terrorist Organizations
  22. پرش به بالا دادگاه بریتانیایی مجاهدین خلق را تروریست ندانست (بی‌بی‌سی فارسی)
  23. پرش به بالا درخواست خروج مجاهدین خلق از فهرست تروریستی بریتانیا (رادیو فردا)
  24. پرش به بالا «چرا گروهک منافقین باید در فهرست سیاه باقی بماند؟». وب‌گاه دیپلماسی ایرانی، سه‌شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۰. 
  25. پرش به بالا «Removing an Iranian Group From the U.S. Terror List». وب‌گاه رسمی روزنامهٔ نیویورک تایمز، پنج‌شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۰. بازبینی‌شده در دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۰. 
  26. پرش به بالا «ویکی‌پدیا انگلیسی (تروریستی بودن سازمان)». 
  27. پرش به بالا For Obscure Iranian Exile Group, Broad Support in U.S., The Washington Post
  28. پرش به بالا For Obscure Iranian Exile Group, Broad Support in U.S., The New York Times
  29. پرش به بالا «U.S. Supporters of Iranian Group Face Scrutiny». nytimes. 
  30. پرش به بالا 'تحقیق دولت آمریکا دربارهٔ حامیان مجاهدین خلق'، بی‌بی‌سی فارسی
  31. پرش به بالا رادیو فردا: صدور حکم دستگیری مجاهدین خلق در عراق به اتهام جنایت علیه بشریت، تاریخ انتشار خبر و تاریخ بازدید: ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۰.
  32. پرش به بالا همان.
  33. پرش به بالا «مجاهدین خلق از عراق به کجا خواهند رفت؟». بی‌بی‌سی فارسی، ۲۱ فروردین ۱۳۸۸. بازبینی‌شده در ۱۴ خرداد ۱۳۹۳. 
  34. پرش به بالا http://www.irna.ir/fa/News/81669525/
  35. پرش به بالا http://fa.rfi.fr/رویارویی-سازمان-مجاهدین-خلق-و-جمهوری-اسلامی-در-سوریه؟-20130503/ایران/
  36. پرش به بالا http://blog.lefigaro.fr/malbrunot/2013/05/des-moudjahidines-du-peuple-an.html
  37. پرش به بالا http://breakingnews.sy/en/article/23712.html
  38. پرش به بالا http://english.al-akhbar.com/node/18672
  39. پرش به بالا http://www.rt.com/news/iran-mek-us-military-237/
  40. پرش به بالا دیدبان, ایران. «آمار ترور مردم عادی توسط مجاهدین». بازبینی‌شده در 2017-04-04. 
  41. پرش به بالا irdc
  42. پرش به بالا irdc
  43. پرش به بالا habilian
  44. پرش به بالا habilian
  45. پرش به بالا تبیان
  46. پرش به بالا ترور اسداللَّه لاجوردی توسط سازمان مجاهدین، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
  47. پرش به بالا مجاهدین خلق در آئینه تاریخ، علی اکبر راستگو
  48. پرش به بالا شهرداری تهران
  49. پرش به بالا www.habilian.com - «حجت‌الاسلام محمد سالم هوسی»
  50. پرش به بالا www.habilian.com - شهید فاطمه عشریه
  51. پرش به بالا www.habilian.com - شهید عشرت اسکندری
  52. پرش به بالا www.habilian.com - شهید علی اکبر خدادای
  53. پرش به بالا www.habilian.com - شهید محمد علی اکبری
  54. پرش به بالا www.habilian.com - شهید محمود افتخاری
  55. پرش به بالا www.habilian.com - شهید موسی الرضا مقیسه
  56. پرش به بالا www.habilian.com - «انفجار بمب در نماز جمعه»
  57. پرش به بالا به: ۱۲۴٫۰ ۱۲۴٫۱ ۱۲۴٫۲ ۱۲۴٫۳ ۱۲۴٫۴ گزارش شورای روابط خارجی Council of Foreign Relations، ۱۸ آوریل ۲۰۰۸
  58. پرش به بالا روزنامه جام جم
  59. پرش به بالا بی‌بی‌سی
  60. پرش به بالا هابیلیان
  61. پرش به بالا Assassinat de Ahmad Khomeini. . روزنامه، ۱۸ ژوئن ۱۹۸۲. 
  62. پرش به بالا «سه پاسدار و یک کفاش چگونه توسط منافقین سلاخی شدند». 
  63. پرش به بالا «داعش شاگرد نوآموز مکتب منافقین». 
  64. پرش به بالا usa today
  65. پرش به بالا Intelligence on Iran Still Lacking, Council on Foreign Relations December 4, 2007
  66. پرش به بالا Iran Solution: Empower This Opposition Group - HUMAN EVENTS
  67. پرش به بالا Massoumeh Ebtekar and Fred Reed, Takeover in Tehran: The Inside Story of the 1979 U.S. Embassy Capture, Talon Books, 2000
  68. پرش به بالا به: ۱۳۵٫۰ ۱۳۵٫۱ محمد ضرغامی. «سفر به پاریس، از جیب سازمان مجاهدین خلق؟». رادیو فردا. 
  69. پرش به بالا «MEK decision: multimillion-dollar campaign led to removal from terror list». theguardian. 
  70. پرش به بالا «Banned Iranian terror group lobbies for legitimacy on Capitol Hill». theguardian. 
  71. پرش به بالا «NCRI DID NOT DISCOVER NATANZ». armscontrolwonk. 
  72. پرش به بالا «سازمان مجاهدین خلق: دو مرکز مخفی اتمی دیگر در ایران را شناسایی کرده‌ایم». بی‌بی‌سی فارسی، ۰۲ مهر ۱۳۸۸. 
  73. پرش به بالا سیمور هرش: برخی از اعضای مجاهدین خلق در خاک آمریکا آموزش نظامی دیده‌اند، بی‌بی‌سی فارسی

  74. نتیجه تصویری برای منافقین خلق


  • کیوان گیتی نژاد
  • ۰
  • ۰

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

نقد و بررسی تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

تطور مسئله تکفیر میان علمای وهابی در سه مرحله قابل بررسی است:

1. مرحله شروع و سامان دهی و ایجاد زمینه تکفیر مسلمان ها، که توسط این تیمیه

 و شاگردانش صورت پذیرفت؛ 2. مرحله افراطی گری در تکفیر و کشتار مسلمان ها

که توسط محمد بن عبدالوهاب انجام داده شد؛ 3. مرحله بازگشت از مواضع افراطی گری

 برای تبرئه خود از جنایت های گروه های تندرو وهابی. در تمام این مراحل سه گانه، ملاک

کفر و ایمان بر درخواست از اموات و توسل به قبور تأکید دارد و تفاوت در ضابطه مند بودن

 ملاک تکفیر معین از غیر آن است که محمد بن عبدالوهاب با سرایت دادن تکفیر مطلق

 بر معیّن و حمل کفر اصغر بر کفر اکبر ، باعث شد تا افراطی گری در تکفیر به نهایت خود

تصویر مرتبط

 برسد و جنایت های بسیاری به بار آید، علمای سفلی جهادی که بر حاکمیت خداوند

تأکید دارند، هرگونه درخواست و اطاعت از حاکم را ملاک کفر قرار داده اند و با جاهلی

خواندن جوامع اسلامی، راه را برای تکفیر مسلمانان ها هموار نموده اند، با بررسی های

انجام داده شده به نظر می رسد که آن ها در مقام تکفیر معین نبوده اند، بلکه تکفیرشان

بیشتر رویکرد سیاسی و اجتماعی داشته است. از این رو نمی توان کلمات آن ها را حمل

بر تکفیر معین کرد. گروه های تندرو تکفیری که برای رسیدن به اهدافشان، خود را سلفیه

جهادی معرفی می کنند، در حقیقت پیروان محمد بن عبدالوهاب اند که تکفیر مطلق را در

عرصه های اعتقادی، سیاسی و اجتماعی به تکفیر معین سرایت داده اند و به سلفیه

جهادی وهابی تبدیل شده اند، ولی به دلیل شرایط و مصالحی که امروزه اقتضا می کند،

خود را پیرو اندیشه های سید قطب یا دیگر روشن فکران جهادی می دانند.

مقدمه

گرایش های فکری گوناگونی در میان سلفیان وجود دارد که از جمله آن ها می توان از

سلفیه وهابی عربستان، سلفیه اعتدالی و افراطی دیوبندی شبه قاره هند، سلفیه

اعتدالی زیدیه یمن، سلفیه اعتدالی اخوان المسلمین مصر و سلفیه جهادی سید قطب یاد کرد.

امروزه جهان اسلام به دلیل ظهور گروه های تکفیری گرفتار جنگ و خون ریزی است.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

بیشتر کارشناسان و اندیشه وران معتقدند که این گروه ها از افکار سلفیان وهابی و

جهادی متأثرند. از این رو لازم است که مقوله تکفیر از دیدگاه آن ها نقد و بررسی شود

 به علت این که مبانی مهم تکفیر در بُعد اعتقادی بر مباحث ایمان و کفر مترتب می باشد،

در این مقاله سعی شده است که با بررسی و تطبیق اسباب و عوامل کفر و ملاک های ا

یمان و کفر از دیدگاه های سلفیان وهابی و جهادی، شباهت ها و اختلاف های این دیدگاه ها

روشن شود و با نقد آن ها، دیدگاه اسلام در باب تکفیر بیان گردد. تا راه بر سودجویان

 قدرت طلب و جنگ ستیز مسدود شود که به این بهانه مسلمانان جاهل را فریب می دهند و با خود همراه می کنند.

تفاوت سلفیه وهابی و سلفیه جهادی

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

برای آشنایی بهتر با سیر مقاله، در ابتدا نگاهی اجمالی به سلفیه جهادی و تفاوت های آن با سلفیه وهابی می شود:

سید قطب که نظریه پردازی مبارز است، هدایت تبدیل سلفی گری اعتدالی

 اخوان المسلمین را به افراط گرایی دهه ی 1970 م. به عهده داشت. تحلیل گران

 معاصر، کتاب معالم فی الطریق وی را مانیفیست جنبش های جهادی و سلفی دانسته اند،

 هر چند برخی نیز کتاب الفریضة الغائبه نوشته محمد عبدالسلام فرج را منبع اساسی نظریه پردازی

تصویر مرتبط

این گرایش بر شمرده اند. این پژوهش گران با اعتراف به اهمیت اندیشه های سید قطب در بروز

دیدگاه های رادیکال، بر این نکته تأکید دارند که اندیشه های مهم وی به مسئله حاکمیت باز می گردد

که بر این اساس، انسان ها به سبب جاهلیتی که در قرن بیستم دامن گیر آن ها شده است،

به جای حاکمیت خداوند، حاکمیت انسان ها را پذیرفته اند و از آن ها اطاعت و پیروی می کنند.

 آنان تنها راه نجات انسان ها از این جاهلیت و مقابله با حکومت ظالمان را جهاد می دانند. از این رو

سلفیه جهادی حکومت ظالم را بر نمی تابد و جهاد علیه آن را در دستور کار خود دارد، برخلاف

سلفیه وهابی که آن ها حاکم سیاسی را به هر شکلی که به قدرت رسید، حتی اگر با زور و ظلم باشد

، تاهنگامی که آشکارا کفر خود را اعلام نکرده است، او را ولی امر جامعه اسلامی و اطاعت ش

را واجب شرعی می دانند. در این تفکر، در صورتی که ولی امر و حاکم سیاسی، خلاف شرعی انجام داد،

 مردم و عالمان دینی، تنها وظیفه امر به معروف زبانی دارند و قیام علیه چنین حکومت هایی

در این نگاه بسیار مذموم، خلاف شرع و ناپسند می باشد. آن ها در زمینه های فقهی،

سخت گیرند و در مورد گفتمان اندیشه معاصر احتیاط می کنند.

تصویر مرتبط

تعریف ایمان و کفر

تکفیر از مصدر کَفَرَ و در لغت به معنای پوشاندن و پنهان کردن است. (2) و در شرع

به معنای ضد ایمان می باشد، زیرا حق را می پوشاند. (3) از این رو برای روشن شدن

 معنای کفر در شرع باید ابتدا معنای ایمان را بررسی کنیم. ایمان در لغت به معنای امانت

در مقابل خیانت و به معنای تصدیق ذکر شده است. (4) علمای وهابی چون ابن تیمیه (5)

و ابن عثیمین (6) و عالمان اهل سنت؛ مانند مالکی، الشافعی، أحمد بن حنبل،

الأوزاعی و سایر اهل حدیث و اهل مدینه و اهل ظاهر و برخی از متکلمان به همین

معنای لغوی ایمان، یعنی تصدیق قلبی اکتفا نکرده اند، بلکه قائل اند که ایمان در اصطلاح،

 تصدیق بالجنان، إقرار باللسان، عمل بالأرکان می باشد. (7) ابوحنیفه گوید: ایمان فقط اقرار

باللسان و تصدیق بالجنان است . (8) برای تشرف به دایره اسلام باید به سه چیز ایمان بیاوریم: 1

. توحید خداوند؛ 2. رسالت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم) 3. معاد و روز آخرت.

(9) از این رو راغب اصفهانی در معنای کفر در شرع می گوید: کافر بر کسی اطلاق می شود

که وحدانیت خداوند تعالی، نبوت پیامبر، شریعتش و یا هر سه آن ها را انکار کند . (10)

ابن حزم در این باره می نویسد: هر کسی که ربوبیت خداوند تعالی یا نبوت یکی از

 انبیایی را که ذکرشان در قرآن آمده است و یا چیزی را انکار کند که رسول خدا

(صلی الله علیه و آله وسلم) آن را آورده است، کافی می باشد . (11) و ابن قیم می نویسد:

 کفر ، انکار هر چیزی است که علم داریم از طرف رسول خدا آمده است، چه مربوط به مسائل

علمی شود چه مسائل عملی. پس اگر کسی چیزی را انکار کند که از طرف رسول خدا آمده است،

در حالی که به آن علم داشته باشد، کافر است . (12)

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

سید قطب به عنوان رهبر سلفیان جهادی، تعریف های مختلفی از ایمان بیان کرده است.

 وی ایمان را نوعی رشد و رسیدن به کمال می داند که بر اطاعت و عمل به قوانین الهی

متکی است و کفر را گمراهی و ضلالتی می پندارد که از طاغوت برخاسته است، از این

رو وی کفر را شایسته طاغوت و ایمان را هم در خور الله می داند. از نظر وی، طاغوت از

واژه طغیان ، هر چیزی است که بر عقل بشورد و بر حق و حقیقت ستم روا بدارد و از

حدود و مقرراتی که خداوند برای بندگان معین فرموده است، تعدی و تجاوز کند. لذا هرگونه

برنامه و جهان بینی یا وضع و حالت یا خلق و خو و یا پیروی و تقلیدی را که از خدا استمداد

نجوید و برابر فرمان او راه نپوید، جزء طاغوت به شمار می آورد. (13)

سید قطب در تعریفی دیگر، ایمان را به تصدیق قلب و عمل به احکام و قوانین الهی معنا کرده

(14) و بارزترین مصداق های ایمان را همان ایمان به خدا و رسولش و ملائکه و کتاب می داند

که در دین اسلام ظهور یافته است. (15)

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

اقسام کفر

عالمان و متکلمان، تقسیم های مختلف و فراوانی برای کفر کرده اند، به طوری که برخی

 آن راتا 35 قسم بر شمرده اند. (16) به دلیل این که حقیقت کفر مراتب و درجاتی دارد، ا

حکام آن نیز متفاوت است، از این رو تمام انواع کفر به دو تقسیم باز می گردد: یا به

مراتب و مصداق های آن است و یا به احکامی که بر آن ها مترتب می شود.

بنابراین مسئله کفر و حتی ایمان که ضد آن است، دو محور دارد: یکی در باب تعیین مصداق ها

و مراتب کفر و ایمان است (که محل ورود متکلمان می باشد) و دیگری در باب تعیین احکامی است

که بر هر یک از مراحل آن ها مترتب می شود (که محل ورود فقهاست)، بی شک، خلط میان این

دو مبحث و عدم تفکیک آن ها باعث شده است که امروزه برخی به خود جرأت دهند و در مورد

 این مباحث نظر و فتوا دهند، در حالی که لیاقت ورود به هیچ یک از این مباحث را ندارند. (17)

برخی از علمای وهابی، کفر را بر اساس مصداق ها و مراتبش به کفر اصغر و اکبر تقسیم کرده اند.

از این رو کفر قولی و عملی را که بسیاری از مسلمانان مرتکب می شوند و به آن اعتقادی ندارند،

 از تحت حکم کفر خارج کرده اند، (18) و برخی دیگر بر اساس احکام کفر، آن را به کفری که باعث

خروج از اسلام می شود و کفری که سبب خروج از اسلام نمی شود، تقسیم کرده اند. (19)

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

سلفیان جهادی نیز قائلند که کفر به دو قسم کفر اکبر و اصغر تقسیم می شود، با این تفاوت

 که آن ها تأکیدشان به حکومت و احکام خداوند است؛ به این بیان که اگر کسی به وجوب تبعیت

از احکام خداوند معتقد باشد ولی به علت عصیان از آن ها تبعیت نمی کند، این کفر اصغر است،

اما اگر کسی به تبعیت از احکام خداوند معتقد نباشد، در حالی که یقین دارد احکامی از طرف

 خداوندنازل شده، این کفر اکبر است. (20) از این روعمل نکردن به شریعت اسلام به گونه ای

که نشان دوست داشتن کفار باشد، کفر اکبر است. (21)

بنابراین سلفیان وهابی و جهادی، کفر را به دو قسم اساسی تقسیم کرده اند: قسمی

که باعث خروج مسلمان ها از دایره اسلام نمی شود که به آن کفر اصغر می گویند و

قسمی که باعث خروج مسلمان ها از دایره اسلام می شود که به آن کفر اکبر می گویند.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

اسباب و عوامل کفر

حدود و ملاک ایمان و کفر را شارع مقدس مشخص کرده است و از مسائل شرعی

محسوب می شود و در اختیار بندگان نیست. از این رو نباید هر کسی از روی هوای

 و هوس خود و یا با عقلش حکم به تکفیر دیگری دهد. (22) علمای سلفی در مورد این

 نکته اتفاق ندارند، و مسئله مورد اختلاف، اسباب کفر است و این که چه عواملی باعث

خروج فرد مسلمان از حیطه اسلام می شود. بی شک، انکار ربوبیت و توحید خداوند یا

 رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا انکار معاد، از اسباب مهم کفر است و

هر چیزی که باعث انکار آن ها شود، در حیطه اسباب کفر داخل می شود؛ مثل انکار قرآن و

نماز و حج و... با علم به این که این ها از جانب خداوند تعالی تعیین شده است. از اسباب

دیگر کفر، انکار یکی از ضروریات اسلام می باشد، (23) که ابن تیمیه بر این مسئله ادعای اجماع سلف را کرده است

(24) و علاوه بر آن، انکار احکامی را که بر آن ها اجماع شده و روایات متواتری در مورد

آن ها وارد شده است، از موارد کفر می داند. (25)

سلفیان وهابی که در تکفیر مسلمانان راه افراط گرایی پیش گرفته اند، اسباب متعدد دیگری

برای کفر بیان کرده اند که مهم ترین آن ها، توسل به اولیاء و انبیای الهی است که معتقدند

 واسطه قرار دادن کسی بین خود و خداوند و طلب درخواست از او کفر و در مورد آن ادعای

اجماع شده است. (26) ابن تیمیه با صراحت اعلام می کند که اگر کسی حاجتش را همچون

شفا دادن مریض از کسی درخواست کند که قدرت انجام دادن آن فقط برای خداوند تعالی باشد،

این شرک اکبر است و باید توبه کند و الا کشته می شود. (27) با این رویکرد، بسیاری از سلفیان

وهابی، توسل به اموات و یا استغاثه به مالایقدر علیه را جایز نمی دانند و آن را کفر می شمارند

(28) و فتواهای فقهی خود را بر این اساس بنا می نهند، (29) با این رویکرد، سلفیان وهابی،

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

زیارت قبور و قربانی و نذر و طلب از غیر را جزء اسباب کفر قرار داده اند.

(30) و بسیاری از مسلمانان را کافر خوانده اند، زیرا معتقدند که همه انسان ها، اعم از مشرکان

و غیر آن ها، در حوزه توحید ربوبی موحدند و برای اثبات آن دلایلی ذکر می کنند، (31) آن ها معتقدند

که پیامبران صرفاً برای دعوت به توحید الهی مبعوث شده اند. (32) لذا توحید ربوبی به تنهایی مانع از کفر کسی نمی شود. (33)

وهابیان خود را موحد حقیقی و فرقه ناجیه می دانند. (34) از این رو یکی دیگر از اسباب تکفیر آن ها،

مخالفت با آنان است؛ بدین معنا که وهابیان تمام مخالفان خود را تکفیر می کنند، (35) همان طور

که زینی دحلان می نویسد: محمد بن عبدالوهاب کسی را موحد نمی داند، مگر از آن ها تبعیت

تصویر مرتبط

محض کند و در غیر این صورت، او را مشرک می داند. برادرش که فرد عالمی بود به او گفت: ارکان

 اسلام چند تاست؟ او گفت: پنج. تا برادرش سلیمان به او گفت: ولی تو ارکان اسلام را شش تا

قرار داده ای که ششمین آن ها این است که اگر کسی از تو تبعیت نکند، کافر است . (36)

نکته قابل توجه این است که ابن تیمیه سیر تحولات تکفیر در میان وهابیان را تبیین و برهانی کرد

 و در زمان محمد بن عبدالوهاب تکفیر به اوج افراط گرایی رسید، به گونه ای که بسیاری از علما ا

ین عمل وی را نکوهیدند ولی با وجود این، پیروان وی این راه را ادامه دادند تا این که امروزه برخی

از علمای وهابی به علت جنایت های فراوانی که برخی از گروه های تکفیری انجام داده اند، سعی

می کنند که این تفکر را تعدیل کنند. آن ها در این راستا بسیاری از اسباب و عواملی که محمد بن

عبدالوهاب آن ها را از اسباب تکفیر بر می شمرد، تعدیل کردند و روششان در باب تکفیر، برخلاف ر

وش ابن عبدالوهاب بوده است. (37) این اعتدال اخیر در موضع علمای طرف دار سلفیه، دو عیب دارد:

 1. این که پس از جنگ دوم خلیج به وجود آمد و گویا در پاسخ به درخواست دولت ها بوده است.

 2. در روش آن ها تنها به بیان شیوه بسنده شده است، اما ستایش از کتاب های عقاید که مروج تکفیرند،

 هم چنان باقی است و شیوه سلفی، عموماً و وهابیت، خصوصاً بازخوانی نشده است

و به این دو علت، شرعی بودن تکفیر هم چنان در جهان اسلام باقی است. (38)

تصویر مرتبط

از این رو اسباب تکفیری و یا ملاک های ایمان و کفر نزد وهابیان متغیر است. محمد بن عبدالوهاب،

فقط اجبار را یکی از موانع تکفیر می داند و اضطرار و جهل و تأویل را جزء موانع تکفیر نمی داند،

بلکه ملاک و اساس تکفیر را صرف رسیدن دعوت خود می داند. (39)

او بیشتر بدعت ها و انحراف ها را در دایره کفر قرار داده است، در حالی که بدعت باعث کفر

اکبر و خروج از ملت نمی شود؛ (40) همان طور که ابن قیم جوزی درباره شهادت اهل بدعت می گوید:

 شهادت شخص فاسق پذیرفته می شود؛ مانند اهل بدعت، همچون رافضه و خوارج و معتزله. (41)

هم چنین ابن عبدالوهاب، طاغوت را در مقابل ایمان قرار می دهد و می گوید: طاغوت کلمه عامی است

که شامل هر کسی می شود که غیر خداوند را بپرستد یا به عبادت بندگان و یا به اطاعت

و تبعیت از غیر خنتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی هاداوند و رسولش خشنود باشد . وی عوامل و اسباب طاغوت را بی شمار می داند،


ولی پنج چیز را در رأس طاغوت های دیگر معرفی می کند: 1. شیطان؛ 2. حاکم ستمگر؛ 3. کسی

که به غیر ما انزل الله حکم کند؛ 4. کسی که ادعای علم غیب کند؛ 5. کسی که غیر خداوند را عبادت کند

و بدان خشنود باشد. (42) بنابراین با تطبیق معانی و اسباب طاغوت بین محمد بن عبدالوهاب و

سید قطب، (43) می توان افراطی گری در تکفیر را به وضوح در اندیشه های وهابیت یافت، به طوری

که شامل اسباب تکفیر در اندیشه جهادی نیز می شود.

بر اساس اندیشه سلفیان جهادی، اصل و جوهره الوهیت خداوند، حاکمیت و سلطه ی اوست.

(44) از این رو الوهیت و سلطه را لازمه یکدیگر پنداشته اند و معتقدند که کسی که سلطه و نفوذ ندارد،

سزاوار و ممکن نیست که اله و معبود باشد و اگر کسی قدرت و سلطه دارد، جایز است که اله و معبود باشد.

 (45) براین اساس، قانون گذاری و حکم کردن را از مظاهر سلطه و حاکمیت می دانند(46) و پیروی کردن

تصویر مرتبط

از قوانین و شرایع الهی را عبادت و یا ایمان خوانده اند. از نظر سلفیه جهادی، بازگشت به جاهلیت در اعمال

 و رفتار ظهور می کند که در جامعه ی امروز، بت عزی و هبل ، دیگر به گونه ای تبلور عینی و مجرد ندارد،

بلکه در عمل افراد، عینیت دوباره پیدا کرده است. که از آن به جاهلیت مدرن تلقی می شود. (47) از این

رو جاهلیت شامل هر حکومت هوا و هوسی می شود که در مقابل حکومت خداوند طغیان کرده است.

(48) آنها مشخصه ی مهم جاهلیت را صفت بندگی بشر برای بشر می دانند (49) و معتقدند که

جاهلیت امروز، حاکمیت را به شر واگذار نموده و عدّه ای از انسان ها را معبود عده ای دیگر کرده است،

آن هم نه به شکل ابتدایی و ساده ی جاهلیت زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

بلکه به شکل ادعای حق وضع کردن بینش ها و قوانین و نظام ها و با به کار بردن برنامه ای

مقرر زندگی می کنند که هرگز خداوند آن را تجویز نفرموده است. (50) بنابراین معیار جاهلیت

نزد سلفیه جهادی به اصل حاکمیت باز می گردد که باعث انحراف انسان از خط سیر جهان

هستی می شود. (51) از این رو مهم ترین اسباب کفر نزد سلفیان جهادی بر دو محور حاکمیت

انسان بر انسان و اطاعت انسان از طاغوت استوار می باشد که مستلزم جاهلیت آنهاست.

تصویر مرتبط

انواع تکفیر

ابن تیمیه شیوه تکفیر کردن مخالفان خود را شیوه اهل بدعت، همچون خوارج می داند و معتقد است

که نباید حکیم به تکفیر کسی داد که از روی اجتهاد خطایی کرده است، هر چند که مخالفان حکم به ت

کفیر شما بدهند؛ همان طور که خوارج به تکفیر برخی صحابه همچون عثمان و علی (علیه السلام) حکم دادند،

ولی صحابه حکم به تکفیر آن ها ندادند، (52) زیرا حکم به کفر دادن حکمی شرعی است که نباید بر اساس

تقابل بین طرفین باشد. (53) و هنگامی که از مسائل فقهی شد، مجتهد طبق دلایل فقهی از قرآن

و سنت اجتهاد می کند و از حیطه مسائل و دلایل عقلی خارج است که هر کسی بتواند در آن نفوذ پیدا کند. (54)

بنابراین الفاظ عمومی که درکلام برخی از بزرگان بر تکفیر دلالت می کند (مثلاً گفته اند

که هر کس این اعتقاد را داشته باشد، کافر است)، به منزله تکفیر معین نیست، زیرا

در تکفیر معین باید تمام شرایط فراهم باشد و مانعی هم وجود نداشته باشد. (55)

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

با ذکر این بیان، روشن می شود که تکفیر به دو قسم مطلق و معین (56) است و مقصود

از تکفیر مطلق، تفسیر کفر بر وصف عامی است که به فردی اختصاص ندارند و دارای دو مرتبه است:

گاهی بر وصف عامی مانند قول یا فعل و یا اعتقاد، معلق است مثل این که حکم می شود که

اگر کسی چنین بگوید یا چنین فعلی را انجام دهد و یا چنین اعتقادی داشته باشد، کافر است،

برخلاف تکفیر معین که حکم کفر را برای شخص معینی تعیین می کند. (57) برخی با فرق نگذاشتن ب

تصویر مرتبط

ین این دو قسم، باعث افراط گرایی و یا تفریط در مسئله تکفیر شده اند، (58) زیرا آثار و احکام هر

یک متفاوت است. ابن تیمیه، تکفیر عام و مطلق را مثل وعید عام و مطلق می داند

 و تکفیر مطلق را مستلزم تکفیر معین نمی داند، مگر این که شروط تکفیر معین (59)

را داشته باشد و مانعی هم در آن نباشد؛ (60) بدین معنا که اطلاق حکم تکفیر بر فعل

و یا قول و اعتقادی، دلیل بر کفر شخصی و یا فرد معینی نیست، بلکه باید برای تکفیر

معین، شروط و موانع آن، چون جهل و اکراه و تأویل بررسی شود و اِلاّ نمی توان به آسانی

حکم به تکفیر داد. (61) با این بیان، بسیاری از عالمان سلفی وهابی خود را از جنایت های

گروه های تکفیری که امروزه در جوامع اسلامی رواج دارد، تبرئه کرده اند و با کمک وسایل ت

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

بلیغاتی، سعی کرده اند که این گروه ها را متأثر از افکار عالمان جهادی جلوه دهند (62) و

در عین حال، خودشان به تکفیر دیگران ادامه می دهند و علیه کسانی که گمان می برند

دیگران را تکفیر می کنند، می شورند و در دفاع از خطاهای ابن تیمیه و پیش گامان دعوت به تکفیر، افراط می کنند. (63)

یکی از قربانیان اصلی هجمه های عالمان وهابی که به شدت علیه وی تبلیغات می کنند

 و او را تکفیری می خوانند، سید قطب است، زیرا تأثیر تفکر وی و برادرش محمد قطب،

موجب ظهور جنبشی سیاسی و انقلابی از دل وهابیت شده که بسیاری از روش فکران

وجوانان عربستانی را به سمت خود متوجه کرده است. اگر با رویکردی منصفانه، مقوله تکفیر

را از دیدگاه سید قطب بررسی کنیم، متوجه می شویم که تکفیر وی، تکفیر افراد معین نبوده است.

تصویر مرتبط

شواهدی که بر این مطلب دلالت می کند عبارتند از:

1. حکم به تکفیر از مسائل فقهی است و سید قطب به صراحت اعلام کرده که وی در کتاب

هایش متعرض احکام شرعی نشده است و احکام شرعی در حوزه اختصاصی فقها می باشد

 که در کتاب های فقهی به تفصیل بیان شده است. از این رو وی هرگز به اندیشه تکفیر اعتقاد نداشته است. (64)

2. خود سید قطب و طرفداران وی؛ مدعی اند که به تکفیر مسلمان ها قائل نیستند. محمد قطب در مجله ی المجتمع می نویسد:

هدف برادر من، صادر کردن احکام بر مردم نیست، بلکه تنها هدف وی این بود که آن

حقیقت فراموش شده را یک بار دیگر به مردم بشناساند و سرانجام راه آنان را مشخص کند

که آیا در راه مستقیم خداوند گام بر می دارند یا آن که از این راه منحرف شده اند. پس زیبنده است

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

که به سوی آن باز گردند. خودم چندین بار از وی شنیدم که می گفت: ما دعوت گریم، نه قاضی.

 بی گمان وظیفه ی ما صدور حکم بر مردم نیست، بلکه تنها وظیفه ما این است که مردم را با

مفهوم لا اله الا الله آشنا کنیم، زیرا مردم از مفهوم حقیقی آن که همان برگشتن به شریعت خداوند است، ناآگاهند. (65)

3. کلمات سید قطب به صراحت بر این مطلب دلالت می کند و می نویسد: برای دوری از وقوع قتل،

(هر چند هم قتل خطا)، و برای پاک کردن دل های مجاهدان، به گونه ای که در قلب ها چیزی جز

برای خدا و در راه خدا نباشد، خداوند به مسلمانان دستور می فرمایند: هنگامی که به عنوان

جنگ جویان بیرون می روند، به جنگ با کسی نپردازند یا او را نکشند تا وضعیت کاملاً برایشان

روشن گردد و تحقیق لازم انجام داده شود. هم چنین این که به ظاهر حال، یعنی مسلمان بودن

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

شخص اکتفا کنند؛ مسلمان بودنی که با واژه هایی که از دهان بیرون می آید، ثابت می شود، زیرا د

لیلی در دست نیست که خلاف واژه ها را برساند و عکس ظاهر را ثابت کند. خداوند تعالی می فرماید:

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لاَ تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَیْکُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ

 عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا) (66) وی روایاتی را در باب نزول این آیه بیان می کند و چنین نتیجه می گیرد که

خداوند به مجاهدان نشان داد که اسلام، حرص و آز در غنیمت، و عجله و شتاب در قضاوت را دوست

نمی دارد و کالا و متاع جهان نباید در دل مؤمنان جایی داشته باشد و چیزی به شمار آید و کالا و متاع جهان،

انگیزه و هدف جهاد نیست. هم چنین شتاب ورزیدن برای ریختن خون کسی، پیش از تحقیق کامل و روشن

شدن همه جوانب، مردود و نامقبول می باشد. چه بسا خونی که ریخته شود، خون فرد مسلمانی باشد

که در پیشگاه یزدان بس عزیز و بزرگوار است و ریختن آن جایز نیز نیست. (67)

بنابراین با توجه به نکات یاد شده به روشنی پیداست که سید قطب در پی تکفیر معین مسلمانان

 نبوده است. از این رو باید برخی از کلمات وی در باب تکفیر تأویل شود. یکی از کلمات مهم وی

در باب حاکمیت خداوند و در مورد استدلال به آیه (وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ )

(68) است که این آیه بر هر کسی صدق می کند که برابر چیزی حکم کند که

خدا نازل نفرموده است. (69) حتی اگر این آیه قابل اشتمال بر مسلمانان هم باشد،

 حکم به تکفیر افرادی نمی دهد که احکام الهی را در دستگاه حکومتی اجرا نمی کنند،

 بلکه نشان دهنده این است که چنین افرادی با عدم اجرای احکام خداوند، مرتکب گناه می شوند،

ولی اگر عدم اجرای احکام دینی توسط دولت به عنوان امری دال بر رد هدایت الهی و نقیضه ای بر

شیوه زندگی اسلامی در نظر گرفته شود، شکی بر جا نمی ماند که قابل تکفیر است و این احکام

اکثراً به اجتهاد علما وابسته اند. (70) این کلام مورد اتفاق است، همان طور که ابن تیمیه به تکفیر

کسانی حکم می دهد که به حکم غیر ما انزل الله عمل می کنند، هر چند در ظاهر مسلمان باشند.

(71) ابن قیم جوزی با اشاره به آیه مذکور می گوید: مقصود این است که اگر کسی از روی جحد و

عناد، حکم خداوند را انکار کند، بدون شک کافر است، ولی اگر از روی هوا و هوس بوده، مرتکب فسق

و ظلم شده است . (72) هم چنین بن باز با استفاده از این آیات، کفر را به دو قسم اکبر و اصغر تقسیم

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

می کند و با استفاده از آیه ذکر شده می گوید:

اگر کسی حلال خداوند را حرام کند و یا حرام خداوند را حکم به حلال بودن دهد، بی شک مرتکب کفر اکبر شده است . (73) از طرفی نیز کلام سید را می توان به کفر عملی و یا کفر اعتقادی تأویل کرد، نه کفر فقهی تا مال و جانشان مباح باشد، همان طور که برخی از عالمان سلفی بر این معنا تصریح کرده اند. (74)

یکی دیگر از اصطلاحاتی که باید تأویل شود، جاهلیت می باشد که به عنوان جاهلیت قرن

بیستم مطرح شده است. صالح آل الشیخ ، جاهلیت را به جاهلیت زمانی، مکانی و اشخاص

و هر یک از آن ها را به مطلق و مقید تقسیم کرده است و جاهلیت مطلق از تمام جهات را فقط

مخصوص زمان پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) می داند که تمام شده است. از این رو جاهلیت

 قرن بیستم را مطابق جاهلیت زمان پیامبر (صلی الله و علیه و آله و سلم) نمی داند، اگر چه بعضی

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

از صفات جاهلیت در برخی از زمان ها و یا مکان ها و یا بعضی از افراد آشکار شود. (75) بی تردید ن

ظر سید قطب، جاهلیت مطلق از تمام جهات نبوده است. سالم بهنساوی با تقسیم به جاهلیت

اعتقادی (اموری که به کفر تعلق دارند) و عملی (اموری که به عمل و رفتار تعلق دارند) و بیان معانی

جاهلیت که در قرآن ذکر شده است، می نویسد:

مقصود و مراد از جاهلیت در کتاب های مودودی و سید قطب بر این ضابطه است که اولاً:

مقصود آن ها از لفظ کفر، گر چه در ظاهر شامل خروج فرد از دایره دین است، اما این به

 معنای کفر فقهی نیست، همان طور که در بسیاری از اعمال با این که لفظ کفر به کار رفته است،

ولی بر معنای کفر فقهی دلالت نمی کند؛ مثل جنگ مسلمانان با یکدیگر، تهمت زدن به نسب افراد

و آزار و اذیت کردن همسایه و... بنابراین مقصود از کفر، کفر عملی یا مجازی و یا نعمت است و حمل

لفظ جاهلیت بر معانی مذکور از باب أولی است و اگر لفظ جاهلیت به معنای جاهلیت کفر اعتقادی

 به کار رود، ممکن است که مقصود، جاهلیت در معصیت باشد؛ مثل تبرج و خودنمایی زن که چیزی

به جز جاهلیت در معصیت نیست و باعث کفر دینی نمی شود، هر چند که این معصیت را تکرار کند. (76)

از طرفی، اگر به کلمات خود عالمان وهابی در باب جاهلیت رجوع کنیم، مشاهده می کنیم که آن ها

بسیار سخت گیرانه تر از سید قطب عمل کرده اند. اگر وی اطاعت کردن از حاکمان و یا فرهنگ

غرب را عمل جاهلی می خواند، محمد بن عبدالوهاب علاوه بر اطاعت کردن از حاکمان ظالم،

 تقلید از گذشتگان و یا مغرور شدن به کثرت افراد، استدلال به سخن پیشینیان، غلو درباره عالمان و

 صالحان، پیروی از هوای نفس، نسبت دادن علوم باطل خود به انبیای الهی و... را نیز جزء صفات اهل

جاهلیت می خواند. حسن بن فرحان المالکی ، از علمای عربستان، حدود 52 مورد از این صفات را بر می شمرد و در نهایت می نویسد:

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

بسیاری از مسائلی که محمد بن عبدالوهاب جزء خصلت های جاهلی بر شمرده است، امروزه در میان پیروان افراطی او وجود دارد. از این رو افراطی هایی که مانع نقد مستدل و علمی دیدگاه های او می شوند، دورترین افراد به

 شیوه او هستند و چه بسا اگر او زنده بود آنان را تکفیر می کرد و با آن ها می جنگید

و کسانی را که دشمن می پندارند، می ستود. (77)

بنابراین، افراطی گری در تکفیر، حتی در مباحثی چون حاکمیت و جاهلیت که سید قطب

به آن محکوم شده در میان وهابیان بیشتر است و مؤید این سخن ما همان طور که گذشت،

تکفیر کردن برخی ازگروه های اسلامی، مانند فلاسفه (78) و صوفیه و یا برخی دیگر از فرقه های

اسلامی، چون اسماعیلیان و فاطمیان می باشد. (79) محمد بن عبدالوهاب در کتاب کشف الشبهات

خود و یا در کتاب الدرر السنیه، به گونه ای براهین توحیدی را بیان می کند که بسیاری از مسلمانان

را به ورطه کفر می کشاند، به طوری که بر تکفیر معین بسیاری از مسلمان ها دلالت می کند. (80)

 ابن تیمیه، با وجود خطاهایی که مرتکب شده، این گونه مسلمانان را تکفیر نکرده است در حالی

که وی در زمانی شبیه به زمان محمد بن عبدلوهاب زندگی می کرد که جهل در میان عوام فراگیر

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

بود و عالمان در دعوت مردم به توحید ناب، ضعیف عمل می کردند. ضعف عمل عالمان و جهل

عوام، دلیل بر تکفیر کردن آنان نیست. (81) لذا به نظر می رسد که سید قطب به دلیل وجود

مطالب متشابه درباره ترویج تکفیر، سپر بلا شده است، زیرا او یار و یاوری ندارد، برخلاف محمد

بن عبدالوهاب که یاران زیادی دارد. (82)

با وجود این غلو و تندروی بی نظیر در میان وهابیت، بسیاری از عالمان و مصلحان، سید قطب،

مودودی، اخوان المسلمین و حزب التحریر را عامل تکفیر و سخت گیری می دانند! درست است

که آنان از جهت سیاسی افراط می کنند، اما غلو آنان در هیچ یک از زمینه های سیاسی، عقیدتی،

فقهی، فرهنگی و اجتماعی به افراط وهابیان نمی رسد. آنان معتقدند که کافران به بلاد مسلمانان تجاوز

کرده اند و این باور آنان تأکید بر مسلمان بودن مردم آن کشورهاست و تکفیرشان را متوجه حکام می کنند.

در حالی که وهابیت مخالفان خود را، اعم از حاکم و محکوم، تکفیر می کنند و اطاعت از امیر خود را بر

تمام مسلمانان واجب می دانند که این از ویژگی های منحصر به فرد آن هاست.

از این رو به خوبی آشکار است که در میان عالمان وهابیت کسانی هستند که دیدگاهشان در

تکفیر و مباح دانستن خون مسلمان ها، از دیدگاه سید قطب و جریان های جهادی در دنیای اسلام تندتر است. (83)

ملاک ایمان و کفر و تکفیر از دیدگاه سلفی وهابی و سلفی جهادی

با توجه به مطالب یاد شده در این باب، می توان گفت که ملاک کفر نزد سلفیان وهابی

 بر محور توسل و درخواست از اموات و زیارت آن ها و یا هر عملی است که باید فی الواقع

برای خداوند انجام داده شود، ولی برای غیر خداوند انجام داده می شود؛ مثل نذر و قربانی

و طواف و سجده... محور مبنایی این مسائل به مباحث معرفت شناسی و روش شناسی

سلفیه وهابی باز می گردد که بر این اساس، آن ها با تأکید بر توحید عبادی به روش نقل گرایی

و عمل به ظواهر، کسی را موحد و مسلمان می دانند که در ظاهر فقط خداوند را عبادت کند و چون

 توسل به اموات و نذر و قربانی و... برخلاف این ظاهر است، عامل کفر می پندارند، (84) به عبارتی

ملاک کفر نزد سلفیان وهابی بر درخواست و توسل به اموات تأکید دارد، آن ها به سلفیان

توحید القبور شهرت یافته اند. ابن تیمیه، گرچه با سامان دهی و استدلالی کردن این تفکر،

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

زمینه افراط گرایی را به وجود آورد، ولی ملاک تکفیر را به بودن شرایط و نبودن موانع آن مترتب

می دانست (85) و ضوابطه هایی برای تکفیر تعریف کرده بود. (86) به عبارتی، وی بین ملاک

تکفیر مطلق و تکفیر معین تفاوت قائل شده بود. او ملاک کفر را گرچه به صورت مطلق بیان کرده بود،

 ولی این ملاک را به تکفیر معین سرایت نداد، برخلاف محمد بن عبدالوهاب که بین ملاک کفر

و تکفیر فرد معین تفاوتی قائل نشده (87) و از تحت ضابطه ای معین خارج شده است. از این

افراط گرایی در تکفیر موجب جنایت های بسیاری شد، به طوری که امروزه بسیاری از عالمان

 وهابی، برای تبرئه کردن خود از این جنایت ها و افراط گرایی، سعی می کنند که مواضع تکفیری شان را تعدیل نمایند.

سلفیان جهادی نیز در اصل ملاک ایمان و کفر با سلفیان وهابی مشترکند و هرگونه درخواست و

 عملی از غیر خداوند را کفر دانسته اند، بااین تفاوت که بر توحید در حاکمیت تأکید دارند و بادرخواست

و طلب از حاکمان و فرمانروایانی که برای مردم قانون هایی غیر از قانون های خداوند وضع می کنند و

تصویر مرتبط

یا با عمل به قانون های ساخته دست بشر که به اطاعت و پرستش انسان ها منجر می شود،

مخالفت می کنند و آن را عامل کفر می پندارند. از این رو به آن ها توحید القصوری می گویند.

این تفکر در مقابل جریان فکری توحید القبوری قرار گرفت، به طوری که سید قطب در اعتراض به تفکر وهابی می نویسد:

برخی بیرون رفتن از زیر بار مسئله حاکمیت را بیرون شدن از دین نمی شمارند، هم چنان که

بیرون رفتن از زیر بار عقیده یا عبادت را بیرون رفتن از دین می شمارند. در صورتی که این آیین

جدایی عقیده و عبادت و شریعت را از یکدیگر به رسمیت نمی شناسد و نمی پذیرد. این دوری

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

و جدایی میان حاکمیت و دین، به وسیله دستگاه های آزموده استعمارگران با تلاش قرن های طولانی

 پدیدار گشته است تا مسئله حاکمیت بدین شکل، حیرت انگیز و تأسف آور درآمده است.

حتّی کار بدان جا کشیده شده که در حس و شعور سرسخت ترین طرفداران این آیین نیز

حاکمیت و دین از هم دیگر جدا به شمار می آید! (88)

در مقابل نیز بسیاری از طرفداران تفکر ابن تیمیه و وهابیت، علیه تفکرات سید قطب و طرفداران وی

کتاب ها و مقاله های فراوانی نگاشته اند و او را به تکفیر کردن جوامع اسلامی محکوم کرده اند.

(89) بی شک سید قطب در مباحث اعتقادی خود، اگر ملاکی برای تکفیر کردن جوامع اسلامی

بیان کرده است، به منزله بیان ملاک برای تکفیر معین نیست، زیرا وی تعیین ملاک و حکم به تکفیر

معین را بر عهده مجتهد می داند و به عدم اجتهاد خویش اعتراف می کند. (90)

از ویژگی های مهم مشترک بین این دو جریان فکری، افراط گرایی در دایره کفر است؛

بدین معنا که سلفیه وهابی، حکم به تکفیر مطلق تمام کسانی می دهد که اعمال عبادی

همچون توسل و نذر و قربانی و... را در ظاهر برای غیر خداوند انجام می دهند و از دیگر سو،

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

سلفیه جهادی نیز حکم به تکفیر مطلق تمام کسانی می دهد که در ظاهر از حاکمان ظالم اطاعت

و پیروی می کنند و حاکمیت آن ها را پذیرفته اند. از این رو هر یک از این دو اندیشه در تقابل با یکدیگر

، دیگری را به خوارج تشبیه کرده اند. برخی از عالمان اهل سنت، افرادی مانند ابن عابدین، محمد بن

عبدالوهاب و پیروانش را که از افکار ابن تیمیه متأثر بوده اند، خوارج زمانی معرفی می کنند، (91) و در

 مقابل نیز طرفداران اندیشه وهابی، اندیشه های سید قطب را به تفکرات خوارج تشبیه نموده اند کرده اند

و از آن به فتنه تکفیر در زمان حاضر یاد کرده اند. (92)

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

باید توجه کرد که گروه های تکفیری صهیونیستی (93) که امروزه در جهان اسلام مرتکب

جنایت های دهشتناک می شوند، دارای افراطی ترین معیارها و ملاک های کفر هستند؛

بدین معنا که هر دو نوع درخواست و توسلی را چه از اموات و چه از حاکمان، کفر می دانند

و همچون محمد بن عبدالوهاب، ضابطه یا معیاری برای تکفیر ندارند و تمام مخالفانشان را تکفیر می کنند.

 از این رو این گروه های تکفیری را نمی توان به جریان خاصی منتسب کرد، زیرا آن ها تلفیقی از

برخی جریان های تندرو وهابی - جهادی هستند که به دست صهیونیسم و غرب و برخی از حاکمان عربی سامان دهی شده اند.

نتیجه

سلفیه وهابی با تأکید بر توحید عبادی و با توجه به روششان در نقل گرایی، ملاک ایمان

و کفر را بر توسل به اموات و نذر و قربانی و ...بنا نهاده اند و با تفسیری که از آن ارائه داده اند،

 بسیاری را به ورطه کفر کشانده اند. بر این اساس می توان تکفیر را در سلفیه وهابی در

سه مرحله تبیین کرد: 1. مرحله شروع و سامان دهی و ایجاد زمینه تکفیر مسلمان ها که

 توسط ابن تیمیه و شاگردانش صورت پذیرفت؛ 2. مرحله افراطی گری در تکفیر و کشتار مسلمان ها

که توسط محمد بن عبدالوهاب به علت غیر ضابطه مند بودن تکفیر معین و حمل کفر بر کفر اکبر،

 انجام داده شد؛ 3. مرحله بازگشت از مواضع افراطی گری و تأویل سخنان تکفیری عالمان سلف

خود (94) که توسط علمای اصلاحی وهابی (95) صورت می گیرد. از طرف دیگر، عالمان سلفی

جهادی که بر حاکمیت خداوند تأکید دارند، هرگونه درخواست و اطاعت از حاکم را ملاک کفر قرار داده اند

 و با جاهلی خواندن جوامع اسلامی راه را برای افراطی گری در تکفیر هموار کردند،

با بررسی های انجام داده شده، اگر چه از تفکرات رهبران سلفیه جهادی - قطبی، تکفیر

معین استنباط نمی شود و کلماتشان قابل تأویل است، ولی گروه های تندرو تکفیری، امروزه

برای رسیدن به اهدافشان، خود را سلفیه جهادی می دانند، در حالی که آن ها در حقیقت

پیروان محمد بن عبدالوهاب اند و در قالب سلفیان جهادی - وهابی شکل یافته اند که بدون

هیچ ضابطه ای به تکفیر معین مسلمانان حکم می کنند. عالمان وهابی برای تبرئه کردن خود ا

ز جنایت های این گروه های افراطی از یک سو و بهره بودن از اندیشه های قطبی از سوی دیگر،

سعی کرده اند که با تبلیغات گسترده و متحمل شدن هزینه های هنگفت، تفکرات سید قطب

را به چالش بکشند، به طوری که فقط افکار او را سرمشق سلفیان جهادی تکفیری جلوه دهند.

نتیجه تصویری برای عکس های راجع به تکفیریان و سلفی ها

پی نوشت ها:

1. پژوهشگر مؤسسه تحقیقاتی دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام).

2. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ج5، ص 191، راغب اصفهانی، مفردات، ص 713.

3. ابن فارس، همان، ج5، ص 191.

4. همان، ج1، ص 133.

5. ابن تیمیه، مجموع فتاوی، ج7، ص 14.

6. ابن عثیمین، مجموع فتاوی و رسائل، ج1، ص 49.

7. ابن ابی العز حنفی، شرح عقیدة الطحاویه، ص 331.

8. ابوحنیفه، فقه اکبر، ج1، ص 55.

9. سید طباطبایی یزدی، عروة الوثقی، کتاب الطهارة، ذیل مبحث نجاسات؛ جعفر سبحانی،

ایمان و کفر فی الکتاب والسنة، ص 45 و ریشه های پدیده تکفیر در گذر زمان ، کلام اسلامی،

سال 22، شماره 87، ص 15. اهل سنت بنابر حدیث بخاری به شماره 50 و مسلم به شماره

102، علاوه بر این سه، ایمان به ملائکه و کتاب خداوند و قضا و قدر را هم اضافه کرده اند.

10. راغب اصفهانی، همان، ص 715.

11. ابن حزم اندلسی، الفصل فی الملل والأهواء و النحل، ج3، ص 118.

12. ابن قیم جوزی، مختصر الصواعق المرسله، ص 596.

13. ابن تیمیه، فی ظلال القرآن، ج1، ص 292.

14. همان، ج3، ص 1477.

15. همان، ج1، ص 340.

16. سید مجتبی علوی، فرهنگ لغات کامل در قرآن، ص 30.

17. همان طور که رهبران گروه های تکفیری (مثل گروهک داعش)، امروزه خود مصداق های

کفر را به اسم اسلام تعیین می کنند و فتوا می دهند و به این بهانه باعث جنایت های فراوانی می شوند.

18. البانی، ناصرالدین، موسوعه، ج4، ص 455.

19. علماء النجد، الدررالسنیه، ج1، ص 70 و 71 و صالح الفوزان، التوحید، ص 84.

20. ایمن الظواهری، اعزاز رایة الاسلام، ص 37 و وصفی عاشور أبو زید، فی ظلال

 سید قطب لمحات من حیاته و أعماله و منهجه التفسیری، ص 70.

21. اسامه بن لادن، الأرشیف الجامع لکلمات و خطابات إمام المجاهدین، ج1، ص 197.

22. سید قطب نیز بر این اصل ملزم است، سلام بهنساوی، نقد و بررسی تکفیر، ص 126

و مجموع فتاوی، ج35، ص 165 و ج12، ص 525 و همو، منهاج السنه، ج5، ص 92.

23. جعفر سبحانی، ایمان و کفر، ص 53.

24. ابن تیمیه، مجموع فتاوی، ج7، ص 301.

25. همان، ج1، ص 106.

26. علی عبدالحلیم محمود، السلفیة و دعوة شیخ محمد بن عبدالوهاب، ص 126.

27. الرد علی البکرکی، مجموع فتاوی، ج27، ص 72-83 و ج17، ص471، ص 26.

28. مجموع فتاوی، ج3، ص 395 و ج1، ص 126و ج27، ص 96؛ البانی، التوسل أنواعه و أحکامه، ص 23 و بن باز، مجموع فتاوی، ج4، ص 400و ج 5، ص 188.

29. بن باز به عدم حلیت ذبیحه کسانی حکم داده است که از، اموات استغاثه می کنند، (فتاوی إسلامیة لأصحاب الفضیلة العلماء، ابن عثیمین و بن باز و بن جبرین، ج3، ص 406).

30. محمد بن عثیمین، مجموع فتاوی و رسائل، ج17 ص 339؛ بن باز، مجموع فتاوی، ج28، ص 112 و الدرر السنیه، ج1، ص 35.

31. و احمد عبادی، ر. ک. سید مهدی علیزاده موسوی، سلفی گری و وهابیت، ج2، فصول 6 و 7، توحید و شرک در نگاه شیعه و وهابیت، ص 95.

32. ابن تیمیه، درءالتعارض، ج9، ص 344 و الاستقامه، ج1، ص 180 و ج2، ص 31.

33. محمد بن عبدالوهاب، مجموعه رسائل، ج5، ص 129 و همو، الدرر السنیه، ج1، ص 144 و 145.

34. همان، ج1، ص 29 و ص 194.

35. همان، ج2، ص 161. در تأیید این مطلب می توان به کلمات عبدالعزیزبن آل عبداللطیف

در کتاب دعاوی المناوئین لدعوة شیخ محمد بن عبدالوهاب، ج1، ص 164 و 165 رجوع کرد.

36. زینی دحلان، الدرر السنیة فی الرد علی الوهابیة، ص 40.

37. می توان به نوشته های بن باز و البانی و یا ابن عثیمین (کتاب التحریر لمسالة التکفیر)

و یا صالح الفوزان (کتاب التکفیر بین الافراط و التفریط) درباره تکفیر مراجعه کرد، که بعد از جنگ و آزادی کویت به چاپ رسیده است.

38. حسن بن فرحان المالکی، داعیة لیس نبیا، ص 68.

39. علماء نجد، الدرر السنیة، ج10، ص 359.

40. همان، حسن بن فرحان المالکی، ص 34.

41. ابن قیم جوزی، الطرق الحکمیه، ج1، ص 461.

42. محمد بن عبدالوهاب، مجموعه رسائل التوحید والایمان، ج1، ص 377.

43. نظر سید قطب درباره طاغوت در تعریف ایمان و کفر در همین مقاله ذکر شد.

44. ابوالاعلی مودودی، اصطلاحات چهارگانه در قرآن، ص 74؛ فی ظلال القرآن، ج2، ص 890.

45. ابوالاعلی مودودی، همان 82.

46. سید قطب، تفسیر فی ظلال القرآن، ج2، ص 828.

47. همو، معالم فی الطریق، ص 83.

48. عبدالسلام فرج، فریضة الغائبه، ص 5 و ابوالحسن ندوی، حدود خسارت جهان و انحطاط مسلمین، ص 30.

49. سید قطب، مبانی تفکر اسلام، ص 31 و ایمن الظواهری، فرسان تحت رایة النبی، ص 380.

50. سید قطب، معالم فی الطریق، ص 7.

51. همان، ص 58.

52. ابن تیمیه، منهاج السنه، ج5، ص 95.

53. همو، الرد علی البکری، ص 256.

54. غزالی، الاقتصاد فی الاعتقاد، ص 133.

55. ابن تیمه، مجموع فتاوی، ج12، ص 487.

56. ابراهیم بن عامر الرحیلی، التکفیر و ضوابطه، ص 117 و علی محمد زمل العطیف، التکفیر، مفهومه و اسبابه، ج3، ص 967.

57. همان، ص 117 و 118. این تقسیم در کلمات ابن تیمیه و حتی محمد بن عبدالوهاب

مشهود است (ر. ک. ابن تیمیه، مجموع فتاوی، ج12، ص 487 و 487 و الدررالسنیه، ج10، ص 433).

58. علی محمد زمل العطیف، ج3، ص 972.

59. این شروط عبارتند از: 1. معین بالغ و عاقل باشد؛ 2. از روی اختیار مرتکب کفر شده باشد؛

 3. حجت بر او تمام شده باشد؛ 4. اهل تأویل نباشد (ابراهیم بن عامر الرحیلی، التکفیر و الضوابطه، ص 259).

60. ابن تیمیه، مجموع فتاوی، ج10، ص 372 و ج35، ص 165.

61. سایت مرکز الفتوی، به شماره ی 106483.

62. کتاب فتنة التکفیر البانی در همین راستا نگاشته شده است.

63. حسن بن فرحان المالکی، داعیة لیس نبیا، ص 22.

64. سالم بهنساوی، نقد و بررسی تکفیر، ص 126.

65. مجله المجتمع، عدد 565، جمادی الاخر سال 1402، ص 21.

66. نساء آیه، 94.

67. فی ظلال القرآن، ج2، ص 737.

68. مائده، آیه 45.

69. همان، ج2، ص 898.

70. دائرة المعارف اسلام، وقف سازمان دیانت ترکیه، تکفیر، یونس شوقی یاووز، به آدرس:

http://alwahabiyah.com/main.aspx?typeinfo=1 lid=o mid=3668

71. ابن تیمیه، منهاج السنة النبویه، ج5، ص 130.

72. ابن قیم حوزی، زاد المسیر، ج1، ص 553.

73. مجموع فتاوی بن باز، ج9، ص 124و 125.

74. عبدالله عزام، العقیدة و أثرها فی بناء الجیل، ص 55 الی 57 و ایمن الظواهری، إعزاز رایة الإسلام، ص 36.

75. شیخ صالح آل الشیخ، شرح مسائل الجاهلیه، ص 13 برگرفته از سایت http://saaid.net.

76. سالم بهنساوی، الحکم و القضیه لتکفیر المسلم، ص 81 الی 87.

77. حسن فرحان مالکی، داعیة لیس نبیاً، ص 149 الی ص 161 ذیل مبحث پیوست چهارم.

 برخی از عالمان وهابی نیز امروزه به این مسئله توجه داشته اند؛ مثل صالح الفوزان در کتاب

التوحید، صفحه 31 به این مطلب پرداخته و در مورد اقسام جاهلیت را مورد بحث کرده است.

78. ابن تیمیه، مجموع فتاوی، ج4، ص 283.

79. همان، ج2، ص 131 و همو، درء التعارض، ج5، ص 8.

80. ر. ک حسن بن فرحان المالکی، داعیه لیس نبیا، ص 80-107. وی بیش از چهل نمونه

از تکفیرهای محمد بن عبدالوهاب را ذکر می کند که با این توصیف، کسی از ورطه تکفیر رهایی نیافته است.

81. همان، ص 61.

82. همان، ص 62.

83. همان، ص 117 و 118.

84. برای اطلاع بیشتر از اقوال وهابیان درباره توحید می توان به کتاب جامع الفرید فی

شرح کتاب التوحید اثر عبدالله بن محمد بن احمد الدویش، ص 43 رجوع کرد.

85. ابن تیمیه، مجموع فتاوی، ج12، ص 498 و ج28، ص 500 و 501.

86. همان، ج12، ص 180. برخی از ضوابط تکفیر نزد ابن تیمیه عبارتند از: 1. تکفیر حکم شرعی است

و باید مجتهد تشخیص دهد؛ 2. تکفیر مطلق به تکفیر معین سرایت نمی کند؛ 3. تکفیر به حسب

اشخاص متفاوت است و نمی توان در مورد هر مخطی و یا عاصی و مبتدع و یا گمراه و جاهلی

حکم به تکفیر داد: التکفیر" یختلف بحسب اختلاف حال الشخص فلیس کل مخطی، و لا مبتدع

و لا جاهل و لا ضال یکون کافرا؛ بل ولا فاسقا بل ولا عاصیا لا سیما فی مثل مسئلة القرآن وقد غلط فیها

خلق من أئمة الطوائف المعروفین عند الناس بالعلم والدین .

87. همان طور که اشاره شد، حسن بن فرحان المالکی در کتاب داعیة لیس نبیا به نمونه ها از تکفیرهای

افراطی ابن عبدالوهاب که بدون هیچ گونه ضابطه ای، بوده اشاره کرده است؛ مثل تکفیر قائلان به شهادتین،

جاهلان، مخالفان خود دشنام دهندگان به صحابه، اهالی نجد و مکه و ...(حسن بن فرحان المالکی، داعیه لیس نبیا، ص 85 به بعد).

88. فی ظلال القرآن، ج3، ص 1197.

89. ربیع المدخلی، یکی از عالمان وهابی است که برای جلوگیری از گسترش افکار قطبی ها،

کتاب ها و مقاله های فراوانی نگاشت که می توان به کتاب هایی چون نظرة سید قطب إلی

 أصحاب رسول الله، نظرات فی کتاب التصویر الفنی فی القرآن الکریم لسید قطب، مطاعن

سید قطب فی أصحاب رسول الله، العواصم مما فی کتب سید قطب من القواصم، الحد

 الفاصل بن الحق و الباطل، أضواء أسلامیة علی عقیدة سید قطب و نیز مقاله هایی در

 همین راستا اشاره کرد. (ر. ک: www.rabee.net و عامر الرحیلی، التکفیر و الضوابطه، ص 40).

90. سالم بهنساوی، نقد و بررسی اندیشه ی تکفیر، ص 126.

91. ابن عابدین، رد المحتار علی الدر المختار، ج4، ص 262 و کتاب هایی که در این

خصوص نوشته شده است، می توان به صدق الخبر فی الخوارج القرن الثانی عشر

تألیف سید شریف علوی الحجازی و یا الوهابیون خوارج ام سنة تألیف نجاح الطائی اشاره کرد.

92. البانی، فتنة التکفیر، ص 5.

93. مثل گروه داعش.

94. چون ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب، تکفیرهای آنان را به کفر مطلق تأویل می برند.

95. از جمله رهبران اصلاحی در عربستان می توان به سلمان العوده، عائض القرنی و ناصر العمر اشاره کرد.

 منابع تحقیق:

قرآن کریم

الف. کتاب ها و مقاله ها

1. ریشه های پدیده تکفیر در گذر زمان ، فصلنامه علمی- پژوهشی کلام اسلامی،

سال 22، شماره 87، مؤسسه امام صادق (علیه السلام)، پاییز 92.

2. ابن تیمیة، مجموع الفتاوی، محقق: الرحمن بن محمد، نشر مجمع الملک فهد، مدینه 1426ق/ 1995م.

3. ، الاستقامه، نشر دانشگاه محمد بن سعود، مدینه 1403 ق.

4. ، درء التعارض بین العقل و نقل، نشر دانشگاه محمد بن سعود، مدینه 1411 ق.

5. ، منهاج السنه، دانشگاه محمد بن سعود، مدینه 1406ق.

6. ابن عابدین، محمّد امین بن عمر، الرد علی البکری، مکتبة الغرباء الأثریة، مدینه 1417 ق.

7. ، رد المحتار علی الدر المختار، دارالفکر، بیروت 1412 ق.

8. ابن فارس، احمد بن زکریا، المعجم المقاییس اللغه، دارالجیل، بیروت 1999 م.

9. ابوزید، وصفی عاشورا، فی ظلال سید قطب لمحات من حیاته و أعماله، دارالعلوم، قاهره، [بی تا].

10. أبی حنیفة النعمان، الفقه الأکبر، مکتبة الفرقان، الإمارات العربیة 1419ق - 1999 م.

11. اسامه بن لادن، الأرشیف الجامع لکلمات و خطابات إمام المجاهدین، برگرفته از سایت توحید و جهاد، 2006م.

12. الألبانی، ناصرالدین، التوسل أنواعه و أحکامه، محقق: محمد عید العباسی، مکتبة المعارف، ریاض 1421 ق.

13. ، موسوعه البانی، مرکز النعمان للبحوث و الدراسات الإسلامیه، یمن 2010م.

14. بن باز، عبدالعزیز، مجموع فتاوی، گردآورنده: محمد بن سعد الشویعر، موقع الرئاسة العامة للبحوث العلمیة و الإفتاء به نشانی http://www.alifta.com.

15. جوزیة، ابن قیم، مدارج السالکین بین منازل، محقق: محمد المعتصم بالله البغدادی، دار الکتاب العربی- بیروت، 1996م.

16. ، معالم فی الطریق، الاتحاد الاسلامی العالمی، قاهره، [بی تا].

17. ، مختصر الصواعق المرسلة، محقق: سید ابراهیم، دارالحدیث، قاهرة 2001م.

18. ، الطرق الحکمیة فی السیاسة، دار عالم الفوائد، مکة المکرمة 1428ق.

19. حامد، محمد عبدالحکیم، ائمة التکفیر (ظاهرة التکفیر فی العصر الحاضر...)، دارفاروق، قاهره، 2006.

20. حنفی، ابن ابی العز، شرح العقیدة الطحاویة، چاپ چهارم: المکتب الاسلامی، بیروت 1391.

21. راغب اصفهانی حسین محمد، المفردات فی غریب القرآن، دار القلم، الدار الشامیة- دمشق بیروت 1412ق.

22. الرحیلی، ابراهیم بن عامر، التکفیر و الضوابطه، دارامام احمد، 2008م، [بی جا].

23. زینی دحلان، الدررالسنیه فی الرد علی الوهابیه، دارالشفقه، استانبول 1976م.

24. سبحانی، جعفر، الایمان و الکفر فی الکتاب والسنه، موسسه امام صادق، قم، 1385.

25. سید قطب، مبانی تفکر اسلامی، ترجمه حسن زاده، احسان، تهران 1387.

26. ظواهری، ایمن، اعزاز رایة الاسلام، موسسه السحاب للانتاج العالمی، برگرفته از سایت توحید و جهاد، [بی تا].

27. عابدی، احمد، توحید و شرک در نگاه شیعه و وهابیت، مشعر، قم 1390.

28. عبدالعزیز بن محمّد بن علی آل عبد اللطیف، دعاوی المناوئین لدعوة الشیخ محمّد بن عبدالوهّاب، چاپ: اول دارالوطن، الریاض 1412 ق.

29. عثیمین، محمد بن صالح، مجموع فتاوی و رسائل، دار الوطن- دارالثریا 1413ق.

30. عزام، عبدالله، العقیدة و أثرها فی بناء الجیل، نشر شهید عزام الإعلامی، پاکستان، [بی تا]، برگرفته از سایت www.tawhed.ws.

31. علماء نجد، الدررالسنیة فی الأجوبة النجدیة، محقق: عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، 1417ق/ 1996م.

32. علوی، سید مجتبی، فرهنگ لغات کامل در قرآن، قم، چاپ اول: سلمان فارسی، 1365.

33. علی زاده موسوی، سید مهدی، سلفی گری و وهابیت، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، معاونت فرهنگی و تبلیغی، آوای منجی، قم 1391.

34. علی محمد، التکفیر، مفهومه و اسبابه اثر زمل العطیف، مکتبه الرشد، الریاض 1430 ق.

35. الغزالی، أبو حامد محمد بن محمد، الاقتصاد فی الاعتقاد، دار الکتب العلمیة، بیروت 1424ق.

36. فوزان، صالح، التوحید، چاپ چهارم: وزارت اوقاف و ارشاد اسلامی، عربستان 1423ق.

37. قرطبی، ابن حزم الأندلسی، الفصل فی الملل و الأهواء و النحل، مکتبة الخانجی، قاهرة، [بی تا].

38. مجلة المجتمع، الکویتیه، عدد 565، جمادی الآخر 1402 ق.

39. محمد بن عبدالوهاب، مجموعة رسائل فی التوحید و الإیمان، مطابع الریاض، [بی تا].

40. محمود، علی عبدالحلیم، السلفیة و دعوة شیخ محمد بن عبدالوهاب، نشر عکاظ 1401ق.

41. المسند، محمد بن عبدالعزیز بن عبدالله، فتنه التکفیر، دارالوطن، 2004 م.

42.ــــ ، فرسان تحت رایة النبی، چاپ دوم: [بی نا، بی تا]، برگرفته از سایت www.tawhed.ws.

43. ، فتاوی إسلامیة لأصحاب الفضیلة العلماء، دارالوطن، الریاض، 1413ق.

44. مودودی، ابوالاعلی، اصطلاحات چهارگانه در قرآن، نشر احسان، تهران 1389.

45. ندوی، ابوالحسن، حدود خسارت جهان و انحاط مسلمین، مصطفی زمانی، قم، پیام اسلام، 1369.

46. نقد و بررسی اندیشه تکفیر، احسان، تهران 1391.

47. یونس شوقی یاووز، دائرة المعارف اسلام، وقف سازمان دیانت ترکیه، تکفیر،

  • کیوان گیتی نژاد
  • ۰
  • ۰

زندگینامه مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر انقلاب

mojtaba4 زندگینامه مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر انقلابسید مجتبی حسینی خامنه‌ای پسر دوم سید علی خامنه‌ای ؛رهبر معظم انقلاب؛ است. وی با دختر غلامعلی حداد عادل (زهرا حداد عادل) ازدواج کرده‌است. اگر می خواهید در مورد سید مجتبی خامنه ای بیشتر بدانید این مقاله آسمونی را حتما بخوانید چرا که بیوگرافی و زندگینامه سید مجتبی خامنه ای را برای شما عزیزان تهیه کرده ایم که در ادامه می خوانید.

زادروز

۱۳۴۸
مشهد

ملیت

ایرانی

پیشه

روحانی

لقب

حجت الاسلام والمسلمین

مذهب

شیعه

مکتب

اسلام

همسر

زهرا حداد عادل

والدین

سید علی خامنه‌ای

خویشاوندان

غلامعلی حداد عادل (پدر همسر)

 

سید مجتبی خامنه‌ای در چند عملیات جنگ ایران و عراق حضور داشت. او تحصیلات دبیرستان خود را در مدرسه علوی گذراند. نخستین اساتید دروس حوزوی او سید محمود هاشمی شاهرودی و پدرش بودند، در سال ۱۳۷۸ برای تحصیلات حوزوی وارد حوزه علمیه قم شد و در کلاس‌های درس مصباح یزدی، محسن خرازی و لطف‌الله صافی گلپایگانی حضور یافت.

mojtaba2 زندگینامه مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر انقلابزندگی شخصی

مجتبی خامنه‌ای در سال ۱۳۷۸ با زهرا دومین دختر غلامعلی حداد عادل ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک فرزند پسر به نام محمدباقر و یک دختر کوچکتر است. در خصوص نحوه تولد محمدباقر اظهارنظرهای مختلفی مطرح شده است. بی‌بی‌سی این پسر را متولد لندن می‌داند و عنوان کرده در زمان به دنیا آمدن وی، یک بیمارستان در کرایه خانواده خامنه‌ای قرار داشته است که هزینه این کرایه بالغ بر ۱ میلیون پوند می‌باشد. غلامعلی حداد عادل، پدر همسر مجتبی خامنه‌ای این ادعا را رد کرده است و عنوان کرده فرزند مجتبی در بیمارستانی در تهران به دنیا آمده و پزشک زهرا حداد عادل نیز مرضیه وحید دستجردی بوده است. به گفته حداد عادل اوقات مجتبی به مطالعه و فقاهت میگذرد

حضور در جنگ

وی در سال‌های جنگ ایران و عراق (همچون دیگر برادرش سید مصطفی خامنه‌ای) در چند عملیات از جمله «بیت‌المقدس ۳» «بیت‌المقدس ۲»، «بیت‌المقدس ۴»، «والفجر ۱۰» و «مرصاد» حضور داشته‌است. نورعلی شوشتری از فرماندهان جنگی ایران دربارهٔ حضور وی گفته‌است: «… به دفعات در جبهه نبرد حاضر شدند و در عملیاتهای مختلف شرکت کردند؛ مثلاً یک شب در عملیات «بیت‌المقدس ۳» بود که دیدیم «آقا سید مجتبی» با پسر آقای هاشمی رفسنجانی، آن جا ظاهر شدند. اما در هنگامی که من مشغول صحبت با بی‌سیم و انجام کارهای دیگر بودم، با فرزند آقای هاشمی راه افتادند به طرف خط، من هر چه کردم نتوانستم آنها را نگه دارم و رفتند. بعد با فرمانده لشگرشان تماس گرفتم و گفتم: اینها دارند می‌آیند مواظب باش که در خط شکنی شرکت نکنند. روز بعد که به منطقه رفتم، دیدم اینها روی ارتفاعات «قَشَن» جایی که در نوک نقطه دفاعی قرار داشت و در محلی که واقعاً هم تخلیه مجروح از آن جا سخت بود و هم رساندن مهمات و آذوقه خیلی مشکل بود.»
انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴

در انتخابات ریاست جمهوری ایران در ۱۳۸۴ مهدی کروبی در نامه به سید علی خامنه‌ای، مجتبی خامنه‌ای و سپاه پاسداران را به تلاش برای تغییر رای مردم و دخالت در انتخابات متهم کرد.mojtaba3 زندگینامه مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر انقلاب
انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸

پس از تنش‌های انتخابات ریاست جمهوری دهم و مواضع علی خامنه‌ای در برابر معترضان و اصلاح طلبان مجدداً نام فرزند خامنه‌ای بعنوان یکی از حامیان جدی احمدی‌نژاد مطرح شد. با این حال از آن جهت که وی پست دولتی نداشته و اصلاً در رسانه‌ها ظاهر نشده‌است اطلاعی از مواضع وی موجود نیست.

روزنامه گاردین در تحلیلی همزمان با اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و اعلام پیروزی احمدی‌نژاد، نوشت که مجتبی خامنه‌ای ضمن آنکه در مجاب کردن علی خامنه‌ای به نفع احمدی‌نژاد درسال ۱۳۸۴ که شهردار تهران بود نقش داشته‌است، در سرکوب مردم نیز دست دارد. به نوشته این روزنامه خامنه‌ای نیز متمایل به رهبر شدن پسرش است. این روزنامه در مقالهٔ دیگری به نقل از یک «منبع بلندپایه سیاسی» در ایران گزارش می‌دهد که کنترل نیروی شبه نظامی بسیج به مجتبی خامنه‌ای، سپرده شده‌است. مجتبی خامنه‌ای نقشی اساسی در سازمان دادن پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ۲۲ خرداد بازی کرده و از طریق کنترل مستقیم بسیج، واکنش‌ها به تظاهرات مخالفان – که با تلفات در میان معترضان همراه بود – را هدایت کرده‌است.

روایت حداد عادل از ازدواج دخترش با مجتبی خامنه ای

 آقای حدادعادل تعریف می کردند؛ «سال 77، خانمی به خانه ما زنگ زده بود و گفته بود که می خواهیم برای خواستگاری خدمت برسیم. خانم ما گفته بود دختر ما در حال حاضر سال چهارم دبیرستان است و می خواهد ادامه تحصیل دهد. ایشان دوباره پرسیده بودند اگر امکان دارد ما بیاییم دخترخانم را ببینیم تا بعد. اما خانم ما قبول نکرده بودند.

 بعد خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلاً شما خودتان را معرفی کنید. و ایشان هم گفته بودند؛ من خانم مقام معظم رهبری هستم. خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بود و گفته بود؛ «ما تا حالا به همه پاسخ رد داده ایم. اما شما صبر کنید با آقای دکتر صحبت کنم، بعد شما را خبر می کنم.» آن زمان خانم من مدیر دبیرستان هدایت بود .

mojtaba زندگینامه مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر انقلاببعد از صحبت با من قرار بر این شد که آنها بیایند و دخترمان را در مدرسه ببینند که هم دخترمان متوجه نشود و هم اینکه اگر آنها نپسندیدند، لطمه یی به دختر ما نخورد. طبق هماهنگی قبلی، خانم آقا آمدند و در دفتر مدرسه او را دیدند و رفتند. چند روز گذشت و من برای کاری خدمت آقا رفتم. آقا فرمودند؛ «خانم استخاره کرده اند، جوابش خوب نبوده است .»

یک سال از این قضیه گذشت. مجدداً خانواده آقا تماس گرفتند و گفتند ما می خواهیم برای خواستگاری بیاییم. خانم بنده پرسیده بودند چطور تصمیم تان عوض شده؟ آقا گفته بودند؛ «خانم ما به استخاره خیلی اعتقاد دارد و دفعه اول چون خوب نیامده بود، منصرف شدند.» و خانم آقا هم گفته بودند؛ «چون دخترتان دختر محجبه، فرهیخته و خوبی است، دوباره استخاره کردم که خوب آمد و اگر اجازه بدهید، بیاییم .»

آن زمان دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور هم شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند .

بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند؛ «آقای دکتر، داریم خویش و قوم می شویم.» گفتم؛ «چطور؟» گفتند؛ «خانواده آمدند و پسندیدند و در گفت وگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟» گفتم؛ «آقا، اختیار ما دست شماست .»

آقا فرمودند؛ «نه، شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانم تان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من این طور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسوولان در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه یی اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کنند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتاً خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است. مجتبی معمم هم نیست. می خواهد قم برود و درس بخواند و روحانی شود. همه اینها را به او بگو بداند .»

من هم به دخترم گفتم و ایشان هم قبول کرد. آقا در زمان قبل از رئیس جمهوری شان، در جنوب تهران خانه یی داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگی شان را از آن درمی آورند؛ ایشان حقوق رهبری نمی گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند .mojtaba5 زندگینامه مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر انقلاب

هنگام صحبت در مورد مراسم عقد و مهریه و … آقا فرمودند؛«در مورد مهریه، اختیار با دختر شماست. ولی من برای مردم خطبه عقد می خوانم، سنت من این بوده که بیشتر از 14 سکه عقد نخوانم و تا حالا هم نخوانده ام، اگر بخواهید، می توانید بیشتر از 14 سکه مهریه معین کنید، ولی شخص دیگری خطبه عقد را بخواند. از نظر من اشکالی ندارد. چون تا حالا بیش از 14 سکه برای مردم عقد نخوانده ام، برای عروسم هم نمی خوانم .»

من گفتم؛ «آقا، این طور که نمی شود. من با مادرش صحبت می کنم، فکر نمی کنم مخالفتی داشته باشد.» در مورد مراسم عقد هم گفتند؛ «می توانید در تالار بگیرید، ولی من نمی توانم شرکت کنم.» گفتم؛« آقا هر طور شما صلاح بدانید.»

فرمودند؛ «می خواهید این دو تا اتاق اندرونی و یک اتاق بیرونی را با هم حساب کنید. هر چند نفر جا می شوند، نصف می کنیم؛ نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما را دعوت می کنیم.» ما حساب کردیم و دیدیم بیشتر از 150 ، 200 نفر جا نمی شوند. ما حتی اقوام درجه اول مان را هم نمی توانستیم دعوت کنیم، اما قبول کردیم .

آقا غیر از فامیل، آقای خاتمی، آقای هاشمی و آقای ناطق و روسای سه قوه و دکتر حبیبی را دعوت فرمودند. یک نوع غذا هم درست کردیم. قبل از اینها صحبت خرید بازار شد. پسر آقا گفت؛ «من نه انگشتر می خواهم و نه ساعت و نه چیز دیگری.» آقا گفتند؛ «خوب نیست.» من هم گفتم؛ «حداقل یک حلقه بگیرند.» اما آقا فرمودند؛ «من یک انگشتر عقیق دارم که یکی برای من هدیه آورده، اگر دخترتان قبول می کند، من آن را به ایشان هدیه می دهم و ایشان هم به عنوان حلقه، به مجتبی هدیه دهد.» قبول کردیم و انگشتر را گرفتیم و بعد به آقا مجتبی دادیم. کمی بزرگ بود. به یک انگشترسازی بردیم تا کوچکش کند و خرجش 600 تومان شد. خلاصه خرج حلقه داماد 600 تومان شد .

به آقا گفتیم در همه این مسائل احتیاط کردیم، دیگر لباس عروس را به ما بسپارید و آقا هم فرمودند؛ «آن را طبق متعارف حساب کنید.» در همان ایام، ما خودمان برای پسرمان عروسی می گرفتیم و یک لباس عروس برای عروس مان سفارش داده بودیم بدوزند .

mojtaba1 زندگینامه مجتبی خامنه ای، فرزند رهبر انقلابخلاصه قبل از اینکه عروس مان استفاده کند، همان شب دخترمان استفاده کرد. بعد آقا گفتند؛ «من یک فرش ماشینی می دهم، شما هم یک فرش بدهید.» و به این ترتیب مراسم برگزار شد. برای عروسی هم دو پیکان از اقوام ما و دو پیکان هم از اقوام آقا آمده بودند. مراسم در خانه ما تا ساعت یک طول کشید. خانواده آقا آمده بودند که عروس را ببرند، البته آقا ظاهراً کاری داشتند و نیامده بودند. اما وقتی عروس را به خانه آوردیم، دیدیم آقا هنوز بیدار نشسته اند و منتظرند عروس را بیاورند .

فرمودند؛ «من اخلاقاً وظیفه خود می دانم برای اولین بار که عروس مان قدم به خانه ما می گذارد، من هم بدرقه اش کنم و به اصطلاح خوشامد بگویم .»

ما خیلی تعجب کرده بودیم و فکر نمی کردیم آقا تا آن ساعت شب بیدار باشند، حتی آقا آن شب هم غذا نخورده بودند. چون خانواده آقا سرشان شلوغ بود، به آقا غذا نداده بودند. آقا گفتند؛ «دکتر، امشب شام هم نداشتیم، من به یکی از پاسدارها گفتم شما چیزی خوردنی دارید؟ آنها گفتند که غیر از کمی نان چیز دیگری نداریم. گفتم؛ همان را بیاورید، می خوریم .»

 

بعد هم که عروس وارد شد، آقا چند دقیقه یی برایشان در مورد تفاهم در زندگی و شرایط و اهمیت زندگی زناشویی صحبت کردند و تا پای در خانه، عروس را بدرقه کردند و خوشامد گفتند. رعایت آداب حتی تا چنین جایگاهی چقدر ارزش دارد. اینها از برکت انقلاب اسلامی و خون شهداست. ایشان دستور دادند حتی از ریزترین وسایل دفتر استفاده نشود، چون مال بیت المال است. حتی اگر مشکل وسیله نقلیه هم پیش آمد، اجازه ندارند از وسایل دفتر استفاده کنند


پشت پرده هجمه علیه ایت الله آقا مجتبی حسینی خامنه ای دام ظله العالی

خلاصه: به دنبال اعتراضات خیابانی پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، نام برخی از شخصیت های دینی نیز مورد وهن معترضین به نتایج انتخابات واقع گردید. نوک پیکان این حملات ، بیش از آن که متوجه کاندیدای منتخب باشد ، مقام معظم رهبری را نشانه رفته بود.
نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری

 به دنبال اعتراضات خیابانی پس از اعلام نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری که با دعوت از سوی کاندیداهای شکست خورده صورت گرفت شعارهایی بر سر زبان ها افتاد که گمانه هایی فراتر از یک بازی انتخاباتی را پیش روی ناظران ترسیم نمود . سیر این شعارها در یک دوره زمانی محدود ، بی پرده و صریح ، اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی را نشانه گرفت .
نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری

در این بین نام برخی از شخصیت های دینی نیز مورد وهن معترضین به نتایج انتخابات واقع گردید . نوک پیکان این حملات ، بیش از آن که متوجه کاندیدای منتخب باشد ، مقام معظم رهبری را نشانه رفته بود . برخلاف یک دهه اخیر که در بین علمای دینی ، آیت الله مصباح یزدی پس از رو در رویی مستقیم با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بیشترین هجمه تخریبی را بر ضد شخصیت و افکار خویش شاهد بود در جریان فتنه هشتاد و هشت این رکورد ، متوجه شخصیت هایی همچون حضرات آیات جنتی و خزعلی گردید . نفر اول به خاطر جایگاه ویژه در شورای نگهبان و نفر دوم نیز در پی طرد فرزند فتنه جوی خویش بیشترین هجمه تبلیغات منفی در فضای مجازی و سطح خیابان ها را پس از مقام معظم رهبری به خود اختصاص دادند . در این بین به ناگاه نام دیگری بر سر زبان ها افتاد که پیشینه خاصی از وی در اذهان عموم وجود نداشت . سید مجتبی حسینی خامنه ای یکی از فرزندان مقام معظم رهبری بود که نامش در بین شعارهای اغتشاش گران ، توجه همه را به خود جلب نمود .

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری
این در حالی است که وی هیچ گونه حضور محسوسی در عرصه سیاست نداشته و از پست و مقامی بهره مند نبوده است . جالب آن که اکثریت مطلق شعاردهندگان بر ضد سید مجتبی ، حتی هیچ گونه تصویری نیز از او ندیده بودند . دلیل هجمه سنگین به وی از سوی آشوبگران ، اتهامات اقتصادی و سیاسی نامبرده بیان گردید که هر یک از آنها در جای خود محل تأمل و بررسی است : الف – اتهامات اقتصادی بسیاری از مردم تا کنون این موضوع را شنیده اند که مقام معظم رهبری بر خلاف برخی شخصیت هایی که خود را تالی تلو ایشان می دانند فرزندان خویش را از هر نوع فعالیت اقتصادی بر حذر داشته اند . آیا این مسئله صحت ندارد ؟!
نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری

به طور مثال ، فرزندان ریاست مجمع تشخیص و ریاست مجلس خبرگان ، بیش از دو دهه است که انواع اتهامات اقتصادی و زد و بندهای تجاری را متوجه خود دیده اند . این اتهامات در مقیاسی کوچکتر ، فزندان رییس بازرسی بیت رهبری و ریاست تولیت آستان قدس را نیز بی نصیب نگذاشته است . گفتنی است تا به حال هیچ منبعی اصل فعالیت های اقتصادی آقازادگان مذکور را تکذیب نکرده است .

نام برخی از کارخانه ها و شرکت ها نیز در افواه عموم به اسم این افراد ثبت گردیده و به عنوان مصادیق نفوذ و گستره خیزش های اقتصادی آنان بیان می گردد . با کشف تقلب ! در انتخابات سال هشتاد و هشت ، فعالیت ها و حتی مفاسد اقتصادی سید مجتبی خامنه ای نیز به یک باره کشف گردید و بر سر زبان ها افتاد . برای اثبات این اتهامات ، دو مصداق بیشتر از همه مطرح شد . یکی امتیاز خطوط ایرانسل بود . این اتهام در حالی طرح گردید که پس از راه اندازی خط ایرانسل در دوران حاکیت اصلاحات ، در بین مردم این طور شایع شد که یکی از فرزندان مهدی کروبی به عنوان سهامدار اصلی این شرکت مشغول به فعالیت می باشد .

تصویر مرتبط

با روی کار آمدن دولت نهم ، دعواهای حقوقی بین وزارت ارتباطات با این شرکت نیز همواره در همین راستا تلقی می گردید . در جریان فتنه اخیر نیز استفاده گسترده آشوب طلبان از هزاران سیم کارت ارتباطی بی نام و نشان این شرکت برای دامن زدن به اغتشاشات ، نام ایرانسل را در ردیف متهمان کودتای مخملی قرار داد . به منظور احترام به صاحبان این شرکت لازم می دانم توضیح دهم که هیچ اتهام اقتصادی یا سیاسی درباره ایرانسل تا کنون به اثبات نرسیده است .

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری
اما اتهام دوم مفاسد اقتصادی سید مجتبی خامنه ای ، فروش نفت قاچاق به خانواده سلطنتی انگلستان بود . عظمت این اتهام دهان پرکن ، توجه بسیاری را به خود جلب نمود . این روابط پر مفسده نیز از فردای اثبات تقلب ! در انتخابات در فضای مجازی با آب و تاب روایت گردید . گذشته از منبع این خبر که در جای خود مورد بررسی قرار می گیرد ، بسیاری از تحلیل گران بر این نکته اتفاق نظر داشتند با آن شناختی که از عمق خصومت دشمنان مقام معظم رهبری وجود دارد اگر کوچکترین مدرکی در اثبات این نوع دعاوی در دست مدعیان بود امروز در کوره دهات های این مرز و بوم نیز می شد نسخه ای از آن را پیدا نمود ! با وجود تمام این اتهامات این تنها غلامعلی حداد عادل بود که پس از گذشت یک سال در مصاحبه ای با نشریه پرتیراژ ! پاسدار اسلام ، به دفاع از ساده زیستی و مناعت طبع سید مجتبی خامنه ای پرداخت .
تصویر مرتبط
ب – اتهامات سیاسی، نام سید مجتی خامنه ای را اول بار مهدی کروبی در جریان انتخابات نهم ریاست جمهوری در عرصه سیاسی کشور مطرح نمود . وی در نامه ای خطاب به مقام معظم رهبری این گونه نوشت :
" به‌رغم شفافیت مواضع جنابعالی، اخباری مبنی بر حمایت فرزند محترم شما - آقا سید مجتبی - از یکی از کاندیداها منتشر شد. پس از آن هم شنیدم که یکی از بزرگان به جنابعالی گفته‌اند که "آقازاده حضرتعالی از فلان شخص حمایت می‌کند" و شما فرموده‌اید‌ "ایشان آقا است نه آقازاده" و به هر حال مشخص شد که آن حمایت‌ها نظر شخصی آقا مجتبی بوده است.
تصویر مرتبط

در عین حال کماکان خبرهایی در مورد فعالیت ایشان به نفع یکی از کاندیداها - که سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول کرد و عنایت‌ها به طرف فرد دیگر سرازیر شد - و حتی رفت و آمد به ستاد انتخاباتی آن کاندیدا منتشر شد. حضرتعالی به خوبی واقف هستید که دخالت‌های نسنجیده اطرافیان برخی از مقامات روحانی و سیاسی در سال‌های گذشته تبعات منفی فراوانی برای کشور و نظام داشته است و لذا اینجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزی از جنابعالی تقاضا می‌کنم اجازه ندهید تجربه دیگری به تجربه‌های تلخ گذشته اضافه شود.
نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری


چون جنابعالی جانشین امامی هستید که وقتی در یک حادثه عده‌ای مدعی شدند مرحوم آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی باعث ‌ایجاد محدودیت‌هایی برای ارتباط مردم با امام شده است، به‌رغم جایگاه فکری و فقهی آن مرحوم دستور داد که "‌ایشان در کارهایی که مربوط به من است دخالت نکند".

تصویر مرتبط

به رغم نگارش چنین نامه ای تا چهار سال بعد ، آن هم پس از اعلام نتایج انتخابات دهم ، بحثی به آن شکل درباره فعالیت های سیاسی سید مجتبی در محافل عمومی مطرح نگردید . روند حوادث ، البته واهی بودن توهمات کروبی در حصر اطلاعاتی مقام معظم رهبری به دلیل یکنواختی محیط پیرامونی ایشان را به اثبات رسانید . بر فرض صحت خبر حضور و فعالیت سید مجتبی خامنه ای در ستاد یکی از کاندیداها _ که هیچ گونه تصویر یا گزارشی از آن تاکنون منعکس نشده است – صرف وجود نظر شخصی برای فرزندان یک شخصیت سیاسی عیب به حساب نیامده و خلاف قانون تلقی نمی شود مانند آن چه که درباره حمایت سید احمد و بیت امام از بنی صدر و میرحسین موسوی نقل می شود .
تصویر مرتبط
اما اثبات عدم یک نواختی نگرش سیاسی در بیت مقام معظم رهبری کار چندان دشواری نیست . گذشته از کانال های متعدد خبری معظم له نگاهی به حمایت ها و روابط آشکار و پنهان و گاه مشکوک با کاندیدایی فتنه گر از سوی بسیاری از اطرافیان ایشان ، همچون حجج اسلام ناطق ، حجازی ، نواب ، ربانی ، اعرافی و مجموعه بحث برانگیز وی و . . . وجود عناصر وابسته به طیف قالیباف در بیت رهبری که به دلیل توصیف وی به عنوان هاشمی کوچک ! توسط حاج منصور ارضی ، دو سال مانع از مداحی او در محدوده بیت گردیدند و از همه جالب تر دست درازی برای علنی ساختن نامه محرمانه آقا به احمدی نژاد در خصوص تغییر اسفندیار مشایی از پست معاون اولی – که سکوت اهالی سیاست ، ثابت ساخت افشاگری تنها بر ضد خاندان هاشمی کاری ناصواب است !- و . . .

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری

مثال هایی اندک است که نشان می دهد آن طور که بهانه جویان دامن می زنند بیت مقام معظم رهبری بر وفق نگرش های جناحی اداره نمی شود .

با آغاز شورش های خیابانی حامیان کودتا ، موارد دیگری نیز بر ضد سید مجتبی خامنه ای در سطح فضای مجازی مطرح گردید مانند دستور برخورد با اوباش توسط او و . . . که نیازی به بحث و بررسی آن به چشم نمی خورد . نکته این جاست که به رغم طرح اتهامات اقتصادی و سیاسی بر ضد ایشان ، شعار خاصی بر سر زبان پیاده نظام فتنه تکرار شد که وجود پشتوانه خاص و تحلیل استراتژیک پشت این نوع ماجراها را دور از باور نمی سازد . شعار این بود : مجتبی بمیری رهبریو نبینی !( از ساحت این سلاله زهرا به خاطر ضرورت های اجتناب ناپذیر در تحلیل های تاریخی عذر می طلبم ). این شعار نشان می دهد که دعوای با سید مجتبی چیزی فراتر از دخالت های انتخاباتی و فعالیت های اقتصادی است . به راستی مگر کسی گفته بود قرار است سید مجتبی جانشین رهبری معظم باشد ؟ کیست که نداند انتخاب رهبری بر عهده مجلس خبرگان است ؟ چگونه ممکن است بحثی در محافل خاص سیاسی نظام درباره رهبری آینده به صورت محرمانه صورت گرفته باشد و درست پس از ایجاد فضای آشوب ، بدون ذکر هیچ منبعی افشا شود ؟

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری
این که دلیل تخریب شخصیت سید مجتبی چیست می شود احتمالات متعددی را طرح کرد . مثلاً : -حسودی بعضی بزرگان که چرا فقط فرزندان آنها باید متهم به مفاسد اقتصادی و مورد لعن و نفرین ملت باشند !
- فقدان دلیل کافی برای اثبات تقلب در انتخابات
-بهانه قراردادن وی برای ایجاد اتهام و انتقام گیری از مقام معظم رهبری
-تأثیر روانی اتهام زنی به اشخاصی که زوایای شخصیتی شان کمتر مورد شناخت عمومی قرار دارد

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری
-احتمال قریب به یقین توطئه گران به محاصره و فتح خیابان پاستور به سبک انقلابات مخملی و نگرانی از برافراشته ماندن پرچم ولایت توسط خاندان رهبری
- شناخت تحلیل گران دشمن از عدم وجود شرایط کافی یا اقبال عمومی نسبت به شخصیت های مذهبی دیگر برای احراز مقام رهبری
-و . . . .
نباید از خاطر برد که بسیاری از طلاب حوزه علمیه قم بارها فرزندان مقام معظم رهبری را دیده اند که بر خلاف نوه حضرت امام بدون هیچ تشریفاتی ، البته گاه با یک یا دو محافظ در سطح فیضیه یا دیگر مدارس علمیه شهر مقدس قم به درس و بحث و تدریس مشغول هستند و به سادگی و با فروتنی در بین مردم به رفت و آمد می پردازند . طلاب گرانقدر که هر یک متعلق به یکی از مناطق دور و نزدیک این کشور هستند همچون رسانه ای فراگیر ، مشاهدات خدشه ناپذیر خود را به گوش اقوام و دوستان و مریدان خویش در همه نقاط ایران رسانده اند . اما جالب تر از همه آن چه که گفته شد این است که مجموعه تحقیقات نگارنده ، سرچشمه تمام اتهامات عجیب و غریبی که به سید مجتبی خامنه ای نسبت داده شده است را تنها در یک نشریه خلاصه می داند . هزاران سطر از مطالبی که در حمله به سید مجتبی منتشر شده فقط به یک منبع استناد نموده اند . واقعیت آن

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری
است که تنها نشریه گاردین وابسته به دولت خبیث انگلیس بود که ده ها اتهام را با تکیه بر منابع موثق اما ناشناس ! بر ضد وی مطرح ساخت و خود مورد استناد صدها سایت و نشریه و رسانه دیگر قرار گرفت . اطلاعات مندرج در نشریه گاردین درباره میزان تحصیلات ، نام اساتید ، نوع فعالیت ها ، دوستان و زیر دستان ! و . . . سید مجتبی خامنه ای به قدری ضعیف است که نیاز به رد و پاسخ گویی نداشته و نشان از شتاب زدگی نویسنده آن برای القای اتهامات مورد نظر دارد . اتهام فاقد سند مفاسد اقتصادی در باره روابط تجاری خانواده خامنه ای با خاندان سلطنتی انگلیس در حالی صورت می گیرد که وابستگی مدیران نشریه انگلیسی گاردین به هیئت حاکمه این کشور بر هیچ یک از مطلعین عرصه رسانه مخفی نمی باشد .
نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری
آنها البته خود بهتر از هر کسی از میزان نفرت جامعه ایرانی نسبت به استعمارگر پیر با خبر هستند . به بندی از این مطالب توجه کنید :
"علی انصاری، تحلیل‌گر ایران در دانشگاه سنت‌اندروز انگلیس، به گاردین گفته است: «اخیرا صحبت این بوده است که تمام این مسائل به مجتبی و جانشین شدن او مربوط است».

آقای انصاری می‌گوید: «او احتمالا در پی آن است که این مقام را در درازمدت برای خود به دست آورد و حفظ کند».

خبر تکمیلی: خبر مسدود شدن یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار از دارا یی‌های ایران در بریتانیا تا حدی در میان خبرهای داغ این روز‌ها توجه زیادی به آن نشد، حال آن چه در زیر میخوانید پشت پرده این خبر و علت اصلی‌ عصبانیت آیت الله خامنه‌ای از دولت انگلیس و احضار سفیر ایران به وزارت خارجه دولت بریتانیا می‌باشد. حساب بانکی‌ به نام مجتبی خامنه‌ای پسر رهبر انقلاب ، در یکی‌ از بانک‌های لندن به مبلغ یک میلیارد و ششصد میلیون دلار وجود داشت که با پیگیر‌یهای تعدادی از ایرانیان و فشار اتحادیه اروپا به دولت انگلیس توقیف شد.

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری

دولت انگلیس بخاطر روابط اقتصادی با خانواده خامنه‌ای تمایل به توقیف این پول را نداشت که عده ای موفق شدند با اقدام‌های قانونی کار را روز ۲۳ خرداد به اتمام برسانند. این پول هم اکنون به نام ملت ایران بلوکه شده است.

گفتنیست تلاشها برای توقیف کل این پولها که توسط فروش نفت و دریافت حق کمیسیون به دست آمده است ادامه دارد و در حال پیگیری است."
باز هم جای این پرسش باقی است که چرا همه این مفاسد اقتصادی و سیاسی ! بلافاصله پس از اعلام نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به یک باره کشف و اعلام گردید و در همه این سال ها که اتهاماتی متوجه فرزندان برخی از سران بود – که نمونه ای از آنها در مناظره معروف انتخاباتی با ارائه اسناد ، مورد تأیید قرار گرفت – کسی کار به کار فرزندان مقام معظم رهبری نداشته است ؟ آن چه که می شود به عنوان آموزه ای از تدبیر دشمن در نظر گرفت و آن را به مثابه مصداقی از تعرف الاشیا باضدادها دانست و اثباتی بر مثال عدو شود سبب خیر . . . این است که بی تردید آقا سید مجتبی خامنه ای ورای غفلت و ظاهربینی ما ، به انگشت اشاره دشمن که ناخواسته در مسیر اراده ذات احدیت بالا رفت ، گنجینه ای از ذخایر پنهان الهی است که وجود مبارکش اسباب دل خوشی و اطمینان قلب عاشقان و فدائیان اسلام انقلابی و سربازان آخرالزمانی اباعبدالله علیه السلام خواهد بود.

تصویر مرتبط

فرزند آقا مجتبی خامنه ای کجا بدنیا آمد؟

گفته شد برای این‌که آقا مجتبی خامنه‌ای صاحب فرزند شود او و همسرش در یکی از بیمارستان‌های لندن یک میلیون پوند خرج کرده‌اند                نقل از ایسنا، حداد عادل که در ویژه برنامه همیشه بیدار در گلستان شهدای اصفهان سخن میگفت، با اشاره به شایعات در خصوص فرزند مقام معظم رهبری اظهار کرد: در فتنه ۸۸ گفتند یک کامیون حاوی شمش طلا متعلق به آقا مجتبی خامنهای از کشور خارج شده است و در گمرک ترکیه متوقف شده، باید از خود بپرسیم چرا این حرف مطرح میشود؟ آنها میخواهند بگویند ولایت فقیه هم مانند دیگران است و هدفشان جدایی ملت از ولایت است.

تصویر مرتبط



وی به ترفند دیگر دشمن برای جدایی ولایت و ملت اشاره و اظهار کرد: گفته شد برای اینکه آقا مجتبی خامنهای صاحب فرزند شود او و همسرش در یکی از بیمارستانهای لندن یک میلیون پوند خرج کردهاند، ولی من به آنها میگویم بچه آقا مجتبی، نوه بنده هم است و برای به دنیا آمدن نوه من نه کسی به خارج رفته نه پول زیادی خرج کرده است، نوه من در یکی از بیمارستانهای تهران با مبلغ ۵۰۰هزار تومان به دنیا آمده و دکتر او هم همین خانم مرضیه وحید دستجردی بوده و پرونده این عمل هم در بیمارستان موجود است.

تصویر مرتبط

شایعات در مورد مقام معظم رهبری و فرزندانشان

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری


شایعاتی شنیده ام در مورد پسر مقام معظم رهبری جناب مجتبی خامنه ای که گفته اند، ایشون اسبهاشون رو با هواپیما جابجا می کنند و چند مورد دیگر، آیا این صحت دارد؟ همین طور در مورد اعتیاد خود مقام معظم رهبری

دانشجوی گرامی اهتمام شما به شناخت حقایق و زدودن شبهات قابل تقدیر و احترام است . یکی از محورهای جنگ نرم دشمنان بر علیه نظام اسلامی ، تخریب اعتماد مردم به مسئولان عالی رتبه نظام از طریق شایعه پراکنی و اتهامات بی اساسی است که به هیچ وجه واقعیت خارجی ندارد . براین اساس پیرامون شایعه فوق به اختصار گفتنی است ؛

تصویر مرتبط


آیت الله خامنه ای چهار پسر دارند که هر چهار نفر، طلبه و معمم هستند. پسران ایشان به ترتیب حجج اسلام سید مصطفی، سید مجتبی، سید مسعود و سید میثم حسینی خامنه ای هستند گفتنی است اکثر پسران ایشان در مدرسه علوی که محیطی مذهبی دارد، درس خوانده و سپس برخی از آنان مقاطعی از علوم دینی را در مدرسه شهید مطهری و نیز مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی پشت سر گذاشته اند. و با توجه به مخالفت و منع جدی مقام معظم رهبری هیچ گونه شغل یا کار اجرایی ندارند. و به صورت ساده و در سطح پایین ترین اقشار جامعه زندگی می کنند .به صورت کلی بنای مقام معظم رهبری بر این بوده و هست که فرزندانشان به هیچ وجه پستی را نپذیرند. علاوه بر این ایشان همیشه توجه دارند که هیچ یک از منسوبین از بابت ارتباطی که با ایشان دارند، برخورداری خاصی پیدا نکنند. چنانکه وقتی دخترشان در آستانه ازدواج بود با داماد شرط

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری

کردند تا زمانی که من مسئولیت دارم و رهبرم ، شما به هیچ وجه نباید وارد کارهای اقتصادی یا مشاغل دولتی شوید، به همان کاری که تا به حال مشغول بوده اید، ادامه دهید. نکته دیگر اینکه که فرزندان رهبر انقلاب هیچ مسئولیت رسمی ندارند آنها حتی در بیت رهبری هم مسئولیتی به صورت رسمی به عهده ندارند .
حجت الاسلام و المسلمین «احمد مروی» که از دوران نوجوانی با آیت الله خامنه ای آشنایی و ارتباط نزدیک داشته و از 19 سال پیش تاکنون نیز در مقام معاون ارتباطات حوزهای دفتر مقام معظم رهبری از نزدیک زندگی رهبر انقلاب را دیده است، می گوید: اینها حقیقتاً درس می خوانند. خوب هم درس می خوانند. من با اینها مأنوسم، این توفیق را دارم. اُنسی دارم، نشست داریم، گعده داریم، صحبت می کنیم. یک بار ندیده ام که اینها راجع به پولی، امکاناتی و چیزهای از این قبیل صحبت بکنند. گویی افرادی معمولی هستند و پدرشان هم یک فرد معمولی است.

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری


این خیلی ارزش دارد که امکانات باشد و موقعیت فراهم باشد و هیچ اقبالی به آن نشان داده نشود. این خیلی ارزشمند است. برای خود حضرت آقا، همه رقم امکانات هست ولی هیچ اقبالی ما نمی بینیم. نه خودشان، نه خانواده شان!
قطعاً خود آقا دوست ندارند که بستگانشان و مخصوصاً آقازاده هاشان در کارهای اقتصادی باشند، قطعاً این را آقا نمی پسندند. خود اینها هم هیچ رغبتی و هیچ اقبالی ندارند. حالا به هر صورت این جور تربیت شده اند که هیچ اقبالی به این چیزها ندارند. لذا می بینید حتی ضدانقلابترین مجموعه ها و گروهها، داخل و خارج، برای هر کس حرفی بزنند البته من آن حرفها را تأیید نمی کنم، خیلی از آنها هم شایعات و حرفهای دروغ است، من نمی خواهم آنها را تصدیق کنم ولی در مورد حضرت آقا و آقازاده ها من نشنیده ام چیزی گفته شود. هیچ کس هم شاید نشنیده باشد. چون می دانند اگر این را بگویند، کسی باور نمیکند و آن حرفهای دیگرشان را هم کسی باور نمیکند. یعنی این قدر زندگی آقا و زندگی خانواده و فرزندان آقا سادگیشان، بی رغبتیشان و بی توجهیشان به مسائل دنیایی تقریباً محرز است که هیچ وقت حتی آن ضدانقلابها، متعرض این معنا نشده اند.
فرزندانشان بیشتر همین مسائل درس و بحث برایشان مطرح است و نگرانیهایی که نسبت به مردم و نسبت به زندگی طلاب و نسبت به قضایای دیگر دارند، همان دغدغه هایی است که خود آقا دارند. این که آنها برای خودشان دنبال آینده ای باشند زندگی، مال، منال، پول، پس انداز اصلاً وجود ندارد. اگر بود، من مطلع می شدم. چون خیلی با اینها مأنوسم. من چنین چیزی واقعاً در اینها ندیده ام.
آقا مصطفی آقازاده بزرگ آقا همان سال اول ازدواجشان که طلبه قم بودند، الان هم قم هستند. خانه ای اجاره کرده بودند و مستأجر بودند - الان هم مستأجرند - ما را یک روز برای ناهار دعوت کردند. ما رفتیم منزل ایشان. یک سال از ازدواج ایشان نگذشته بود، ماه های اول ازدواج ایشان بود. ما هم یک گلدان معمولی خریدیم و رفتیم که دست خالی نرویم. من واقعاً تعجب کردم که آیا این خانه، خانه یک تازه داماد است؟! حالا نه خانه فرزند رهبر انقلاب و مقام اول کشور، حتّی خانه یک تازه داماد هم این نیست. یعنی یک خانه تازه داماد، بالاخره یک زرق و برقی دارد؛ تا مدتها این زرق و برق

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری

خانه تازه داماد و خانه تازه عروس، هست. من توی خانه اینها، واقعاً همان زرق و برق معمولی یک تازه داماد و یک تازه عروس را ندیدم. بسیار زندگی معمولی، دوتا فرش ماشینی، آن هم نه سه در چهار چون من دقت داشتم به این چیزها. دور و بر خودم را نگاه میکردم. حواسم بود و تا آنجا که می توانستم، رصد می کردم اوضاع و احوال خانه را. دو تا فرش شش متری انداخته بودند، دور خانه هم موکت بود و دو سه تا پشتی ابری معمولی، نه مبلمانی، نه زرق و برقی! زندگی ساده و خوبی در آقازاده های ایشان سراغ داریم.

تصویر مرتبط


آقازاده ها در دفتر مسئولیتی ندارند. فقط در نشر آثار همکاری دارند والاّ هیچ کدام از آقازاده ها مسئولیتی ندارند. جایی هم مشغول نیستند. ممحّض در درس و کار طلبگی هستند. درس میخوانند و انصافاً هم درسشان خیلی خوب است. خیلی خوب پیشرفت کرده اند. خود آقا مصطفی که الان سطوح عالیه را در قم تدریس میکنند. ایشان مکاسب و کفایه در قم تدریس می کنند.


نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری
همچنین سایر موارد شایعاتی بیش نیست و نمایانگر اوج درماندگی دشمنان نظام اسلامی می باشد که جهت سرپوش گذاشتن بر ناکامی هایشان در توطئه های مختلف , ناجوانمردانه به شایع سازی در جهت تخریب مقام معظم رهبری و وابستگان ایشان , روی آورده اند . در پایان ضمن آرزوی موفقیت برای شما , اگر همچنان در مبانی یا مسائل کلان نظام شبهه یا ابهامی وجود دارد در مکاتبات بعدی مرقوم نمائید تا بررسی و پاسخ داده شود . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: 1/100127300

نتیجه تصویری برای عکس فرزندان رهبری

  • کیوان گیتی نژاد
  • ۰
  • ۰


نتیجه تصویری برای سفیانی کیست
نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

همانگونه که قبلا قول داده بودیم ، با کسب رخصت از اساتید محترم و همچنین آقای . . . پرده از راز بزرگی

برمیداریم که افشای آن به صورت گسترده ضربه ی مهلکی بر تارک جهان ظلم خواهد زد و قدرت روایات مستند

شیعی را به رخ جهانیان خواهد کشید که سوا از اثبات نزدیکی ظهور ، دنیا را به بهت و حیرت فرو می برد که

چگونه محدثان شیعی ما بیش از هزار و چهارصد سال پیش به این دقت و ظرافت خبر از آمدن و خروج شخصی

می کنند که با روایات به طور قریب به صد در صد مطابقت دارد . ( الله اکبر )

نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

سفیانی زنده است !!!!


مقدمه :

سفیانی کیست و چه رابطه ای با ظهور امام زمان (عج) دارد ؟

مهم ترین، مشهورترین و در عین حال مشکل ترین نشانه ای که برای ظهور مهدی علیه السلام

به طور گسترده در منابع قدیم و جدید بیان می شود ظهور سفیان است.

عبدالملک بن اعین گوید: نزد امام باقر علیه السلام سخن از قائم به میان آمد. من گفتم امیدوارم که (ظهور)

او نزدیک باشد و سفیانی در کار نباشد. امام فرمود: نه، به خدا قسم او حتمی است و چاره ای از آمدن او نیست.

در روایات شیعه، سفیانی غالبا همراه چند علامت مشهور: نداء، نفس زکیه، فرو رفتن سرزمین بیداء یاد شده است .

معلی بن خنیس از امام صادق علیه السلام روایت می کند که موضوع سفیانی حتمی است و خروج او در ماه رجب خواهد بود.

در نقل محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام آمده است:... بر شما بشارت باد به آن چه می خواهید. آیا نمی خواهید

دشمنانتان در راه معصیت با یک دیگر بجنگند و به خاطر دنیا برخی، برخی دیگر را بکشند و شما در خانه هایتان در

امان باشید؟ سفیانی برای دشمنان شما کافی است و آن از نشانه هاست...

فرو رفتن لشکر سفیانی در زمین در چه زمانی رخ می‌دهد؟
این واقعه ـ خسف ـ چند روز پس از ظهور صورت می‌گیرد و معجزة بزرگی است که امدادی الهی برای قیام مهدی(ع) است

و با این رخداد مردم به صراحت به عدالتِ دعوت او (ع) و حقانیت قیامش ایمان می‌آورند.

صفات و ویژگی های سفیانی

سفیانی مردی است که از قبیله بنی صخر خروج می کند. او مردی است چهار شانه که چهره ای بسان وحوش دارد

و دارای سری بزرگ است و در چهره اش آثار آبله وجود دارد. آنگاه که او را بینی پنداری که نابیناست. نامش عثمان و نام پدرش عنبسه است.

البته لازم به ذکر است روایاتی که این نام را(عثمان بن عنبسه)برای سفیانی ذکر کرده اند بدون استثنا همگی ضعیف

هستند واین نام در هیچ حدیثی که سند معتبر داشته باشد نیامده واحتمال می رود که این نام جعلی باشد بخصوص اینکه حدیثی وجود دارد بدین مضمون :

در کتاب  کمال الدین از عبد الله بن منصور نقل شده است که از ابا عبدالله(ع) در مورد نام سفیانی سوال کردم، ایشان فرمودند:

(با اسم او چکار داری؟ آنگاه که گنجهای مناطق پنجگانه شام «دمشق،حمص،فلسطین،اردن و قنسرین»را بدست آورد، منتظر فرج باشید)

 

از روایاتی که به بیان صفات او پرداخته اند روایتی است که در کتاب کمال الدین (ص610) آمده است که امام صادق(ع) فرمودند:

(اگر سفیانی را ببینی او پلید ترین مردمان است,بور و سرخ آبی است. می گوید:«پروردگارا,ابتدا انتقام سپس

اتش جهنم پروردگارا, پروردگارا, پروردگارا,سپس برای اتش جهنم» پلیدی او به اندازه ای است که یکی از

همسرانش که از او فرزند نیز دارد را از ترس اینکه رازش فاش نشود زنده به گور می کند)

***مانند روایت بالا در کتاب الغیبه نعمانی (ص 253) نیز آمده است***

در روایتی آمده است که منظور از "بور و سرخ آبی بودن سفیانی" آن است که او مردی است با چهره ای سرخ , دارای مو های طلایی و چشمان آبی رنگ.

وی دارای صورتی سرخ، پوستی سفید و چشمانی زاغ می‌باشد. او از شهرهای روم (شاید مراد اروپای فعلی باشد) بپا می‌خیزد و بر گردن صلیب دارد.

شاید او مسیحی یا مسلمان منحرفی باشد که دشمنی امیرالمؤمنین(ع) را به دل دارد.

 نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

خروج سفیانی

خروج او با پرچمی سرخ خواهد بود که امیر و فرمانده آن هم مردی از قبیله کلب است. در کتاب «الغیبه»نعمانی آمده است:

(مساله سفیانی از امور حتمی است،او در ماه رجب خروج میکند و زمان خروجش از ابتدا تا انتها 15 ماه به درازا می کشد.

او 6 ماه را به جنگ می پردازد. آنگاه که بر مناطق پنجگانه تسلط یابد 9 ماه حکومت می کند و حتی یک روز هم بیشتر زمان حکمرانی او نیست.)

در روایات از جمله روایتی که در صفحه 187 کتاب الغیبه نعمانی آمده است ذکر شده که:

(اولین سرزمینی که ویران می شود سرزمین شام است. شامیان در ان زمان زیر سه پرچم مختلف و متنازع با هم به

جنگ و درگیری می پپردازند:پرچم ابقع،پرچم اصهب و پرچم سفیانی. سفیانی و ابقع به هم می رسند و نبرد می کنند.

سفیانی او و همراهانش را به قتل می رساند. سفیانی اصهب را نیز به قتل می رساند،آنگاه قصد و هدفی جز روی آوردن

به سوی عراق ندارد. سپاهیان او از قرقیسا می گذرند و در آن نقطه به جنگ می پردازند. در آن مکان صدهزار نفر

از سرکشان و ستمگران کشته میشوند و سفیانی سپاهی را هم به کوفه گسیل میکند...)

 

در اینجا خالی از لطف نیست اگر این نوشته را با حدیثی از شیخ طوسی که در کتاب امالی آمده و

شیخ صدوق آن را در معانی الاخبار خود آورده به پایان ببریم:

(ما و خاندان ابوسفیان دو خاندانیم که در مورد خداوند با هم به دشمنی و ستیز پرداختیم. ما خداوند
را تصدیق کردیم و گفتیم راست و درست گفت، اما آنها خدا را تکذیب کردند. ابوسفیان با رسول الله(ص)
به جنگ پرداخت و معاویه با علی بن ابی طالب(ع) و یزید با حسین بن علی(ع) و سفیانی با قائم علیه السلام به نبرد خواهد پرداخت.  )



و اما سوالاتی که دنیا را تکان خواهد داد :

آیا شخصی از خاندان ابوسفیان در مسند قدرت هست  که دارای ویژگی های باطنی که احتمال مسیحی بودن او باشد

و کینه ای عجیب نسبت به علی ابن ابیطالب و شیعیان او داشته باشد و انسانی خشن و بی رحم باشد ؟؟؟

و دارای ویژگی های ظاهری باشد اعم از مردی چهارشانه با پوستی سفید و چهره ای سرخ و چشمانی زاغ به

رنگ آبی و سری بزرگ که چهره ای بسان وحوش داشته باشد .

آیا زلزله ای در سوریه اتفاق می افتد ؟

نتیجه تصویری برای سفیانی کیست


اگر اطراف خود را بیشتر جستجو کنیم به موجود خونخواری برخواهیم خورد از پادشاهان یکی از کشورهای

به اصطلاح اسلامی که از نوادگان ابوسفیان (لعنت الله علیه ) می باشد که مادرش مسیحی است !!! آری جد او

شریف حسین از عربستان هست و از آل ابوسفیان . . . و مادرش یک زن انگلیسی میباشد و رابطه ی او با پاپ بسیار گرم و صمیمانه است . . .

و کینه ی عجیبی نسبت به شیعیان علی ابن ابیطالب (ع) دارد به گونه ای که وی مسئله هلال شیعی را مطرح کرد .

به طرز دهشتناکی کماندوهایی را تحت آموزش اسراییل تعلیم میدهد که بیش از دو هزار نفر از آنها را روانه ی یمن

کرد برای سرکوب شیعیان حسنی یمن که در روایات انقلاب آنها یکی از علائم ظهور امام عصر (عج) می باشد . . .

خود آن شخص  هم مقام نظامی دارد و تحصیل کرده دانشگاه افسری انگلستان می باشد. . .

از همه جالبتر اینکه بدانید آمریکا اعلام کرد که ما طرح خاورمیانه جدید را با محوریت کشور تحت

حاکمیت آن شخص به زودی شروع خواهیم کرد . . . 

آری سفیانی زنده است و لشکری را به نام ارتش شکست ناپذیر تدارک دیده است و چندین سال است

که تحت آموزش کارشناسان آمریکایی و اسراییلی تعلیم میبینند و تا بن دندان مصلح شده اند . . . 


مقدمه ی خروج او و تصرف شام ( سوریه ) نیز مهیا است . . . همانند تصرف هاییتی توسط نظامیان آمریکایی . . .

آری روایات خبر از ویرانی شام و زلزله ای دهشتناک در آن نقطه از زمین میدهند که پس از آن توسط سفیانی تصرف خواهد گردید . . . 


نتیجه تصویری برای سفیانی کیست 


* از علامات نزدیکی ظهور ، زلزله ای بزرگ در شام و خسف خرشنا

* خسف بیدا

* خسف بصره

* خسف بغداد و خرابی ری

* بررسی امکان وقایع فوق به لحاظ زمین شناسی

* آیا تا کنون زلزله ای شدید در این منطقه واقع شده ؟

بنا بر روایات سفیانی بعد از زلزله ای مهیب در سوریه که صد هزار کشته خواهد داشت ، خروج کرده و

با استفاده از نابسامانی اوضاع ،سوریه را اشغال خواهد کرد ، دقیقاً مانند چیزی که در مورد هائیتی رخ داد و

بعد از زلزله توسط آمریکا اشغال شد. متخصصین زمین شناسی و برخی از پیشگویان این زلزله ویرانگر را قریب الوقوع دانسته اند.


در روایات متعددی از معصومین آمده است که ظهور مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف
در سالی پر از زلزله و سرما اتفاق می افتد . از مهمترین این زلزله ها ، زلزله شدید در
شام، زلزله ری ( تهران)، خسف زوراء ( بغداد) ، خسف بیداء ( منطقه ای بین مکه و
مدینه که هلاکت سپاه سفیانی در آن است) و خسف بصره، خسف خرشنا یا ( حرستا)
یا جابیه در شام. و در روایات متعددی آمده در سال ظهور سه خسف اتفاق می افتد : خسف
در مشرق ، خسف در مغرب و خسف در شبه جزیره .

امام محمدباقر(ع) در حدیثی شرایط موجود قبل از شروع دوران طلایی زندگی بشر را اینگونه

توصیف کرده اند: "حضرت قائم(ع) قیام نمی کنند مگر آنکه ترس همه را فرا گرفته باشد، زلزله

ها زیاد شده باشد، فتنه ها و بلاها دامن مردم را گرفته باشد، و طاعون همه را مبتلا کند." )الغیبه نعمانی، ص 235)

 

مرحوم خراسانی درکتاب مهدی منتظر(عجـّـل الله تعالی فرجه الشّریف ) گوید: درآن سال

[سال ظهور] زلزله بسیار باشد و از جمله زلزله بزرگی در شام ... وقوع این حادثه بعد از ورود بیرقهای زرد به مصر خواهد بود .

 

اهمیت زلزله شام به جهت مقارن بودن آن با ظهور سفیانی از شام است و یکی

ازعلائمی است که می تواند به شناخت شخصیت سفیانی و زمان قیام او کمک

کند. و اهمیت خسف بیداء به لحاظ ذکر آن به عنوان یکی از علائم حتمی ظهور قائم

و بشارت نابودی سفیانی به دست مولا مهدی (عج) می باشد.

 

در این مقاله ابتدا به احادیث و روایات مربوطه و سپس به بررسی امکان زلزله شام و خسف بیداء و خرشنا و بصره و بغداد می پردازیم .

 

1- از علامات نزدیکی ظهور ، زلزله ای بزرگ در شام و خسف خرشنا

 

(بسم الله الرحمن الرحیم)


http://jc313.ir/upload/ax/jc313.ir.png


فعالیت تبلیغی :

در اینجا حدیثی از کتاب روزگار رهایی می آوریم:

 

" چون دو لشکر در شام درگیر شوند ، یکی از آیات بزرگ الهی ظاهر می شود و آن زلزله

شام است که بیش از صد هزار نفر در شام هلاک می شود. این حادثه برای مؤمنان رحمت

و برای کافران نقمت است. چون این حادثه روی دهد، منتظر پرچمهای زرد و سپاهیان سبکبال

یابو سواری باشید که از سوی مغرب می آیند و وارد شام می شوند وآن به هنگام مرگ سرخ واضطراب برزگ است.

هنگامی که این مرگ و میر و اضطراب شدید واقع شود منتظر خسف یکی از آبادی های

شام به نام خرشنا باشید هنگامی که خرشنا خسف شود منتظر خروج سفیانی ...   (حدیث ادامه دارد)

 

در کتاب سیمای حضرت مهدی (علیه السّـلام) در قرآن ، سلسله حوادث بدین صورت آمده است :

1- اختلاف فرزندان فلان 2- منادیی که از سوی آسمان ندا کند  3- صدای فتح از جانب دمشق

4- خسف جابیه  5- فرو ریختن بخشی از سمت راست مسجد دمشق  6- شورش

گروهی از ترک ها  7- آشفته شد ن اوضاع روم 8- فرود آمد ن برادران ترک در جزیره

( در شمال سوریه)9- منزل گرفتن روم در رمله (درفلسطین) .

 

 ای جابر پس آن همان سال است که اختلاف بسیاری در هر زمین از ناحیه مغرب [یاغرب] پ

دید خواهد آمد و نخستین سرزمینی که خراب می شود شام است. در آن هنگام

بر سه پرچم اختلاف خواهند نمود.  پرچمی سرخ وسفید و پرچمی سیاه و سفید و پرچم سفیانی .

 

* خرشنا یا حرستا یا جایبه هر سه اشاره به مکانی در سوریه (شام) می باشد.

 

2- خسف بیدا

 

در یک سال قبل از ظهور سه موضو ع کاملاً آشکار, پدیدار خواهد شد :

 الف- مناطق مختلفی در سراسر شرق و غرب دنیا خسف شده و به زمین فرو می رود که مهمترین آن ها خسف بیدا است که جزء علائم حتمی می باشد.

 

 در کتاب ”سیمای حضرت مهدی [علیه السـّـلام ] در قرآن “ ذیل آیه 47 سوره مبارکه نساء در حدیثی طولانی آمده است:

 ” و فرمانده لشکریان سفیانی در بیابان بیدا فرود می آید سپس منادی از آسمان بانگ می زند

: ای بیدا ،این قوم را نابود کن که زمین بیدا آن ها را به کام خود فرو می کشد و

جز سه تن کسی از  آن ها جان سالم به در نبرد. خداوند صورت های آن سه را به پشت

بر می گرداند و آنان از قبیله کلب می باشند و در باره آن ها این آیه نازل شده : ای کسانی

که کتاب آسمانی به آن ها عطا شده،به آنچه نازل کردیم – که آنچه را نزد خود دارید تصدیق می کند

- ایمان آورید. پیش از آنکه صورت هایی را تغییر دهیم و آن ها را به پشت برگردانیم ... تا آخر آیه٭

 

در همین کتاب ذیل آیه 148 سوره بقره در حدیثی تأویل آیه 51 سوره سبأ را مربوط به خسف

بیدا می داند: اگر ببینی هنگامی که وحشت زده می شوند و از دست نمی روند بلکه از

مکان نزدیکی گرفته می شوند. ٭توضیح اینکه : سرزمین بیدا بین مکـّه و مدینه قرار دارد

و از لشکر سفیانی جز دو یا سه نفر باقی نمی ماند. یکی از  آن ها برای بشارت به سوی

مکـّه حرکت می کند و حضرت [علیه السـّـلام ] را مژد گانی می دهد و دیگری به سوی سفیانی

باز می گردد و او را انذار داده، از عاقبت شومش می ترساند.

 

در احادیث آمده  تعداد سپاهیان خسف شده سفیانی در این مکان هفتاد هزار نفر است.


 نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

در این نقشه مکان کعبه مشرفه و محل صحرای بیداء مشخص شده است و این نقطه که در روایات محل

خسف و نابودی سپاهیان سفیانی است کاملا با داده های زمین شناسی و نقشه های تکتونیکی منطقه پ

که احتمال وقوع زلزله را مشخص می کند منطبق است. در ادامه مقاله به بررسی امکان خسف این نقاط می پردازیم.

 

 

مکان خسف بیداء و فاصله آن با مکه مکرمه و جده

 

 

 

 

در این نقشه مکان خسف با دایره قرمز نشان داده شده و طبق حدیثی که در کتاب "

التذکرة للأیام المنتظرة للمسلمین و الکفرة من الکتاب والسنة المطهرة" ذکر

شده، پیامبر (ص) در باره خسف سپاهیان سفیانی در بیداء فرمودند که سپاه سفیانی

در بیدا در امتداد "ذوالحلیفه " از جانب مدینه خسف خواهند شد و در روایت گفته شده ایشان

با انگشت به دریای احمر اشاره فرمودند . این مکان در تصاویر ماهواره ای گوگل قابل رویت است.

 

3- خسف بصره

 

یکی دیگر از مکانهای دیگر که به خسف آن در احادیث اشاره شده ، بصره می باشد.

الف - پیامبر اکرم (صلـّی الله علیه وآله) خطاب به جعفر طیّار فرمودند: « بصره توسط یکی

از فرزندان تو ویران می شود که زنجی ها از او پیروی می کنند. »

 

ب- « ... گویی با چشم خود [ امیرالمؤمنین ( علیه السـّـلام) ] می بینم که شهر شما را

آب فراگرفته است . از ساختمانهای شهر جز گنبد مسجد تان دیده نمی شود که همانند

سینه ی مرغی در اقیانوس بیکران شناور به نظر می رسد. هنگامی که دیدند کوخهای بصره

تبدیل به کاخ شده و باغهای اطراف آن تبدیل به قصر شده ، بدانند که عمر بصره به پایان رسیده ،

دیگر بصره ای وجود نخواهد داشت . »

نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

 

ج – « ای بصره ! وای بر تو از سپاهی که نه گرد بر انگیزد ونه احساس دارد ولی فتنه ای بر

پا کند که  خانه ها را ویران سازد،آبادی ها را بر خاک نشاند، ثروت ها را بر باد دهد و زنها را به اسارت سپارد . »

 

د -  « هنگامی که بصره ویران شود وامیر امیران بر خیزد . »

 

ه - « سپس بصره خسف می شود و ویران می گردد و وحشت بسیار شدیدی برسراسر

عراق حکمفرما میشود که احدی آسایش وآرامش نمی یابد ... »

 

ـــ‌  مؤلـّف عصر ظهور ضمن بررسی چند خطبه از نهج البلاغه گوید: بصره از جمله شهر های

مؤ تفکه (زیر و رو شده ) است که در قرآن مجید آمده است ... سه مرحله زیر و رو شده و مرحله  

چهارم هنوز واقع نشده است .

 

 4- خسف بغداد و خرابی ری

 

از دیگر علامات نزدیکی ظهور خسف بغداد و خرابی ری یا تهران می باشد که در دو روایت از آن یاد شده.

"المفید" بسنده عن الصادق«ع»و ذکر بعض علامات المهدی الى ان قال و خسف ببغداد

و خسف ببلد البصرة و دماء تسفک بها و خراب دورها و فناء یقع فی اهلها و شمول اهل العراق خوف لا یکون لهم معه قرار.

 

المفید با ذکر سند از امام صادق علیه السلام نقل می کند که بعضی از علامات ظهور

مهدی فرورفتن بغداد و بصره و خونریزی در آن و نابودی اهل آن و فرا گرفتن ترس اهل

عراق را که از آن خوف قرار نداشته باشند.


 تصویر مرتبط

و خرابی الری

 

" النعمانی " بسنده عن کعب الأحبار قال و خراب الزوراء و هی الری و خسف المزورة

و هی بغداد (المشهور أن بغداد تسمى الزوراء و قد جعله فی الخبر اسما للری و سمى بغداد المزورة ) . - الحدیث - .

 

نعمانی با سندی از کعب الاحبار نقل می کند که خراب زورا که همان ری است و خسف  مزوره که بغداد است .

 

در هر دو حدیث به خرابی ری و فرو رفتن بغداد و بصره اشاره شده است.

 

* بررسی امکان وقایع فوق به لحاظ زمین شناسی

* آیا تا کنون زلزله ای شدید در این منطقه واقع شده ؟

نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

 

سرنوشت قوم لوط در قرآن مجید آمده و عذاب آنها نیز فرو رفتن در زمین در اثر

زلزله شدیدی بوده که در منطقه موسوم بحر لوط  اتفاق افتاده و بر اثر آن شهرهای

" سدوم" و " گومور" واقع در کناره بحر لوط بطور کامل محو شده اند، بحر لوط همان

دریاچه "بحر المیت" است که در مرز بین اردن و فلسطین اشغالی واقع شده و به لحاظ

زمین شناسی دقیقا حد فاصل صفحه عربی با صفحه آفریقا می باشد که در امتداد

یکدیگر حرکت می کنند  و حتی باستان شناسان غربی توانسته اند بر اساس احادیث

و روایات موجود در کتب آسمانی ، از قعر این دریاچه اجساد زنان و زیور آلات آنان و

برخی جامهای شراب را استخراج نمایند که دلیلی بر صدق گفتار کتب آسمانی

و بویژه قرآن کریم است که سرنوشت این قوم و عذاب آنها در آن ذکر شده است.

قابل ذکر است که هر چند بحر المیت امروزه قطب توریستی اردن بوده و هتلهای زیادی

در اطراف آن ساخته شده و به دلیل خواص ویژه آب این دریاچه پذیرای توریستهای فراوانی

از همه نقاط جهان می باشد، اما با این حال مردم بومی این منطقه همچنان به چشم منطقه

نفرین شده که عذاب الهی بر آن نازل شده نگاه می کنند و کمتر در این منطقه تردد و

توقف می کنند و می گویند هر گاه از این منطقه عبور می کنید سرنوشت قوم لوط را بیاد آورده

و از خداوند تقاضای توبه و بخشش گناهان نموده و به سرعت از آنجا دور شوید. در سمت

غربی بحر المیت سرزمینهای اشغالی قرار دارد.

 

برای درک بهتر مطلب و علت زلزله های متعددی که در روایات آمده است و چگونگی

وقوع آنها و ربط آنها با یکدیگر به مطالب جالبی برخوردم که ذکر آنها می تواند کمک

بزرگی به درک احادیث زمان ظهور و سلسله حوادثی که در زمان ظهور در این منطقه اتفاق می افتد بنماید .

 

بر اساس اطلاعات علمی موجود در سایتهای لرزه نگاری ایرانی و بین المللی ،در

سالهای اخیر زلزله هایی که در سراسر جهان اتفاق افتاده به لحاظ تعداد و قدرت ،منحنی

رو با بالا را نشان می دهد .یعنی هم به لحاظ تعداد زلزله ها و هم به لحاظ زلزله ها ی شدید

و این نشان می دهد که در یک برهه زمانی قرار داریم که بیش از هر وقت دیگری شاهد زلزله

های شدید خواهد بود و این با احادیث زمان ظهور مطابقت دارد. 

 

برای مثال به جدول زلزله های ایران در دهه های اخیر توجه کنیم: تعدا زلزله های ثبت

شده در ایران در دهه بین 2000 تا 2010   معادل 7462 زلزله بوده و در دهه 1990 تا 2000 

تعدا زلزله ها 2686 مورد و در دهه 1980 تا 1990 تعداد زلزله های ثبت شده  1742 مورد بوده است.

 

برای اطلاع بیشتر به سایت پژوهشگاه زلزله شناسی و مهندسی زلزله مراجعه فرمایید:

 

همچنین برای اطلاع از زلزله های جهان در سال 2010 و سالهای قبل نیز به این سایت مراجعه کنید:

 نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

بررسی سایتهای فوق نشان می دهد در سطح جهانی هم  شدت زلزله ها در سالهای

اخیر بیشتر شده بطوریکه در دو ماه اول سال جاری میلادی 14 زلزله نسبتا قوی در جهان

اتفاق افتاده که از این تعداد 7 زلزله با قدرت بیش از 6.5 درجه در مقیاس ریشتر بوده و از

جمله زلزله هائیتی و شیلی است که تلفات و خرابی زیادی در بر داشته است .

نیز زلزله هایی در اقیانوس آرام  و سایر مناطق  رخ داده که به لحاظ اینکه تلفاتی

در بر نداشته زیاد مورد توجه قرار نگرفته.

 

اما موضوع سخن ما ، زلزله هایی است که در منطقه شام و ایران و شبه


جزیره اتفاق خواهد افتاد و روایاتی در باره سال پر زلزله ای که ظهور در آن اتفاق می افتد.

 نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

از سال 2007 تعداد زیادی از کارشناسان زلزله شناسی در منطقه عربی ،


پیش بینی نموده اند که زلزله شدیدی در این منطقه به زودی اتفاق خواهد افتاد.


آخرین اخباری که در این رابطه منتشر شده مربوط به کارشناس سوری ،

دکتر "محمد ابراهیم" است که مدیر مرکز تحقیقاتی تحلیل معلومات حاصل از

لرزشهای زمین در سوریه است. وی معتقد است بر اساس لرزشهای ثبت شده در ماههای

اخیر پیش بینی می شود در آینده ای نزدیک زلزله ای با قدرت 7.3 درجه در سوریه اتفاق بیفتد

 نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

رژیم صهیونیستی نیز به نوبه خود در اواخر سال گذشته پیش بینی نموده بود که

زلزله ای شدید شمال فلسطین اشغالی و جنوب لبنان را خواهد لرزاند ، منشاء این

زلزله هر چه باشد خواه طبیعی و خواه مصنوعی و در اثر انفجار مواد منفجره  در لایه های

زیرین زمین و یا آزمایشهای هسته ای در زیر آب ، می تواند نتایج وخیمی را برای منطقه

داشته باشد. رژیم صهیونیستی برای این موضوع مانورهای شهری متعددی را برگزار نموده

و قبرهای بزرگی را برای دفن دسته جمعی آماده نموده است و همچنین

مجوز دفن جمعی را از خاخامها اخذ نموده است.

 

از سویی دیگر جلال الدبیک ، کارشناس زلزله شناسی فلسطینی هم در

مصاحبه ای با شبکه الجزیره ضمن بررسی صفحات تکتونیکی عربی و آفریقایی

و ایران به نتایج مشابهی رسیده است.

 

نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

وی معتقد است بر اساس وضعیت صفحات تکتونیکی مناطق مجاور "حفره انهدام" که


شامل فلسطین ، اردن، سوریه و لبنان می شود نشان می دهد که اگر مرکز زلزله های


رخ داده در وسط و جنوب بحر المیت باشد شدت آنها بین 6 و 6.5 درجه بوده که در رده بندی معتدل


و نسبتا قوی قرار می گیرند و این زلزله ها بطور متوسط هر 80 تا 90 سال یکبار اتفاق می افتد


و اخرین زلزله از این نوع در سال 1927 بوده که احتمال وقوع مجدد آن می رود . و اگر مرکز


زلزله در شمال دریاچه طبریه یعنی منطقه واقع در سوریه و جنوب لبنان و شمال


فلسطین باشد دارای قدرت بالای 7 ریشتر بوده و این نوع زلزله ها بطور متوسط هر


250 سال یکبار اتفاق می افتد و آخرین زلزله ویرانگر از این نوع در سال 1759 بوده است.

نتیجه تصویری برای سفیانی کیست


یعنی در هر صورت ما با زلزله ای شدید یا نسبتا شدید در این منطقه مواجه هستیم که


هر لحظه احتمال وقوع آن می رود و حداکثر ظرف یکی دو سال آینده اتفاق خواهد افتاد (و الله اعلم)

 

در بررسی صفحات  تکتونیک صفحه ای ، مشاهده موقعیت صفحه عربی و تماس


آن با صفحه آفریقا و ترکیه و ایران و جهت حرکت آن این موضوع را بیشتر روشن می کند.

 

این نقشه موقعیت صفحه عربی را با صفحه افریقا و ایران و هند نشان می دهد .

 

 

این نقشه نحوه و جهت حرکت صفحه عربی را که رو به شمال است  مشخص می نماید.

 

 

این نقشه حدود صفحه عربی و انطباق آن با نقشه جغرافیایی کشورهای منطقه را نشان می دهد.


از جنوب به شمال : بیداء ، خرشنا یا جابیه ، بغداد، بصره و نیز ری ( تهران) که خراب شدن آن بر اثر


زلزله آن پیش بینی شده است. اگر دقت کنید در روایات به خراب ری و نه خسف آن اشاره شده 

که با توجه به نقشه می بینیم منطقی و توجیه پذیر است. با تطبیق این نقشه و نقشه حرکت

صفحه عربی می توان مکانهایی را که وقوع زلزله در آنها در روایات پیش بینی شده تشخیص داد.

 

 خط گسل صفحه عربی که از جنوب به شمال 6500 کیلومتر امتداد دارد از سمت چپ از

خلیج عدن شروع شده و به سمت شمال تا خلیج عقبه و سپس با عبور از بحر المیت و مرز

اردن و فلسطین اشغالی به طرف شمال به سمت لبنان و سوریه و سپس به ترکیه می رسد

و در این خط که محل تلاقی با صفحه آفریقا و ترکیه می باشد زلزله های شدیدی رخ داده است

. امتداد صفحه عربی  باعبور از دریاچه ویکتوریا با یک منحنی به سمت شمال عراق به

نتیجه تصویری برای سفیانی کیست


سپس به سمت جنوب از کردستان و نزدیکی بغداد عبور و با گذر از نزدیکی بصره و شهرهای


حاشیه غرب و جنوب غربی ایران  در حاشیه جنوبی خلیج فارس کلیه شهرهای جنوب را در

بر گرفته است. حرکت این صفحه در سال حدود 4.6 سانتی متر به طرف شمال است که بطور

متوسط هر هشتاد سال یکبار زلزله ای با درجه متوسط و قوی و هر 250 سال زلزله ای شدید

را در محل تقاطع این خط با صفحه افریقا در سمت چپ صفحه ایجاد می نماید.

 

تحلیل داده های زمین شناسی ثابت می کند که خط گسل بحر المیت که از اردن ،

فلسطین ،سوریه و لبنان عبور می کند در دوره های زمانی معینی فعال شده و

زلزله های با قدرت بالای 7 درجه در  آن اتفاق افتاده است این فعالیتها در سالهای

( 1157-1202) و ( 1404-1407) و ( 1759-1976) میلادی بوده است و به عبارت دیگر

زلزله های شدید در این منطقه بشکل دوره ای و در دوره های زمانی بین 200 تا 350

سال رخ داده است. همچنین در سوریه در طی 25 سال یعنی از سال 1975 تا

سال 2000 میلادی 20 زلزله با درجه بین 5 و 6.6 رخ داده است. 

 

نتیجه تصویری برای سفیانی کیست

طبق روایات متعدد مربوط به عصر ظهور ، زلزله های شدیدی در محل تلاقی

این صفحه با صفحه آفریقا در غرب و صفحه ترکیه در شمال و ایران در شرق به وجود

می آید که موجب خرابی برخی نقاط و فرو رفتن یا خسف نقاطی دیگر می گردد که با

توجه به موقعیت منطقه  بیداء در سعودی و  خرشنا یا جابیه در شام و نزدیکی دمشق

و نیز موقعیت بغداد و بصره که در نزدیکی لبه های صفحه تکتونیک عربی قرار گرفته اند

می توان گفت که پیش بینی زلزله و خسف در این نقاط هم به لحاظ علمی و زمین شناسی

و زلزله شناسی و هم به لحاظ تاریخی قابل توجیه است و دور از ذهن نیست اما زمان

وقوع آن را جز خدا کسی نمی داند.  

 

همچنین در روایات متعدد آمده است که هنگامی که زنا و فحشاء در جامعه ای رواج یابد

، عذاب زلزله بر آنها نازل می گردد و باید به این نکته هم اعتراف کرد که صرفنظر از توجیهات

علمی ،  زلزله عذابی است از جانب خداوند و احادیث زیادی در این رابطه نقل شده است.

 

تصویر مرتبط

از ابی عبدالله (ع) که فرمودند : اگر در زمین 4 امر انتشار پیدا کرد در مقابل 4 امر دیگر ظاهر میشود :

1: اگر زنا انتشار پیدا کرد زلزله های فراوانی رخ خواهد داد .

2: واگر زکات امام (ع) پرداخت نشود تمام حیوانات از بین میروند .

3: واگر حاکم ستمکاری حکم کند رحمت خدا بر مردم نازل نمیشود .

4: واگر ذمت و غیرت در مردم از بین برود ، مشرکین بر مسلمین غلبه خواهند کرد .

)

بحار

تصویر مرتبط

، ج‏76، ص


  • کیوان گیتی نژاد
  • ۰
  • ۰

سید یمانی کیست


سید یمانی کیست:

 

ولایت مطلقه فقیه

برخی روایات امامان معصوم علیهم السلام، به وقوع نهضتی اسلامی در آخرالزمان در یمن و قبل از ظهور امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف اشاره کرده‌اند که هدف آن، یاری آن حضرت و زمینه سازی ظهور مبارک ایشان است. برخی روایت‌ها بیانگر آن است که پرچم یمانی، هدایت بخش‌ترین پرچم‌ها است تا آنجا که بر ضرورت پیوستن و دفاع از آن، بیش از پرچم شرقی ایرانی (به رهبری خراسانی) تأکید شده است.

قیام یمانی مقارن شورش سفیانی ـ اصلی‌ترین دشمن امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف ـ در ماه رجب و قبل از ظهور و محل آن نیز صنعا توصیف شده است. این قیام در روایات دارای ویژگی‌هایی است که به بیان آن‌ها می‌پردازیم:

 اما مطلق سید علی حسینی خامنه ای س

از نشانه‌های حتمی ظهور

امام صادق علیه السلام در سخنی به حتمی بودن قیام یمانی قبل از ظهور امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف اشاره کرده و فرموده است: قبل از قیام قائم، وقوع پنج علامت حتمی است: [خروج] یمانی، سفیانی، صیحه آسمانی، کشته شدن نفس زکیّه و فرو رفتن در بیداء.1

 

هم‌زمانی با سفیانی و خراسانی

در حدیثی از امام رضا علیه السلام حرکت یمانی هم‌زمان با شورش سفیانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز بیان شده است. حضرت فرموده است: خروج سفیانی، یمانی و خراسانی در یک سال، یک ماه و یک روز و ترتیب آن‌ها همچون رشته‌ی مهره‌ها پشت سر هم خواهد بود. سختی از هر سو پدید آید. وای بر کسی که با آن‌ها مخالفت و دشمنی کند.2

هدایت بخش‌ترین پرچم‌ها

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است: در میان درفش‌ها (پرچم‌ها)، هدایت‌گرتر از درفش یمانی وجود ندارد؛ چون درفش حق است و شما را به سوی صاحبتان دعوت می‌کن.3

شکننده چشم سفیانی

ولایت مطلقه فقیه

امام صادق علیه السلام در حدیث دیگری ضمن اشاره به جایگاه قیام یمانی، از او به عنوان شکننده چشم سفیانی یاد کرده و فرموده است: سفیانی کجا خواهد بود؟ و حال آن که هنوز شکننده چشم او از صنعای یمن خروج نکرده است.4

 

جایز نبودن تخلف از او

ولایت مطلقه فقیه

امام صادق علیه السلام در ادامه سخن ارزشمند خود فرموده است: وقتی یمانی قیام می‌کند، فروش اسلحه به مردم حرام است. پس به سوی او بشتابید که درفش او درفش هدایت است. بر هیچ مسلمانی سرپیچی از او جایز نیست و اگر کسی چنین کند، اهل آتش است؛ زیرا او مردم را به حق دعوت می‌کند.5

 

پیرو امام علی علیه السلام

اما مطلق سید علی حسینی خامنه ای س

در روایتی آمده است: چون «طالب حق» خروج کرد، به امام صادق علیه السلام گفته شد: آیا امیدوارید این شخص یمانی باشد؟ حضرت فرمود: «خیر، یمانی پیرو علی است، در حالی که این شخص از آن حضرت بیزاری می‌جوید.6

 

ویژگی‌های قیام یمانی

زمان و محل آغاز قیام

ولایت مطلقه فقیه

در جمع بندی روایاتی که درباره یمانی سخن می‌گویند، دو دسته روایت در زمینه حرکت وی وجود دارد؛ به گونه‌ای که زمان مشترک آن، قبل از خروج سفیانی است. دست نخست این روایات، قیام وی را قبل از سفیانی می‌داند و دسته دوم، به قیام وی همراه با امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف تصریح دارد؛ چنان که در روایتی آمده است:... آن پرچم حقی است؛ زیرا به جانب صاحبتان فرا می‌خواند.7

در خصوص موقعیت جغرافیایی قیام یمانی به شهرهایی همچون: صنعا، عدن، کنده و منطقه ابین اشاره شده است.8 شاید منظور از نام‌های مختلف برای نقطه آغازین قیام، همانا تحدید پایتخت قیام باشد؛ چنانکه از ایران نیز با نام‌هایی همچون خراسان، قم، طالقان و... یاد شده است، اما بیشتر این روایات بر خراسان و قم متمرکز است.

 

رنگ و نشان پرچم یمانی

ولایت مطلقه فقیه

در روایات مربوط به حرکت‌های سیاسی ـ نظامی عصر ظهور، نشانه‌های رایات و پرچم‌های هر حرکت بیان شده است تا مؤمنان در برخورد با این قیام‌ها و رهبران آن‌ها دچار اشتباه نشوند و در آن شرایط بسیار حساس تشخیص صحیح لازم را بدهند. در خصوص پرچم نهضت یمانی نیز از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است:

یمانی از یمن با پرچم‌های سفید خروج می‌کند».9 از امام علی علیه السلام نیز چنین نقل شده است: [سفیانی] لشکری را به مدینه می‌فرستد ... در آن هنگام، مهدی و سپیدنشان از مدینه به مکه می‌گریزند10 که منظور از سپیدنشان، همان یمانی است.

اهداف و مراحل قیام یمانی

ولایت مطلقه فقیه

قیام یمانی به چند مرحله قابل تقسیم است:

1. اعلام همبستگی و هم پیمانی نظامی با قیام خراسانی.

2. دعوت و فراخوان یمانی به سوی مذهب حقه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله:

در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمود: « هنگامی که یمانی قیام کرد، به سوی او برخیز و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که با او به مقابله برخیزد؛ زیرا هر کس چنان کند، از اهل دوزخ باشد؛ زیرا او به حق و راهی مستقیم فرا می‌خواند.11 منظور از دعوت به حق در سخنان اهل بیت علیهم السلام، دعوت به امامت است.

3. یاری رساندن به انقلاب امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف و فراخواندن به بیعت آن حضرت.

 

هم پیمانی یمانی و خراسانی

ولایت مطلقه فقیه

در روایات بیانگر قیام یمانی، به هم پیمان شدن او با خراسانی و یاری رساندن او در برابر دشمنانش، اشاره شده است؛ هم چنانکه در روایتی آمده است: و خداوند عزوجل برای او ـ یعنی امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف ـ خراسان را می‌گشاید و اهل یمن از او اطاعت می‌کنند.12 در روایتی از امام علی علیه السلام درباره خصوصیات مشترک میان یمانی و خراسانی در جنگ دمشق و آزادسازی آن از سیطره سفیانی چنین آمده است: « و [سفیانی] به روش ستمکاران نخستین عمل می‌کند و خداوند از آسمان بر عملش خشم می‌گیرد، آنگاه جوانی را از مشرق که به اهل بیت پیامبر فرا می‌خواند، علیه او برمی انگیزاند. اینان اصحاب پرچم‌های سیاه هستند. خداوند به ایشان عزت اعطا و پیروزی را به رایشان نازل می‌فرماید؛ پس احدی با ایشان به نبرد نمی‌پردازد، مگر اینکه او را شکست می‌دهند و سپاه قحطانی [یمنی] به حرکت درمی آید... و جوان یمنی در پی نابود کردن حمّاز جزیره [سفیانی] است تا آنکه در دمشق فرود می‌آیند و آن را [در مدت زمانی] سریع‌تر از دریا فتح می‌کنند.13

پیوستن یمانی به امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف

ولایت مطلقه فقیه

یمانی، چند ماه پس از قیام و نهضت خود در یمن، سرانجام به سرزمین حجاز می‌رود و پس از آشکار شدن امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف در میان گروه اندک یاران خویش در مدینه، در کنار آن بزرگوار قرار می‌گیرد.

حرکت یمانی به همراه امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف از مدینه

ولایت مطلقه فقیه

پس از آنکه سفیانی، لشکر خود را برای دستگیری امام مهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف به مدینه می‌فرستد، یمانی همراه با امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف به مکه می‌رود؛ چنانکه در روایت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آمده است: سپاهی به مدینه فرستاده می‌شود. پس هر کس از آل محمد را که توانستند، می‌گیرند و مردان و زنان از بنی‌هاشم کشته می‌شوند. در آن هنگام، مهدی و سپیدنشان از مدینه به مکه می‌گریزند. پس گروهی در جستجوی آن دو فرستاده می‌شوند، در حالی که آن دو به حرم خدا و امنیت او رسیده‌اند.14

 

فرجام قیام یمانی

اما مطلق سید علی حسینی خامنه ای س

در خصوص فرجام قیام یمانی موعود که از او با صفت منصور یاد شده، در روایاتی از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است: سفیانی با هر کسی که با او درگیر شود، چیره می‌شود، مگر یمانی. ... سپس یمانی را هدف قرار می‌دهد. پس یمانی برای دفع شر او به پا می‌خیزد و سفیانی در پی جنگ‌های فراوان و درگیری‌های سخت شکست می‌خورد و یمانی او را دنبال می‌کند. در نتیجه، جنگ‌ها و شکست های سفیانی زیاد می‌شود. پس یمانی، سفیانی و پسرش را کنار رود «لوّ» در میان اسیران می‌یابد و آن دو را تکه تکه می‌کند.  15

اما مطلق سید علی حسینی خامنه ای س

پی‌نوشت ها:


1. ارشاد مفید، ج2، ص279.
2. بحارالانوار، ج52، ص232.
3. بشارة الاسلام، ص 93.
4. معجم احادیث الامام المهدی عجل‌الله تعالی فرجه الشریف، ج3، ص478.
5. بشارة الاسلام، ص 93.
6. بحارالانوار، ج 52، ص 75.
7. بحارالانوار، ج52، ص232.
8. رایات الهدی و الضّلال فی عصر الظّهور، ص101.
9. مختصر اثبات الرجعـة، ح 16.
10. ابن حماد، الفتن، ص 223، جزء 5، ح 877.
11. بحارالانوار، ج 52، ص 232.
12. یوسف شافعی، عقدالدّرر، ص90.
13. متقی هندی، کنزالعمال، ص14، ح3968.
14. الفتن، ص 223، جزء 5، ح 877.
15. مختصر اثبات الرجعـة، ح 16.

 

  • کیوان گیتی نژاد
  • ۰
  • ۰


نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س


سید خراسانی کیست؟

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س


یکی از کسانی که قبل ظهور حضرت مهدی( عج ) خروج می کند سید حسنی است . در بعضی روایات به خراسانی تعبیر شده است. بعضی ها


می گویند که این سید حسنی چون در آن زمان حسن و حسین را به یک جور می نوشتند این طور خوانده می شود .

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

ولی ما به این کاری نداریم فقط باید بدانیم که یک سیدی از اولاد امام حسن یا امام حسین خروج می کند .

سید حسنی از کجا خروج میکند؟

سید حسنی از شرق خروج می کند و به خراسان ایران می آید و عده ای را جمع می کند . بعد از طالقان عده ای او را حمایت می کنند .

طبق شرایط موجود طالقان که گفته شد همان طالقان ایران است نه طالقان افغانستان . که حضرت می فرمایند گنجهای طالقان ؛

بعد می فرمایند به خدا قسم گنجهای طالقان طلا و نقره نیستند بلکه مردانی هستند که قلبهایی مثل پاره آهن دارند و در خانه ها مانده اند

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

و صبر کردند تا وقتی که سید حسنی قیام می کند کسی نمی تواند جلوی آنها را بگیرد . سید حسنی یک حرکت جنگی در نیشابور انجام می دهد

و بعد به اصفهان می روند . در روایات نیامده که در اصفهان چه کاری می کند . بعضی از علما می گویند که از اصفهان نیرو جمع می کند .

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

از اصفهان به طرف قم حرکت می کند . در قم جنگی بین سید حسنی و اهل قم اتفاق می افتد که چهار هزار نفر از قومی ها کشته می شوند

. بیست روز در آنجا می مانند بیست نفر را می کشد دو نفر را اعدام می کند و بعد از شهر قم خارج می شود . در روایات آمده که اهل قم به اردهال

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

فرار می کنند . سید حسنی با سید یمانی و صفیانی در یک سال یک ماه و در یک روز خروج می کنند . سید یمنی از یمن خروج می کند . و

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

در حدود هفتاد یا هشتاد نفر با خود نیرو دارد . و نیز همه آنها کشته می شوند . بعد به سید خراسانی ملحق می شود . و با لشکر صفیانی

جنگ می کنند . که گفته شده لشکر صفیانی را سید خراسانی تار و مار می کند . در روایات داریم که با هدایت ترین افراد لشکر یمانی است.

تصویر مرتبط

یعنی لشکر خراسانی یک درجه از لشکر یمانی ضعیفتر است . سید حسنی هم طبق روایات شخصیتی ممتاز دارد . که علائمی ظاهری برای او در روایات آمده که به این قرار است :

Image result for سید خراسانی کیست

کف دست راستش خال سیاهی است . در روایت دیگر آمده که در انتهای شانه چپش خال سیاهی دارد . در بعضی روایات آمده

که سید حسنی شخص گمنامی است . در بعضی روایات آمده که جوانی است . این علائم در سید حسنی وجود دارد . این سوال

در ذهن بسیاری از مردم شکل گرفته که آیا مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای ( مد ظه ) همان سید حسنی است ؟ جواب

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

این سوال را خدا می داند . ولی به روایتی که گفتیم شخص گمنامی است . و لیکن خروج سید حسنی مشخص است . یعنی

وقتی خروج می کند پیدا است . گنج های طالقان یک عده افراد مشخصی هستند وقتی قیام می کنند و به سوی سید حسنی می روند

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

پیدا است . از این علامت می توانیم سید حسنی را تشخیص بدهیم . و روایت داریم که اگر در برف هم راه بروید حتی اگر سینه خیز هم بروید

بروید و ملحق بشوید به لشکر سید حسنی که می رسید به ما .

 

Image result for سید خراسانی کیست

مفضل نقل می کند ، در بحار این حدیث آمده است. سید حسنی خروج می کند و آن جوان خوش رویی است

از طرف دیلم (در قدیم به قزوین دیلم می گفتند) پس با صدای فصیح صدا می کند ای آل احمد اجابت کنید ملحوف

را یعنی به داد ستم دیده گان برسید . پس اجابتش کنند گنجهای خدا در طالقان ، و چه گنجهایی ، از نقره و طلا

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

نیستند بلکه مردانی هستند مثل پاره های آهن که بر اسب های سفید که سیاهی هم دارند سوار هستند .

حالا واقعا بر اسب سوار می شوند یا چیز دیگری سوار می شوند ؟ ( الله اعلم ) و حربه ها به دست گرفته ستم

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

کاران را همی کشند تا به کوفه رسند . و اکثر زمین را صاف کرده و کوفه را برای او پناه گاه قرار دهند ناگاه خبر مهدی

و اصحاب حضرت مهدی به ایشان برسد . اصحابش به او بگویند ای پسر پیغمبر این کیست که به زمین آمده ؟ حسنی

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

می گوید ما را ببرید به سوی او ببینیم کیست . و چه می خواه د. حضرت صادق ( ع ) می فرمایند : به خدا قسم سید

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

حسنی می داند که او مهدی است و می شناسد او را فقط می خواهد او را به اصحابش معرفی کنند . پس سید حسنی

برود به سوی مهدی و بگوید اگر تو مهدی آل محمد هستی پس کو عصای جدت رسول خدا و انگشتر و لباس و زره که فاضل

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

نام دارد ؛ عمامه که صحاف به آن می گفتند و اسب که یربوع ( احتمالا نام اسب اشتباه باشد. )می گفتند . همه ادوات حضرت

تصویر مرتبط

مهدی (عج ) اسم دارند . وشتر که ازباع می گفتند و قاطری که دل دل نام داشت و الاغی که یئفور نام داشت و قرآن امیرالمومنین

را از او می خواهد . حضرت هم یکی یکی همه آنها را نشان می دهند . سید حسنی عصا را گرفته و بر زمین می زند . چرا ؟

چون می خواهد به لشکریان خود نشان بدهد که این امام زمان (عج ) معجزه هم دارد . عصا را گرفته و آن ر ا در سنگ سخت

تصویر مرتبط

قرض کند و بکارد و آن سبز شده برگ آورد . و حسنی اراده نداشته باشد مگر آن که به  اصحابش بفهماند فضل مهدی را تا با او

بیعت کنند . پس حسنی بگود الله اکبر ای پسر رسول خدا دستت را بده تا با تو بیعت کنم . امام نیز دستشان را دراز می کنند و با سید

حسنی بیعت می کنند . و سایر لشکریانش بیعت کنند . مگر چهل هزار زیدی .

زیدی ها چه کسانی هستند؟

Image result for سید خراسانی کیست

ما یک فرقه ای داریم به نام زیدیه . زید پسر امام سجاد ( ع ) بود . خود زید هم در آن زمان یک قیامی کرد البته قیامش

موفق نبود و خلفای عباسی سه سال جنازش را به دار زدند . که تار عنکبوت ها دور عورت وی را پوشاندند تا نامحرم نبیند .

بعد یک فرقه ای درست شدند به نام زیدیه . شعار زیدیه این است که هر شخصی از اولاد حضرت زهرا ( ص ) از امام حسن ب

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

اشد یا امام حسین که با شمشیر قیام کند و عالم باشد ، او امام است . لذا روایاتی داریم حضرت می فرمایند پلاس خانه

هایتان باشید . بعد یکی گفت پس اسلام چه می شود ؟ حضرت فرمودند خدا زیدیه را پیش مرگ شما قرار داده است .

پس زیدیه امام زمان( عج ) را قبول نمی کنند . همه آنها هم بر گردنشان قرآن است . امام می فرماید سه روز به شما فرصت

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

می دهم حجت را تمام کنید برای اینها . سه روز لشکر سید حسنی با این چهل هزار نفر صحبت می کنند . ولی آنها قبول نمی کنند .

وقتی سه روز گذشت و آنها امام را قبول نکردند حضرت دستور می فرمایند که تمام آنها را بکشید . همه آنها را می کشند .

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

بعضی ها قرآنهایی که بر گردن آنها بود می خواهند باز بکنند حضرت می فرمایند باز نکنید بگذارید با قرآنهایشان در روز قیامت

وارد محشر بشوند . تا حسرتشان بیشتر بشود . در بحار جلد شصت این روایت وجود دارد  از امیرالمومنین: خروج کند حسنی صاحب

طبرستان با جمع کثیری از لشکریانش سواره و پیاده و بروند به نیشابور تا فتح کنند و دروازه های آن را تقسیم کنند پس بروند اصفهان

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

سپس بروند قم و بین او و اهل قم جنگ بزرگی واقع شود و مردم بسیاری در آن کشته شوند پس اهل قم شکست خورده و فرار کنند .

پس حسنی اموال ایشان را غارت کرده و فرزندانشان را اسیر کند و خانه هایشان را خراب کنند پس اهل قم پناهنده شوند به کوهی

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

که ورارهال گویند . پس حسنی چهل روز در آن بلده اقامت کند بیست نفر را بکشد و دو نفر به دار آویزد پس کوچ کند .

و مشخص نیست که آن بیست نفر کیست یا آن دو نفر . ( الله اعلم ) و آن روایتی که گفتیم سید حسنی از طرف شرق می آید .

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

این لشکر حسنی یک علامتی هم دارند که پرچمهای سیاه کوچکی در دستشان است . بعضی روایات داریم که پرچمهای

سیاه از طرف چین از ناحیه خُتَن باشند و شعیب بن صالح خواهد آمد .

Image result for سید خراسانی کیست

سید حسنی یک فرمانده لشکری دارد که پرچم دار لشکر حضرت مهدی( عج ) هم هست . اون شخص اسمش

شعیب بن صالح است. نقل شده است که شعیب بن صالح مردی کوسج است . محل تولد این مرد طالقان است .

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

قبل از خروج حضرت حجت خروج شعیب بن صالحاست از سمرقند . محمد حنفیه نقل می کند که پرچم های سیاه

برای بنی عباس پس آن خارج می شود از خراسان . در این روایت آمده که پرچم سیاه مال بنی عباس است .

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

پس هم پرچم سید حسنی و هم بنی عباس دارای یک رنگ هستند . پس باید خیلی مواظب باشیم . هر کسی

شعار داد یا حسین یا حسین نباید برویم زیر بیرقش . پس باید در آن زمان توسل پیدا کنیم به عالم ترین علما . ببینیم آنها چه کار می کنند .

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

در یک روایتی داریم که در زمان بنی اسرائیل شخصی یک جلسه بسیار مهمی داشت به سگی که داشت گفت

که امشب سر و صدا نکن من میهمان دارم . ظاهرا این شخص از اولیا الله بود . سگ هم قبول کرد گفت چشم من ا

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

ین شب میخوابم . سگ خوابید و ایشان جلسه را برگذار کرد ولی دید سر و صدا می آید . آمد به سگ نگاه کرد دید

که سگ خواب هست . اما صدای سگ می آید . وی ترسید . فردا پیش پیغمبر حاضر شد پیغمبر زمان خودش .

تصویر مرتبط

گفت آقا دیشب اتفاق عجیبی در خانه من افتاد . و داستان را به حضرت گفت . حضرت خندید و گفت این مثال مردمان

آخرالزمان هستند . این صدا مال توله سگهایی بود که در شکم سگ بود . خود سگ آروم بود ولی توله هایی که در رحم سگ بود فریاد می کشیدند .

Image result for سید خراسانی کیست

حضرت فرمودند زمان آخرالزمان این طور می شود که علما ساکت هستند مردم فریاد می زنند . یعنی مردم از علما مقدم می روند .

فرمود پرچم های سیاه ولباس های سفید بر تن دارند . بر مقدمه ایشان مردی است به نام شعیب بن صالح یا صالح بن شعیب

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

 از طایفه بنی تمیم است . لشکر صفیانی را شکست دهد تا این که فرود می آید در بیت المقدس و آماده می کند برای حضرت

مهدی سلطنتش را و کشیده می شود به سوی او سیصد نفر اهل شام فاصله بین خروج او و تسلیم امر به مهدی هفتاد و دو ماه است.

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

در یک روایت دیگری هم وجود دارد که پرچم دار حضرت مهدی (عج ) شعیب بن صالح است . حضرت امام باقر ( ع ) فرمودند خروج کند

جوانی از بنی هاشم که در دست راستش خالی است و پرچم های سیاه از خراسان بیاید جلوی ایشان شعیب بن صالح است که

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

با اصحاب صفیانی می جنگد و ایشان را شکست می دهد . در یک روایت دیگری ؛ خارج می شود پرچم های سیاه که با صفیانی

جنگ میکند و ایشان جوانی است از بنی هاشم در کتف چپش خالی است . علم دارش مردی است از طایفه بنی تمیم که

تصویر مرتبط

او را شعیب بن صالح گویند . در امام المهدی جلد یک ص 56 از ابی زید نقل می کند که پرچم های سیاه از طرف چین ناحیه ای

که ان را ختن گویند خواهد بود در آنجا طائفه ای از اولاد فاطمه از پشت حسین بن علی می باشد در مقدمه لشکرش مردی است

نتیجه تصویری برای عکس های آقا مجتبی

کوسج از بنی تمیم که او را شعیب بن صالح گویند. مولدش طالقان است . حضرت امام باقر ( ع ) فرمودند ناچار باید بنی عباس

نتیجه تصویری برای عکس های امام خامنه ای س

پادشاهی کند پس چون مالک شوند پس فی ما بین اینها اختلاف افتد پس متفرق شوند و امرشان پراکنده شود پس خراسانی

و صفیانی خروج کنند این از مشرق و او از مغرب پس با هم به کوفه رسند و احدی از ایشان را باقی نگذارد لشکر سید حسنی احدی ا

ز لشکر صفیانی را . پس فرمود خروج صفیانی و یمانی و خراسانی در یک سال یک ماه و یک روز اتفاق می افتد .

                                 Image result for سید خراسانی کیست

 

                                             یک صلوات محمدی برای نائب حضرت مهدی عج سید و صالحین الشریف و صادق ابالمصطفی حاج سید علی حسینی خامنه ای س بفرست ای مهدی طریقان ال علی


  • کیوان گیتی نژاد
  • ۰
  • ۰
بسم الله الرحمن الرحیم

زندگی نامه امام مطلق سیدنا و شریفنا الامام مصلح سید علی حسینی خامنه ای (س)

خامنه‌ای، سیدعلی (۲۹ فروردین ۱۳۱۸/ ۲۸صفر ۱۳۵۸/ ۱۹ آوریل ۱۹۳۹)، فرزند سیدجواد، دومین رهبر انقلاب اسلامی ایران
سید علی حسینی خامنه‌ای فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سید جواد حسینی خامنه‌ای، در فروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمری در مشهد مقدس چشم به جهان گشود. او دومین پسر خانواده بود و زندگی مرحوم سید جواد خامنه‌ای هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده: «پدرم روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشه‌گیر [...] زندگی ما به‌سختی میگذشت. من یادم هست شب‌هایی اتفاق می‌افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت برای ما شام تهیه میکرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود.»
خانه‌ای که خانواده‌ی سید جواد در آن زندگی میکردند در یکی از محله‌های فقیرنشین مشهد بود: «منزل پدری من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار پنج سالگی من، یک خانه‌ی ۶۰ ـ ۷۰ متری در محله‌ی فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌ای! هنگامی که برای پدرم میهمان میآمد -و معمولاً پدر بنا بر این که روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت- همه‌ی ما باید به زیرزمین میرفتیم تا مهمان برود. بعد عده‌ای که به پدر ارادتی داشتند، زمین کوچکی را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما دارای سه اتاق شدیم.»



۱. خاندان
 پدر
پدرش سیدجواد خامنه‌ای (۲۰جمادی‌الثانی ۱۳۱۳نجف، ۱۶ آذر۱۲۷۴/۱۴ تیر ۱۳۶۵) از علما و مجتهدان عصر خود بود که در نجف متولد شد و در کودکی همراه خانواده‌اش به تبریز آمد. پس از اتمام دوره‌ی سطح، در حدود ۱۳۳۶ق به مشهد مهاجرت کرد[۸] و در فقه و اصول از محضر بزرگانی چون حاجآقا حسین قمی، میرزا محمد آقازاده خراسانی (کفائی)، میرزا مهدی اصفهانی و حاج فاضل خراسانی و در فلسفه از محضر آقابزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله یزدی بهره‌مند گردید[۹] . سپس در ۱۳۴۵ق به نجف رفت و از حوزه‌ی درس میرزا محمدحسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و آقا‌ضیاءالدین عراقی کسب فیض کرد و از سه نفر مذکور اجازه‌ی اجتهاد گرفت[۱۰] . او در پی تصمیم بازگشت به ایران راهی مشهد شد و برای همیشه در آن شهر اقامت گزید و ضمن تدریس، امامت مسجد صدیقیهای بازار مشهد (مسجد آذربایجانیها) را عهده‌دار گردید[۱۱] . او همچنین از امامان جماعت مسجد جامع گوهرشاد نیز بود[۱۲] وی علاقه‌ی زیادی به مطالعه داشت. مباحثات علمی روزانه وی با هم‌ردیفان از جمله حاج میرزا حسین عبائی، حاج سید علی‌اکبر خوئی، حاج میرزا حبیب ملکی و ... تا دهها سال ادامه داشت. همچنین فردی پرهیزگار و بی‌توجه به امور دنیوی بود و زندگی زاهدانه‌ای داشت[


پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آنکه فرزندانش به مقامات عالی سیاسی و اجرایی رسیدند، همچنان به زندگی زاهدانه‌ی خود ادامه داد. به دلیل بهره‌مندی از کمالات انسانی همواره مورد وثوق مردم بود. در رواق پشت ضریح مطهر امام رضا (ع) به خاک سپرده شد[۱۴] . امام خمینی در پیام تسلیتی به آیت‌الله خامنه‌ای به مناسبت فوت پدرش، آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای را عالمی با تقوا و متعهد برشمرد[۱۵] .
جد اعلای ایشان سیدمحمد حسینی تفرشی نسب به سادات افطسی می‌رساند. شجره وی به سلطان‌العلماء احمد، معروف به سلطان سیداحمد می‌رسد که با پنج واسطه از اخلاف امام سجاد (ع)، است. جدش سیدحسین خامنه‌ای (تولد حدود ۱۲۵۹ق/ درگذشت ۲۰ ربیع‌الثانی ۱۳۲۵ق) در خامنه به دنیا آمد و در نجف نزد اساتید بزرگی چون سیدحسین کوه‌کمری، فاضل ایروانی، فاضل شربیانی، میرزا باقر شکی و میرزا محمدحسن شیرازی تلمذ کرد و پس از طی مدارج علوم دینی در حوزه‌ی علمیه‌ی نجف اشرف، در زمره‌ی فقها و مدرسان آن حوزه قرار گرفت. او در سال ۱۳۱۶ق به تبریز آمد[۱] و مدرس مدرسه‌ی طالبیه و امام جماعت مسجد جامع آن شهر شد[۲] . دارای افکار بلند سیاسی و اجتماعی و از علمای طرف‌دار مشروطه بود و همواره مردم را به حمایت و پاسداری از نهضت مشروطه تشویق می‌کرد[۳] . برخی از آثار علمی ایشان از جمله حاشیه بر کتابهای ریاض‌المسائل، قوانین‌الاصول، مکاسب شیخ انصاری، فوائدالاصول و شرح لمعه وقف کتابخانه‌ی حسینیه‌ی شوشتری نجف شد[۴] . شیخ محمد خیابانی، روحانی مبارز و مجاهد عصر مشروطه، شاگرد و داماد وی بود[۵] . سیدمحمد خامنه‌ای (۱۲۹۳ نجف/شعبان ۱۳۵۳ق نجف) مشهور به پیغمبر[۶] ، عموی آیت‌الله خامنه‌ای از شاگردان آخوند خراسانی، شریعت اصفهانی و دیگر بزرگان نجف بود، و فردی آگاه به مسائل زمان و از رجال طرف‌دار مشروطه به‌شمار میرفت[۷] .

 مادر
بانو میردامادی (۱۲۹۳ش ـ ۱۳۶۸ش)، مادر آیت‌الله خامنه‌ای بانویی زاهد، متشرع، آشنا با آیات قرآن، احادیث، تاریخ و ادبیات بود. او در جریان مبارزه با رژیم پهلوی با فرزندان مبارزش، به‌ویژه آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای همگام بوده است[۱۶] .
آیت‌الله خامنه‌ای درباره مادرشان می‌گویند: «مادرم خانم بسیار فهمیده، باسواد، کتابخوان، دارای ذوق شعری و هنری، حافظ شناس - البته حافظ شناس که میگویم، نه به معنای علمی و اینها، به معنای مأنوس بودن با دیوان حافظ - و با قرآن کاملاً آشنا بود و صدای خوشی هم داشت.
ما وقتی بچه بودیم، همه مینشستیم و مادرم قرآن میخواند؛ خیلی هم قرآن را شیرین و قشنگ میخواند. ما بچه‌ها دورش جمع میشدیم و برایمان به مناسبت، آیه‌هایی را که در مورد زندگی پیامبران است، میگفت. من خودم اولین بار، زندگی حضرت موسی، زندگی حضرت ابراهیم و بعضی پیامبران دیگر را از مادرم - به این مناسبت - شنیدم. قرآن که میخواند، به آیاتی که نام پیامبران در آن است میرسید، بنا میکرد به شرح دادن.»
آیت‌الله سیدهاشم نجف‌آبادی (میردامادی) (۱۳۰۳ق ـ۱۳۸۰ ق)، جد مادری آیت‌الله خامنه‌ای (از خاندان میرداماد فیلسوف مشهور عصر صفویه) از شاگردان آخوندخراسانی و میرزا محمدحسین نائینی، از علما و مفسران قرآن و از ائمه‌ی جماعت مسجد‌گوهرشاد بود[۱۷] و در عین حال به امر به معروف و نهی از منکر اهتمام ویژه‌ای داشت و در پی اعتراض به کشتار مردم در مسجد گوهرشاد در دوره‌ی حکومت رضاشاه، به سمنان تبعید شد[۱۸] . آیت‌الله خامنه‌ای از سوی مادر به محمد دیباج فرزند امام جعفر صادق (ع) نسب می‌رساند[۱۹] .

۲. شخصیت علمی و فرهنگی
۱.۲. تحصیل و تدریس
 تحصیل در مشهد
سیدعلی خامنه‌ای تحصیل را در چهار سالگی از مکتب‌خانه و با فراگیری قرآن کریم شروع کرد. دوره‌ی دبستان را در نخستین مدرسه‌ی اسلامی مشهد، دارالتعلیم دیانتی، گذراند[۲۰] . در همین ایام، یادگیری قرائت و تجوید قرآن را نزد برخی قاریان قرآن مشهد آغاز کرد[۲۱] .
هم‌زمان با تحصیل در کلاس پنجم دبستان، تحصیلات مقدماتی حوزوی را نیز آغاز کرد. شوق وافر او به تحصیلات حوزوی و  تشویق والدین سبب شد که وی پس از اتمام دوره‌ی دبستان، وارد دنیای طلبگی شود و تحصیل علوم دینی را در مدرسه‌ی سلیمان‌خان ادامه دهد. وی بخشی از مقدمات را نیز نزد پدر طی کرد. سپس به مدرسه‌ی نواب رفت و دوره‌ی سطح را در آن به پایان برد. هم‌زمان با تحصیلات حوزوی دوره‌ی دبیرستان را تا سال دوم متوسطه ادامه داد[۲۲] .
وی معالم‌الاصول را نزد آیت‌الله سیدجلیل حسینی سیستانی و شرح لمعه را نزد پدر و میرزا احمد مدرس یزدی فرا گرفت. رسائل، مکاسب و کفایه را نیز نزد پدر و آیت‌الله حاج شیخ هاشم قزوینی آموخت. در سال ۱۳۳۴ش، در درس خارج فقه آیت‌الله سید محمدهادی میلانی حاضر شد.

 حوزه نجف
وی در ۱۳۳۶ش طی سفر کوتاهی همراه خانواده به نجف اشرف مشرف شد و در دروس مدرسان بنام حوزه‌ی علمیه‌ی نجف، از جمله آیات سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی، سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی و میرزا حسن بجنوردی حضور یافت، ولی به دلیل عدم تمایل پدر برای اقامت در آن شهر به مشهد بازگشت[۲۳] و به مدت یک سال دیگر در درس آیت‌الله میلانی حاضر شد. سپس در سال ۱۳۳۷ش به شوق ادامه تحصیل عازم حوزه‌ی علمیه‌ی قم شد[۲۴] . در همین سال و پیش از عزیمت به قم، آیت‌الله محمدهادی میلانی به وی اجازه‌ی روایت داده بود[۲۵] .

 حوزه قم
سید علی خامنه‌ای، در قم نزد بزرگانی چون آیات حاج‌آقا حسین بروجردی، ‌امام خمینی، حاج شیخ‌مرتضی حائری یزدی، سیدمحمد محقق داماد و علامه طباطبایی تلمذ نمود[۲۶] . در مدت اقامت در قم اکثر وقت خود را به تحقیق، مطالعه و تدریس می‌گذراند.



 بازگشت به مشهد
آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۳۴۳ش به دلیل عارضه‌ی بینایی پدر و کمک به وی به ضرورت از قم به مشهد بازگشت و بار دیگر در جلسات درس آیت‌الله میلانی حضور یافت که تا سال ۱۳۴۹ ادامه داشت. او از ابتدای حضور در مشهد، به تدریس سطوح عالی فقه و اصول (رسائل، مکاسب و کفایه) و برگزاری جلسات تفسیر برای عموم همت گماشت. در این جلسات جمعیت کثیری از قشر جوان به ویژه دانشجویان حضور پیدا می‌کردند[۲۷] . در جلسات تفسیر خود، مهمترین پایه‌های فکری اسلام و اندیشه اسلامی را از خلال آیات قرآن استخراج و بیان می‌نمود و به تعمیق بنیان‌های اندیشه مبارزه و براندازی حکومت طاغوت می‌‌پرداخت به صورتی که شرکت‌کننده در درس تفسیر او به این نتیجه ضروری و طبیعی می‌رسید که حکومتی بر پایه اسلام و معارف دین باید در کشور تحقق یابد. یکی از اهداف اصلی او از تفسیر، انتقال مبانی انقلاب اسلامی به جامعه بود از سال ۱۳۴۷ درس تخصصی تفسیر را نیز برای طلاب علوم دینی شروع کرد که این دروس و جلسات تفسیر تا سال ۱۳۵۶ و قبل از دستگیری و تبعید به ایرانشهر ادامه داشت[۲۸] . جلسات تفسیر در سالیانی از دوره ریاست جمهوری و پس از آن ادامه داشت.

 تدریس درس خارج


ایشان از سال ۱۳۶۹ش تدریس خارج فقه را آغاز کرد و تاکنون به تدریس ابواب جهاد، قصاص، مکاسب محرمه و صلاة مسافر پرداخته اند.

 شخصیت ادبی
آیت‌الله خامنه‌ای با حوزه‌ی شعر و ادبیات مأنوس هستند و همواره به مطالعه رمان‌ و داستان علاقمند بوده‌اند و بسیاری از رمانها و داستانهای معتبر دنیا را مطالعه کرده‌اند. این علاقه با مطالعه رمانها و آثار ادبی نویسندگان بزرگ جهان و تاریخ و فرهنگ ملل شرق و غرب تداوم پیدا کرد. حتی به نقد کتابهای ادبی و شعر هم می‌پردازند. با بسیاری از شاعران، نویسندگان و روشنفکران زمانه در ارتباط بود.
در ایامی که در مشهد حضور داشت در برخی از انجمنهای ادبی که با حضور شعرای بزرگ تشکیل می‌شد شرکت می‌کرد. در انجمن‌های ادبی به نقد شعر می‌پرداخت. خود نیز اشعاری سروده و در سال‌های اخیر تخلص «امین» را برگزیده است. مطالعه‌ی کتب تاریخی بخش دیگری از برنامه‌ی مطالعاتی دائمی ایشان است و به مباحث و موضوعات تاریخ معاصر احاطه دارند. [۲۹]

۲.۲. آثار
آیت‌الله خامنه‌ای تحقیق و تألیف را از دوران طلبگی آغاز کرد و تقریرات دروس اساتید خود را نگاشت[۳۰] و قبل از پیروزی انقلاب به ترجمه و تألیف چند اثر نیز همت گماشت.


 تألیف‌ها و پژوهش‌ها:
۱ـ چهار کتاب اصلی علم رجال
۲ـ طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن
۳ـ پیشوای صادق
۴ـ از ژرفای نماز
۵ـ صبر
۶ـ روح توحید نفی عبودیت غیرخدا
۷ـ گزارشی از سابقه تاریخی و اوضاع کنونی حوزه علمیه قم

 ترجمه‌ها:
۱- آینده در قلمرو اسلام، نوشته‌ی سیدقطب
۲- صلح امام حسن: پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه‌ی تاریخ، نوشته شیخ راضی آل‌یاسین
۳- تفسیر فی‌ظلال‌القرآن، نوشته سیدقطب
۴- مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان، نوشته عبدالمنعم النمر
۵- ادعانامه علیه تمدن غرب (ترجمه و تحقیقات)
علاوه بر آن، بسیاری از آراء و اندیشه‌های ایشان که در گفتار و نوشتار ایشان و در قالب پیام، سخنرانی، خطبه، مصاحبه منعکس شده است به صورت کتاب و نرم‌افزار با عناوین گوناگون و به صورت موضوعی منتشر گردیده و برخی از آنها نیز به زبانهای دیگر ترجمه شده است. همچنین، پایان‌نامه‌ها، رساله‌ها، مقالات و کتابهای گوناگونی ناظر به افکار و اندیشه‌های ایشان تألیف و تدوین شده است. نیز، بخشی از مجموعه بیانات و مکتوبات ایشان در دوره رهبری با عنوان «حدیث ولایت» منتشر گردیده است.

۳. حیات سیاسی و اجتماعی
۱.۳. دوران مبارزات پیش از انقلاب
پیشینه‌ی فعالیتهای سیاسی ـ مذهبی خاندان آیت‌الله خامنه‌ای، در او زمینه‌ی تربیتی برای مبارزه‌ی سیاسی ـ مذهبی فراهم آورده بود. نقطه‌ی آغازین ورود به فعالیتهای سیاسی، دیدار او با سیدمجتبی نواب صفوی (میرلوحی) در مشهد بود که به بیان خود او اولین بارقه‌های انقلابی را در وی پدید آورد[۳۱] . نخستین دیدار وی با امام خمینی (ره) در سال ۱۳۳۶ش صورت گرفت اما چهره‌ی سیاسی امام خمینی برای اولین بار در جریان لایحه‌ی انجمنهای ایالتی و ولایتی برای ایشان مکشوف شد[۳۲] .
آیت‌الله خامنه‌ای با آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی در سال ۱۳۴۱ش وارد عرصه‌های گوناگون مبارزه با طاغوت  شد. جزو نخستین افرادی بود که همگامی و فعالیت مبارزاتی را در دوره‌ی قبل از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ آغاز کرد[۳۳] . در بهمن ۱۳۴۱، پس از همه‌پرسی لایحه‌ی انجمنهای ایالتی و ولایتی، آیت‌الله خامنه‌ای و برادرش سیدمحمد مأمور رساندن گزارش آیت‌الله محمدهادی میلانی به امام خمینی در قالب نامه در مورد واکنش مردم مشهد به این همه‌پرسی شدند[۳۴] .




 نخستین دستگیری (ایام ۱۵ خرداد)
در سال ۱۳۴۲ و در آستانه‌ی ماه محرم، امام خمینی وی را مأمور ساخت پیامهایی را به آیت‌الله میلانی و علما، روحانیون و هیأتهای مذهبی خراسان در جهت تداوم نهضت و آگاه‌سازی مردم در قبال تبلیغات رژیم پهلوی انتقال دهد[۳۵] . امام خمینی در این پیامها خط‌مشی مبارزه را ترسیم کرده و از علما و روحانیون خواسته بود به منظور تبیین جنایات رژیم پهلوی، ذکر واقعه‌ی مدرسه‌ی فیضیه از روز هفتم محرم در منابر خوانده شود[۳۶] . آیت‌الله خامنه‌ای خود نیز برای محقق ساختن هدف و اجرای خط‌مشی امام خمینی راهی بیرجند ــ که تحت نفوذ خاندان علم بود ــ شد و در منابر و مجالس آن شهر درباره‌ی حادثه‌ی مدرسه‌ی فیضیه و سلطه‌ی اسرائیل بر جوامع اسلامی سخنرانی کرد[۳۷] . به دنبال این سخنرانی‌ها، وی در ۱۲ خرداد ۱۳۴۲ مقارن با هفتم ماه محرم ۱۳۸۳، دستگیر و در مشهد زندانی شد[۳۸] . پس از آزادی وی، آیت‌الله محمدهادی میلانی از او دیدن کرد[۳۹] . آیت‌الله خامنه‌ای پس از آن با حضور در جلساتی که در منزل آیت‌الله میلانی به منظور تداوم نهضت اسلامی در غیاب امام خمینی ــ‌که در حصر به سر می‌برد ـ تشکیل می‌شد، فعالیتهای سیاسی‌اش را تداوم بخشید[۴۰] . اندکی پس از آن به حوزه‌ی علمیه‌ی قم بازگشت و با کمک و همکاری برخی روحانیون مبارز به سازمان‌دهی مجدد فعالیتهای سیاسی از طریق جلسات مشورتی و تبلیغات پرداخت[۴۱] . او از جمله روحانیونی بود که در ۱۱ دی ۱۳۴۲ تلگرامی به آیت‌الله سید محمود طالقانی، مهدی بازرگان و یدالله سحابی، که در حمایت از امام خمینی زندانی شده بودند، فرستاد[۴۲] . در همان زمان طلاب خراسانی حوزه‌ی علمیه‌ی قم با هدایت او، در اعتراض به ادامه‌ی حصر امام خمینی نامه‌ای به حسنعلی منصور، نخست‌وزیر وقت، نوشته و منتشر کردند که از جمله‌ی آنها خود ایشان و ابوالقاسم خزعلی و محمد عبایی خراسانی بودند[۴۳] .




 دومین بازداشت (سفرهای انقلابی)
ایشان در بهمن ۱۳۴۲، مقارن با رمضان ۱۳۸۳ق برای تبلیغ و تبیین مسائل نهضت اسلامی راهی زاهدان شد[۴۴] . سخنرانیهای او در مساجد زاهدان و استقبال مردمی از آن، رژیم را بر آن داشت که ایشان را دستگیر و به زندان قزل قلعه ـ که در آن زمان محل بازداشت زندانیان سیاسی و امنیتی بود ــ منتقل نماید[۴۵] . در ۱۴ اسفند ۱۳۴۲ قرار بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای به قرار التزام به عدم خروج از حوزه‌ی قضایی تهران تبدیل و ایشان از زندان آزاد شد[۴۶] . از این پس تا پیروزی انقلاب اسلامی فعالیتهای وی همواره تحت کنترل مأموران امنیتی قرار داشت.




 تشکیل جلسه «یازده نفره» حوزه علمیه قم
آیت‌الله خامنه‌ای در پاییز ۱۳۴۳ از قم به مشهد بازگشت و در کنار مراقبت از پدر به فعالیتهای علمی و سیاسی پرداخت[۴۷] . او در زمره‌ی روحانیونی بود که اندکی پس از تبعید امام خمینی به ترکیه با نگارش نامه‌ای به دولت وقت ــ دولت امیرعباس هویدا ــ در ۲۹ بهمن ۱۳۴۳ به اوضاع نابسامان کشور و تبعید امام خمینی اعتراض کردند[۴۸] . سیدعلی خامنه‌ای به همراه عبدالرحیم ربانی شیرازی، علی فیض مشکینی، ابراهیم امینی، مهدی حائری تهرانی، حسینعلی منتظری، احمد آذری قمی، علی قدوسی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خامنه‌ای و محمدتقی مصباح یزدی[۴۹] . اعضای گروه یازده نفر بودند که با هدف تقویت و اصلاح حوزه‌ی علمیه‌ی قم برای مبارزه با رژیم پهلوی شکل گرفت. مبارزه بر مبنای فکر و عقیده بود و همین امر علت پیشرفت آن بود و روحانیون نیز به منزله‌ی بدنه و مغز متفکر مبارزه بودند. آنان در این مرحله از مبارزه به این نتیجه رسیده بودند که بدون تشکل، موفقیت کمتری خواهند داشت و وجود آن موجب می‌شود که از فروپاشی مبارزه توسط رژیم جلوگیری شود. این گروه در دوران تبعید امام خمینی، برنامه‌ریزی جریان مبارزات و تداوم آن را بر عهده گرفت. از این گروه به‌عنوان اولین تشکیلات سری حوزه‌ی علمیه‌ی قم یاد می‌شود، فعالیت این گروه در اواخر سال ۱۳۴۵ش توسط ساواک کشف و به دنبال آن برخی از اعضا دستگیر و برخی دیگر، از جمله آیت‌الله خامنه‌ای تحت تعقیب قرار گرفتند.



 بنیان‌گذاری جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
در کنار این، جلسه دیگری هم راه افتاده که بنیان جامعه مدرسین امروز است. «ما جزو کسانی هستیم که در اولین نشست‌های جامعه مدرسین عضو بودیم، شرکت داشتیم. هم بنده بودم، هم به نظرم آقای هاشمی بود... آقایان [علی] مشکینی، ربانی‌شیرازی، [ناصر] مکارم و... یک عده مسن‌ترها هم شرکت می‌کردند.»[۴۵]
این جلسه‌ها و تصمیماتی که در آن گرفته می‌شد، فضای حوزه علمیه قم را تغییر داد. پا به رکاب‌ها و دست‌اندرکاران این تصمیمات، کسانی غیر از اعضاء جلسه بودند؛ طلبه‌های جوان و علاقمند. این تحرکات فضای بسته و مغموم قم را باز کرد.
آیت‌الله خامنه‌ای در همین ایام مخفیانه به ترجمه و انتشار کتاب آینده در قلمرو اسلام اقدام کرد. در این کتاب به دو موضوع مهم فشار غرب و تبلیغات کمونیسم اشاره شده و دورنمایی از آینده که به سمت اسلام پیش می‌رود، آمده است[۵۰] . ساواک کتاب را توقیف و افراد مرتبط با انتشار آن را دستگیر کرد اما موفق به دستگیری و بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای (مترجم کتاب) نشد[۵۱] . آیت‌الله خامنه‌ای در آن ایام مدتی در تهران و کرج به فعالیت مشغول بود. اما به علت ندادن تعهد بر عدم اظهار مطالب ضد رژیم از فعالیتش در کرج ممانعت به عمل آمد. در مسجد امیرالمؤمنین (ع) تهران هم مدتی به امامت جماعت پرداخت.



 سومین بازداشت
در پی دستگیری و تبعید آیت‌الله سید حسن قمی در فروردین ۱۳۴۶ که به دنبال سخنرانی ضد رژیم او در مسجد گوهرشاد صورت گرفت، آیت‌الله خامنه‌ای از آیت‌الله میلانی خواست به این اقدام اعتراض کند[۵۲] . این اقدام وی سبب شد مأموران ساواک از حضور او در مشهد اطلاع یافته و در ۱۴ فروردین همان سال، در مراسم تشییع جنازه‌ی آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی، وی را دستگیر کنند[۵۳] . او در ۲۶ تیر همان سال آزاد شد[۵۴] . اندکی پس از آزادی، در تهران به ملاقات زندانیان سیاسی رفت. [۵۵]
آیت‌الله خامنه‌ای از طریق ارتباط با مبارزین در نقاط مختلف، سعی در تشکل بخشیدن به مبارزین و مبارزه، تربیت نسل‌های جدید مبارزین و انقلابیون براساس اندیشه اسلامی خصوصاً بین طلاب علوم دینی و دانشجویان، سعی در اخذ مبانی مبارزه از قرآن و حدیث، مقابله با اندیشه‌های مادیگرایانه مارکسیستی و لیبرالیستی و امثال آن، به تعمیق اندیشه اسلامی و مبارزه در چهارچوب نهضت امام خمینی پرداخت و علیرغم مقابله رژیم پهلوی به موفقیت‌های زیادی دست یافت. نگاه چندبُعدی به مبارزه، استفاده از شبکه عظیم اطلاع‌رسانی نهضت امام خمینی و رسانه فراگیر منبر و عملگرایی‌اش، از برخی علل موفقیت ایشان بوده است.
در پی وقوع زمین‌لرزه‌ی ویرانگر جنوب خراسان در ۹ شهریور ۱۳۴۷ عده‌ای از روحانیون خراسان به سرپرستی آیت‌الله خامنه‌ای با هدف امداد و سامان‌دهی کمکهای مردمی به زلزله‌زدگان، عازم فردوس شدند. این اقدام با مخالفت مقامات امنیتی محلی روبه‌رو شد اما گروه امداد اقدامات مؤثری در کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان انجام داد. حضور و کمک‌رسانی دو ماهه‌ی آیت‌الله خامنه‌ای در فردوس فرصتی پدید آورد تا با مشکلات مردم زلزله‌زده از نزدیک آشنا شود و با آنان مأنوس گردد و در مجالس و منابر و همچنین هیئتهای مذهبی، پیام نهضت اسلامی را برای مردم آن سامان تبیین کند. این فعالیت‌ها حساسیت شهربانی و ساواک خراسان را برانگیخت و به اقامتش در فردوس پایان داده شد[۵۶] . او در اواخر دی‌ماه همان سال به قصد زیارت عتبات عالیات و دیدار با امام خمینی (ره) اقدام کرد اما با مخالفت و ممانعت ساواک روبه‌رو شد. این محدودیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت و وی ممنوع‌الخروج بود. [۵۷]



 محکومیت به شش ماه حبس
آیت‌الله خامنه‌ای به اتهام عضویت در گروه یازده نفره به شش ماه زندان محکوم گردید. به دنبال انتشار این خبر در روزنامه‌ی کیهان و احضار آیت‌الله خامنه‌ای به دادگاه تجدید نظر، وی پس از مشورت با عده‌ای از علمای مشهد از حضور در دادگاه خودداری ورزید[۵۸] . او با آنکه تحت پیگرد بود با برخی از روحانیون مبارز ازجمله سید محمود طالقانی، سید محمدرضا سعیدی، محمدجواد باهنر، محمدرضا مهدوی‌کنی، مرتضی مطهری، اکبر هاشمی رفسنجانی و فضلالله محلاتی در مشهد و تهران ارتباط داشت و به رغم اقامت در مشهد در بسیاری از جلسات علما و روحانیون مبارز تهران حضور می‌یافت[۵۹] . او با تشکیل جلساتی با حضور عده‌ای از روحانیون درباره‌ی اعزام روحانیون و طلاب به روستاهای اطراف مشهد تصمیم‌گیری و اقدام میکرد[۶۰] .


آیت‌الله خامنه‌ای با نگاه عقیدتی به نهضت اسلامی و پرورش فکری مردم برآن مبنا، مبارزات خود را ادامه داد. او با برگزاری جلسات تفسیر برای طلاب علوم دینی و دانشجویان و ایراد سخنرانی برای اقشار مختلف مردم می‌کوشید مبانی دینی ـ اعتقادی آنان را تقویت نماید. او معتقد بود تحقق آرمانهای اسلامی در بستری از کوششهای فرهنگی ممکن است و خیزشهای مردمی جز با گسترش آگاهی و دانایی محقق نخواهد شد. جریان روشنفکری جریان فعال و مبارز در دانشگاهها تلقی می‌شد. این رویکرد را در واکنش به فعالیتهای جریانهای سیاسی معتقد به تفکر مارکسیستی، ضروری می‌دانست. در این زمینه فعالیتهای علمی و جلساتی را با شرکت مبارزان و متفکران اسلامی در سال ۱۳۴۸ برگزار کرد[۶۱] .

 سخنرانی‌ها در حسینیه ارشاد و مسجد الجواد تهران
آیت‌الله خامنه‌ای با بسیاری از روشنفکران و کانونهای روشنفکری مشهور در عرصه‌ی مبارزه نیز ارتباط و همکاری داشت. وی در سال ۱۳۴۸ به منظور تبیین مباحث تأثیرگذار در روند مبارزه به ایراد سخنرانیهایی در برخی مراکز فعال سیاسی ـ اسلامی در تهران از جمله حسینیه‌ی ارشاد و مسجد الجواد تهران دعوت شد[۶۲] . سخنرانیهای وی در حسینیه‌ی ارشاد که در اواخر سال ۱۳۴۸ و به دنبال دعوت آیت‌الله مرتضی مطهری از وی صورت گرفت و نیز سخنرانی در مسجد الجواد تهران، به دعوت انجمن اسلامی مهندسین، تأثیر زیادی در روشنگری نسل جوان، به ویژه دانشجویان و دانش‌آموزان داشت[۶۳] . آیت‌الله خامنه‌ای در بهار ۱۳۴۹ در جهت عمق بخشیدن به روند نهضت اسلامی و تقویت بن‌مایه‌های عقیدتی مبارزه با رژیم پهلوی، سلسله جلساتی را پایه‌گذاری کرد که در آن ایده‌ی مبارزاتی خود مبنی بر تدوین جهانبینی و ایدئولوژی اسلامی را با دعوت از افرادی چون مرتضی مطهری، سید محمود طالقانی، سید ابوالفضل زنجانی، مهدی بازرگان، اکبر هاشمی رفسنجانی، یدالله سحابی، عباس شیبانی و کاظم سامی به بحث و بررسی گذاشت. این سلسله‌جلسات به تدوین جهان‌بینی و ایدئولوژی اسلامی انجامید[۶۴] .


 چهارمین بازداشت
با درگذشت آیت‌الله سید محسن حکیم در خرداد ۱۳۴۹ بحث مرجعیت که در گذشته پس از رحلت آیت‌الله بروجردی مطرح شده بود، به صورت جدی در جامعه مطرح گردید و در این میان آیت‌الله خامنه‌ای ضمن گرامی‌داشت مقام فقهی و علمی آیت‌الله حکیم و ارسال پیامهای تسلیت به برخی از علما، تلاش مضاعفی برای تحکیم مرجعیت امام خمینی به عنوان مرجع تقلید اعلم انجام داد. در همان ایام و به دنبال شهادت آیت‌الله سید محمدرضا سعیدی در ۲۰ خرداد ۱۳۴۹ توسط ساواک که از مهم‌ترین مروجین امام خمینی در آن مقطع بود، تلاش کرد به همراه شمار دیگری از مبارزان ضمن هدایت واکنشهای مردمی در اعتراض به شهادت وی، از موقعیت پدید آمده به نفع مبارزه بهره ببرد. بر اثر جریان‌سازی وی در این برهه بود که عده‌ای از طلاب علوم دینی به تهیه و انتشار اعلامیه‌هایی در حمایت از امام خمینی و انتقاد از رژیم و ساواک اقدام کردند[۶۵] . به دنبال آن و با گسترش دامنه‌ی اعتراضات و مبارزات [۶۶] ساواک مشهد در ۲ مهر ۱۳۴۹ دستگیر و مدتی در زندان لشکر خراسان ـ تنها زندان امنیتی مشهد ـ بازداشت کرد[۶۷] . در محرم ۱۳۹۱/ اسفند ۱۳۴۹ با آنکه نام آیت‌الله خامنه‌ای در فهرست واعظان ممنوع‌المنبر ساواک قرار گرفته بود وی سخنرانیهایی در هیئت انصارالحسین تهران ایراد کرد[۶۸] . آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۵۰ به دعوت آیت‌الله طالقانی سخنرانی‌هایی در مسجد هدایت تهران، که کانون توجه دانشجویان و جوانان مبارز بود، ایراد کرد[۶۹] .



 سه مرتبه بازداشت در سال ۱۳۵۰
در پی تحریم جشنهای ۲۵۰۰ ساله از سوی امام خمینی[۷۰] ساواک مراقبتهای شدیدی نسبت به فعالیت روحانیون مبارز در پیش گرفت. بر این اساس وی در مرداد ۱۳۵۰ به ساواک مشهد احضار و مدتی در زندان لشکر خراسان بازداشت شد[۷۱] . او پس از آزادی، فعالیتهای خود را ادامه داد و در همان سال دو بار دیگر نیز بازداشت شد؛ یکی در آبان ۱۳۵۰ که به بازداشت کوتاه‌مدت وی در زندان لشکر خراسان انجامید. دیگری در ۲۱ آذر همان سال که به اتهام اقدام برضد امنیت داخلی به سه ماه حبس محکوم گردید[۷۲] .

 ادامه جلسات درس در تهران، مشهد و نیشابور
وی پس از آزادی، فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی خود را گسترش داد و بارها در جلسات هیئت انصارالحسین و مسجد نارمک تهران حضور یافت و سخنرانیهایی در موضوعات دینی و سیاسی ایراد کرد. جلسات درس و تفسیر او در مدرسه‌ی میرزاجعفر و مسجد امام حسن (ع) و مسجد قبله و نیز در منزلش در مشهد ادامه داشت. مخاطب او در این جلسات دانش‌آموزان، دانشجویان، طلاب جوان و گروههایی از اقشار مختلف مردم بودند که وی آنان را با تفکر اسلام انقلابی و سیاسی آشنا می‌ساخت. عده زیادی از مخاطبان جلسات و شاگردان او بعدها در اوج مبارزات در نقاط مختلف کشور به آگاهی‌بخشی پرداختند. گزارشهای جلسات سخنرانی و درس او بارها از سوی مأموران امنیتی منعکس شده است. از نظر ساواک، افرادی چون آیت‌الله خامنه‌ای از مدرسان روشنفکر و انقلابی حوزه‌های علمیه تلقی می‌شدند که ضمن داشتن ارتباط با دانشجویان و جوانان، مروج اندیشه‌های مبارزاتی امام خمینی و خواستار آگاه ساختن طلاب علوم دینی به مسائل سیاسی و اجتماعی بودند[۷۳] .
آیت‌الله خامنه‌ای در فروردین ۱۳۵۲ برای تبلیغ عازم نیشابور شد و در مساجد آن شهر سلسله‌جلسات درس اصول عقاید را، که هفته‌ای یک بار در روزهای سه‌شنبه برگزار می‌شد، دایر کرد[۷۴] . در خرداد ۱۳۵۲ ساواک جلسات تفسیرش در مسجد امام حسن (ع) و منزلش را تعطیل کرد[۷۵] . آیت‌الله خامنه‌ای در آذر ۱۳۵۲ محل اقامه‌ی نماز جماعت و جلسات تفسیر خود را به دعوت بانی و واقف مسجد کرامت، به آن مسجد انتقال داد و مسجد یادشده را به کانون فعالیت دانشجویان و طلاب جوان تبدیل کرد[۷۶] . ساواک مشهد در واکنش به فعالیتهای سیاسی گسترده‌ی او، او را از اقامه‌ی نماز جماعت در آن مسجد باز داشت[۷۷] .

 زندان ششم؛ سخت‌ترین دوره حبس
در آبان ۱۳۵۳ به دعوت آیت‌الله محمد مفتح، امام جماعت مسجد جاوید تهران، که در آن ایام ممنوع‌المنبر شده بود، در آن مسجد به سخنرانی پرداخت. در پی آن ساواک به دستگیری آیت‌الله مفتح و تعطیلی مسجد جاوید به عنوان یکی از کانونهای مهم مبارزه اقدام کرد[۷۸] . به دنبال آن، منزل آیت‌الله خامنه‌ای هم در آذر ماه همان سال مورد بازرسی ساواک قرار گرفت. ساواک علت بازرسی را، اظهارات وی در جلسه‌ای خصوصی درباره‌ی ضرورت ایجاد جمعیتی برای سامان‌دهی مبارزه و استفاده از فرصتها برای پیشبرد اهداف نهضت اسلامی در مشهد اعلام نمود[۷۹] . در نهایت آیت‌الله خامنه‌ای در دی ۱۳۵۳ برای ششمین بار دستگیر و این بار به زندان کمیته‌ی مشترک ضدخرابکاری در تهران منتقل گردید[۸۰] و به گفته خود دشوارترین و سخت‌ترین وضعیت‌ حبس خود را تجربه کرد.او در حبس، اجازه‌ی ملاقات نداشت و از وضعیت و محل حبس او اطلاعی به خانواده‌اش نیز داده نشده بود[۸۱] .

 فعالیت‌های منجر به تبعید
او در ۲ شهریور ۱۳۵۴ از زندان آزاد شد، اما تحت مراقبت مأموران امنیتی بود و اقامه‌ی جماعت، سخنرانی، تدریس و جلسات تفسیر وی حتی در منزلش ممنوع شده بود[۸۲] . اما او به‌رغم همه‌ی محدودیتهای سیاسی و امنیتی جلسات تفسیر و فعالیتها و اقدامات روشنگرانه‌ی انقلابی خود را به صورت مخفیانه پیگرفت و پرداخت شهریه‌ی امام خمینی به طلاب علوم دینی را نیز ادامه داد[۸۳] . در اواخر سال ۱۳۵۴ مخفیانه کتاب طرح کلی اندیشه‌ی اسلامی در قرآن را با نام مستعار سیدعلی حسینی منتشر کرد. او در خرداد ۱۳۵۵، به دنبال وقوع سیل در قوچان، گروهی را تشکیل داد که از مشهد برای کمکرسانی به مردم سیل‌زده به آن شهر اعزام شده و با استقرار در مدرسه‌ی عوضیه‌ی آن شهر به امدادرسانی پرداختند[۸۴] .
در اسناد ساواک گزارش‌هایی درباره‌ی فعالیتهای سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای و پدرش در اواخر سال ۱۳۵۵ در مشهد وجود دارد که به طرف‌داری از امام خمینی و تبلیغ نهضت اسلامی پرداخته‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای در محرم ۱۳۹۶/دی ۱۳۵۵ سخنرانیهایی علیه رژیم ایراد کرد و ضمن برگزاری سلسله‌جلسات مباحثه درباره‌ی تبیین فضای فکری ـ فرهنگی، به‌ویژه برای دانشجویان و جوانان[۸۵] و نیز حضور در جلسات علما و روحانیون تهران روند مبارزه را شدت بخشید[۸۶] . از سوی دیگر، ساواک هم می‌کوشید برای به دست آوردن مستنداتی علیه او و مبارزان دیگر در آن جلسات نفوذ کند[۸۷] . به دنبال درگذشت علی شریعتی در لندن در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ آیت‌الله خامنه‌ای در بزرگداشت و مراسم ترحیم وی حضور داشت. این حضور او به دلیل آشنایی و ارتباط دیرینه‌اش با شریعتی و پدرش بود[۸۸] .



 تبعید به ایرانشهر
به دنبال درگذشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی در اول آبان ۱۳۵۶ در نجف اشرف، آیت‌الله خامنه‌ای به همراه برخی از مبارزان مراسم ختمی در ۶ آبان در مسجد ملاهاشم برپا کرد[۸۹] . همان ایام به همراه عده‌ای از علمای مشهد تلگرام تسلیتی به امام خمینی در نجف مخابره کردند[۹۰] . با درگذشت آیت‌الله سید مصطفی خمینی و تحولاتی که در پی آن پدید آمد، نهضت اسلامی وارد مرحله‌ی نهایی خود شد و حرکتهای جدی برای پیروزی انقلاب آغاز گردید.




رژیم پهلوی هم در واکنش به این فعالیتها، به‌رغم اعلام سیاست فضای باز سیاسی، با سرکوب و خفقان فعالیتهای مبارزان را محدودتر کرد. به دنبال اجرای این سیاست، برخی از مبارزان سرشناس به تبعید محکوم شدند که آیت‌الله خامنه‌ای هم در زمره‌ی آنان بود. او از سوی کمیسیون امنیت اجتماعی خراسان به سه سال تبعید در ایرانشهر محکوم گردید[۹۱] و مأموران ساواک در ۲۳ آذر ۱۳۵۶ به منزل او یورش برده و او را دستگیر و به ایرانشهر انتقال دادند. هدف رژیم از این اقدام، قطع ارتباط او با مردم و مبارزان و به دنبال آن، عدم توفیق وی در امر مبارزه و افشاگری علیه حکومت بود[۹۲] . اما وی به علت تعامل با اهل تسنن اشتهار و محبوبیتی در میان مردم ایرانشهر یافت و با بهره‌گیری از این فرصتها پیام انقلاب را به مردم دورترین نقاط کشور رساند[۹۳] . سخنرانیهای او در مسجد آل‌رسول ایرانشهر و رفت و آمد علما و روحانیون مبارز، نیروهای انقلابی و اقشار مختلف مردم به منزل او، عوامل امنیتی را بر آن داشت که فعالیتهای او را محدود سازند و از رفت و آمد مردم ممانعت به‌عمل آورند[۹۴] .



او در ۱۹ فروردین ۱۳۵۷ در پی کشتار مردم در یزد، در نامه‌ای به آیت‌الله محمد صدوقی این اقدام وحشیانه‌ی رژیم پهلوی را محکوم کرد و ضمن ترغیب مردم به ادامه‌ی مبارزه، یاد شهدای آن حادثه را گرامی داشت[۹۵] . این نامه به صورت اعلامیه در سراسر کشور پخش گردید[۹۶] .

وقوع سیل در ایرانشهر در ۱۱ تیر۱۳۵۷ موقعیتی فراهم آورد تا آیت‌الله خامنه‌ای با توجه به تجربیات پیشینش، مدیریت تنها گروه امدادی را عهده‌دار شود. وی با هماهنگی‌هایی که با روحانیون شهرهای مختلف از جمله یزد و مشهد داشت، توانست کمکهای مردمی را از اقصا نقاط ایران جذب و در بین سیل‌زده‌ها تقسیم کند[۹۷] .




آیت‌الله خامنه‌ای در دوران تبعید ارتباط خود را با مبارزان و علمای تراز اول مبارزه در شهرهای ایران حفظ کرد و پیوسته مکاتباتی درباره‌ی نهضت اسلامی با آنان داشت و از این طریق در جریان بسیاری از حوادث و رخدادها قرار می‌گرفت و با نامه‌نگاریهای گوناگون در بسیاری از تصمیم‌گیریهای جمعی علما مشارکت می‌کرد.



 تبعید به جیرفت
با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در آستانه‌ی ماه رمضان، ۲۸ شعبان ۱۳۹۸/ ۲۸ تیر۱۳۵۷، شماری از طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی مشهد به ادامه‌ی تبعید آیت‌الله خامنه‌ای اعتراض و خواستار بازگشت وی به مشهد شدند که به دخالت مأموران انتظامی انجامید[۹۸] . گسترش فعالیتهای انقلابی و مردمی آیت‌الله خامنه‌ای در راستای جهت‌دهی و سامان‌دهی مبارزه در ایرانشهر و مناطق و شهرهای اطراف از یک سو، و محبوبیت و نفوذ روزافزون وی در میان اقشار مختلف مردم آن سامان از سوی دیگر، مقامات امنیتی را بر آن داشت تا محل تبعید وی را به جیرفت که در مقایسه با ایرانشهر دورافتاده و دارای محدودیت‌های بیشتری بود، تغییر دهند. لذا وی در ۲۲ مرداد به جیرفت انتقال یافت[۹۹] .




مبارزات سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای در جیرفت هم متوقف نماند و او از همان آغاز ورود به آن شهر با سخنرانی در مسجد جامع به افشاگری علیه حکومت پهلوی پرداخت. یکی از سخنرانیها، که در ۱۵ شهریور ۱۳۵۷ صورت گرفت، به برپایی تظاهرات و سردادن شعارهای انقلابی توسط مردم منجر شد[۱۰۰] . این اتفاق زمانی روی داد که هنوز تظاهرات و راهپیمایی در شهرهای کوچک معمول نشده بود. او در شمار روحانیون تبعیدی‌ای بود که در نامه‌ای به آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب، ضمن تشریح حوادث کشور و ذکر جنایات رژیم پهلوی در شیراز، مشهد، اصفهان و جهرم راهکارهایی را برای تداوم نهضت اسلامی تا سرنگونی حکومت پهلوی ارائه دادند[۱۰۱] . وی در این دوره، مخفیانه عازم کهنوج شده، سخنرانیهای افشاگرانه‌ای ایراد کرد[۱۰۲] .



 بازگشت به مشهد
با گسترش مبارزات مردمی و ازهم‌گسیختگی ارکان رژیم و ناتوانی آن در مهار روند انقلاب، آیت‌الله خامنه‌ای در اول مهر ۱۳۵۷ از جیرفت به مشهد مراجعت کرد و در آنجا فعالیت‌های خود را در امر سامان‌دهی امور انقلاب و تشدید روند مبارزه و پیگیری مسائل گوناگون نهضت ادامه داد[۱۰۳] . در ایام اقامت امام خمینی در فرانسه، با ارسال تلگرامی به همراه برخی از روحانیون مبارز مشهد، اقامت موقت امام در فرانسه را عاملی برای پدید آمدن موجی از امید و تصمیم و قاطعیت در دل مردم و نشانی از عزم و اراده‌ی راسخ امام در راه نجات امت مسلمان ایران عنوان کرده و از ایشان تقاضا کردند دستورات لازم را برای ادامه‌ی مبارزه صادر کند. در پایان نیز خواستار بازگشت امام خمینی به ایران شدند[۱۰۴] .



فعالیتهای مبارزاتی آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد در مدت اندکی شتاب بیشتری به خود گرفت و او ضمن سازمان‌دهی حرکتها و تظاهرات مردمی، سخنرانیهای افشاگرانه‌ای را در اجتماعات مردم مشهد ایراد کرد[۱۰۵] . در عین ‌حال با بیت امام و دیگر مبارزان در ارتباط و مشورت دائم بود. پیرو همین ارتباط بود که سید احمد خمینی در ۱۰ آبان ۱۳۵۷ از پاریس با آیت‌الله صدوقی تماس گرفت و تمایل امام خمینی برای ملاقات با وی و آیت‌الله خامنه‌ای را اعلام کرد[۱۰۶] . آیت‌الله خامنه‌ای در شمار روحانیونی بود که با سخنرانی در ورزشگاه سعدآباد مشهد در اجتماع بزرگ فرهنگیان آن شهر خواستار بازگشت امام خمینی و تشکیل حکومت اسلامی شد[۱۰۷] . او در آخرین روزهای آبان همراه با سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد با عزیمت به شهرستانهای قوچان، شیروان و بجنورد و برپایی جلسات سخنرانی به تقویت جریان انقلاب در آن شهرها همت گماشت. فعالیتهای روزافزون و تأثیرگذار آیت‌الله خامنه‌ای در مشهد، مقامات امنیتی رژیم پهلوی را بر آن داشت که ایشان را دستگیر نمایند. در گزارشهای ساواک از آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان یکی از پرچمداران برجسته‌ی انقلاب در خراسان نام برده شده است[۱۰۸] .




 سخنرانی عاشورای ۵۷ در حرم امام رضا
وی در ۱۹ و ۲۰ آذر ۱۳۵۷ هم‌زمان با تاسوعا و عاشورای حسینی سخنرانی پرشوری در اجتماع بزرگ راه‌پیمایان مشهد ایراد کرد و خطبه‌ی شب عاشورا را در حرم مطهر امام‌رضا (ع) به نام امام خمینی خواند و با این اقدام انقلابی تابوی سنتی حکومت پهلوی را که تا پیش از آن، مراسم مذکور را به صورت تشریفاتی و با دعا برای محمدرضا پهلوی اجرا می‌کرد، در هم شکست[۱۰۹] . همچنین او در روز عاشورا تظاهرات عظیم مردم مشهد را سامان‌دهی کرد و در اجتماع بزرگ آنان به سخنرانی پرداخت[۱۱۰] . وی در شمار روحانیونی بود که در ۲۴ آذر در اعتراض به حمله‌ی مأمورین رژیم پهلوی به بیمارستان شاهرضای مشهد (امام رضا (ع) کنونی) برنامه‌ی تحصن در بیمارستان مزبور را مطرح کرد[۱۱۱] . در مسیر حرکت آنان برای تحصن بسیاری از مردم نیز به آنان پیوستند و در شمار متحصنین قرار گرفتند[۱۱۲] . متحصنین با صدور اعلامیه‌ای ضمن تشریح جنایات عوامل حکومت پهلوی، مجازات آنان را خواستار شدند[۱۱۳] و بر سرنگونی حکومت پهلوی و بازگشت امام خمینی تأکید کردند. این اقدام آنان بازتاب گستردهای یافت و اعلامیه‌های متعددی در همبستگی و حمایت از آنها در سراسر ایران منتشر شد[۱۱۴] .




 تظاهرات ۹ دی ۵۷ مشهد
آیت‌الله خامنه‌ای در ۹ دی ۱۳۵۷ به همراه عده‌ای از علمای مبارز مشهد پیشاپیش جمعیت انبوهی از مردم به منظور همراه ساختن کارکنان استانداری خراسان با جریان انقلاب به سوی ساختمان استانداری حرکت کردند. اما علیرغم تلاشهای مسالمت‌آمیز آنها نیروهای انتظامی مستقر در استانداری به سوی مردم آتش گشودند. به دنبال آن جمعیت تظاهرکننده به خیابانها ریخته و برخی ساختمانها و مراکز دولتی را به آتش کشیدند. شب حادثه، علمای مشهد از جمله آیت‌الله خامنه‌ای با تشکیل جلسه‌ای کوشیدند مانع درگیری و کشتار بیشتر مردم در روز بعد بشوند، ولی عوامل رژیم پهلوی با قتل‌عام مردم تظاهرکننده فاجعه‌ی یکشنبه‌ی خونین ۱۰ دی ۱۳۵۷ را به بار آوردند[۱۱۵] . به دنبال وقوع این حوادث، آیت‌الله خامنه‌ای به همراه عده‌ای از روحانیون مبارز مشهد در محکومیت این حادثه و تداوم نهضت اعلامیه‌ای صادر کردند[۱۱۶] .



 عضویت در شورای انقلاب
با شتاب گرفتن روند فروپاشی حکومت پهلوی و نمایان شدن نشانه‌های پیروزی نهایی نهضت اسلامی، امام خمینی در ۲۲ دی ۱۳۵۷ فرمان تشکیل شورای انقلاب اسلامی را صادر کردند[۱۱۷] . آیت‌الله خامنه‌ای که از سوی امام به عضویت آن شورا انتخاب شده بودند با نقش محوری که در تحولات انقلاب اسلامی در مشهد داشت، این شهر را ترک و در اواخر دی ۱۳۵۷ به تهران آمد و در مدرسه‌ی رفاه مستقر شد و همگام با دیگر مبارزان، به‌ویژه آیات بهشتی، مطهری و مفتح برای تدارک مرحله‌ی نهایی پیروزی انقلاب اسلامی و برنامه‌ریزی برای آینده، نقش فعالی برعهده گرفت[۱۱۸] . پس از تشکیل کمیته‌ی استقبال از امام خمینی توسط شورای انقلاب اسلامی[۱۱۹] مسئولیت کمیته‌ی تبلیغات آن را عهده‌دار شد.پ



 تحصن در مسجد دانشگاه تهران
به دنبال بسته شدن فرودگاههای کشور به دستور بختیار و ممانعت از بازگشت امام خمینی به ایران، آیت‌الله خامنه‌ای به همراه آیت‌الله بهشتی و چند تن از روحانیون مبارز سرشناس در اعتراض به این اقدام دولت، در مسجد دانشگاه تهران تحصن عظیمی را سامان‌دهی کردند که با پیوستن سایر علما، دانشگاهیان و مردم ابعاد وسیعی به خود گرفت[۱۲۰].



شب قبل از آغاز تحصن، آیت‌الله بهشتی در بهشت‌زهرا سخنرانی کرد و آیت‌الله خامنه‌ای قطعنامه‌ای را که خود تهیه کرده بود برای مردم قرائت نمود و با این برنامه تحصن روز بعد در مسجد دانشگاه تهران قطعیت یافت. آیت‌الله خامنه‌ای در طول تحصن با تشکیل ستادی و با مشارکت برخی از مبارزین متحصن به اقداماتی دست زدند که عمده‌ترین آنها انجام سخنرانی، انتشار اعلامیه و انتشار نشریه‌ای به نام «تحصن» بود[۱۲۱] . متحصنان در روز هشتم بهمن با صدور اعلامیه‌ای تأکید کردند تا باز شدن فرودگاهها به روی امام خمینی به تحصن خود ادامه خواهند داد[۱۲۲] . این تحصن که تا صبح روز ۱۲ بهمن ادامه یافت[۱۲۳] ، مسجد دانشگاه تهران را به کانونی تأثیرگذار در روند مبارزه تبدیل کرد.




در لحظه‌ی تاریخی ورود امام خمینی به میهن در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ آیت‌الله خامنه‌ای، به همراه علما، روحانیون و مبارزان اسلامی برای استقبال از امام خمینی در فرودگاه مهرآباد حضور یافت. در طول دهه‌ی فجر انقلاب اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای همواره در کنار امام خمینی بود و در بسیاری از امور به ایشان مشورت می‌داد و همچنین مسئولیت کمیته‌ی تبلیغات دفتر امام را با هدف مقابله با توطئه‌های خبری و تبلیغاتی مخالفان داخلی و خارجی حکومت اسلامی، مقابله با فرصت‌طلبی‌های احزاب و گروههای گوناگون سیاسی، تنظیم و انتشار اخبار و انتشار نشریه‌ای به نام «امام» بر عهده داشت. خود نیز چند مقاله نوشت و در آن نشریه منتشر کرد[۱۲۴] .

۲.۳. دهه‌ی اول انقلاب اسلامی: بهمن ۱۳۵۷ - خرداد ۱۳۶۸
۱.۲.۳. فعالیت‌های سیاسی


 شورای انقلاب
یکی از نخستین عرصه‌های نقش‌آفرینی آیت‌الله خامنه‌ای در روند تکون نظام جمهوری اسلامی، عضویت و فعالیت در شورای انقلاب بود. این شورا پس از مهاجرت امام خمینی به فرانسه در مهر۱۳۵۷ و ظهور نشانه‌های پیروزی انقلاب اسلامی و ورود نهضت اسلامی به مرحله‌ی انقلاب با نظر امام خمینی از اوایل آبان شکل گرفت و اعضای آن توسط امام خمینی به‌تدریج انتخاب شدند، اما به لحاظ رعایت ملاحظات مختلف به‌صورت رسمی در آستانه‌ی پیروزی انقلاب در ۲۲ دی ۱۳۵۷ اعلام گردید[۱۲۵] .



نخستین اعضای شورا آقایان مرتضی مطهری، سید محمد حسینی بهشتی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمدرضا مهدوی کنی، سیدعلی خامنه‌ای و محمدجواد باهنر و اکبر هاشمی رفسنجانی بودند. در ادامه کار شورا نیز افراد دیگری به عضویت آن درآمدند[۱۲۶] . آیت‌الله خامنه‌ای در اواخر دی ماه در این جلسات حضور پیدا کرد[۱۲۷] . شورا در این مقطع، تصمیم‌گیریهای مهم در مورد مبارزه را برعهده داشت. از جمله‌ی آنها مذاکره با مقامات حکومت پهلوی و مقامات کشورهای خارجی، از جمله آمریکا و نیز تشکیل کمیته‌ی استقبال از امام خمینی بود[۱۲۸] . اقدام مهم دیگر شورای انقلاب در مقطع قبل از پیروزی، معرفی مهدی بازرگان به عنوان رئیس دولت موقت به امام خمینی بود[۱۲۹] .


پس از پیروزی انقلاب آنچه برعهده شورای انقلاب قرار داشت عبارت بود از: قانون‌گذاری در غیاب قوه‌ی مقننه، انجام بخشی از وظایف قوه‌ی مجریه پس از ادغام دولت موقت و شورای انقلاب در تیر ۱۳۵۸ و انجام همه آن پس از استعفای دولت موقت در ۱۴ آبان ۱۳۵۸ تا پس از آن. در کنار این وظایف اصلی، مرجعی برای رفع معضلات و بحرانهای پیشِ رویِ نظام نوپای جمهوری اسلامی و مشاوره برای امام نیز بود[۱۳۰] . به رغم تغییر چندین‌باره ترکیب اعضای شورای انقلاب در ادوار چهارگانه‌ی آن تا پایان فعالیتش در ۲۹ تیر ۱۳۵۹ آیت‌الله خامنه‌ای عضو ثابت ان باقی ماند[۱۳۱] . ایستادگی در برابر نظرات و مواضع جهت‌دار اعضای موسوم به «لیبرال» شورا، هشدارهای مکرر نسبت به ضرورت جلوگیری از نفوذ اعضا و هواداران حزب توده ایران و دیگر احزاب و گروههای مخالف انقلاب اسلامی در ارتش و عرصه‌ی فرهنگ کشور از مواضع مهم وی در جلسات و تصمیمات شورا بود[۱۳۲] .



او معتقد بود که در شورای انقلاب باید از اقشار گوناگون جامعه نمایندهای حضور داشته باشد[۱۳۳] . مسائل کردستان، سیستان و بلوچستان و دیگر مناطق کشور و ضرورت حفظ وحدت از دیگر موضوعات مهم و مورد توجه وی در شورای انقلاب بود. او بر این عقیده بود که دولت موقت در قضیه کردستان ضعف نشان داده و باید آن را از راههای مختلف حل کرد و از سرایت آن به سایر مناطق قومی کشور جلوگیری نمود[۱۳۴] . در مورد منطقه‌ی سیستان و بلوچستان نیز براساس از تجربه‌ی حضورش در زمان تبعید و اطلاع از اوضاع سیاسی و اجتماعی آن منطقه، بر بهبود وضع اقتصادی و معیشتی مردم آن دیار تأکید داشت[۱۳۵] . در این زمینه در ۹ فروردین ۱۳۵۸ از سوی امام خمینی مأموریت یافت در رأس هیأتی عازم آن منطقه شود تا به خواستها و مشکلات مردم رسیدگی و در مورد وضعیت آن منطقه گزارشی تهیه کند[۱۳۶] . در این سفر، افزون بر مأموریت یادشده، با برخی از سران و متنفذین محلی منطقه دیدار و سیاستهای نظام جمهوری اسلامی را برای آنها تشریح و تبیین کرد.



حمایت از تأسیس و تقویت نهادهای انقلابی و مردمی چون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جهاد سازندگی از دیگر مواضع اصولی وی در شورای انقلاب بود[۱۳۷] .



 معاونت شهید چمران
با ادغام دولت موقت و شورای انقلاب در آخر تیر ۱۳۵۸ برخی اعضای شورای انقلاب از سوی آن شورا به برخی از وزارتخانه‌های حساس راه یافتند و از آن جمله آیت‌الله خامنه‌ای به معاونت امور انقلاب وزارت دفاع انتخاب گردید. در این زمان دکتر مصطفی چمران وزیر دفاع بود[۱۳۸] . همچنین در جریان ادغام شورای انقلاب و دولت موقت که با هدف تمرکز بیشتر در قوه‌ی مجریه صورت گرفت ایشان به عضویت کمیسیون وزرای امنیتی که سرپرستی و مسئولیت کلیه‌ی امور انتظامی، نظامی و امنیتی، از جمله بحران‌های گنبد، کردستان و خوزستان و مقابله با اقدامات احزاب و گروههای ضدانقلاب را بر عهده داشت، انتخاب گردید[۱۳۹] .



 سرپرستی سپاه پاسداران
از دیگر مأموریت‌های وی از طرف شورای انقلاب، مسئولیت مرکز اسناد و نیز سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ۳ آذر ۱۳۵۸ بود[۱۴۰] . وی قبل از این نیز به نمایندگی از سوی شورای انقلاب در برخی جلسات سپاه پاسداران شرکت می‌کرد. علت انتخاب او به سرپرستی سپاه، باقی ماندن پاره‌ای اختلافات در بدنه و سازمان سپاه بود که در ماههای پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفته بود و با تلاشهای میانجیگرانه به نتیجه نرسیده بود[۱۴۱] . وی که از حامیان نیروهای نظامی مردمی، به‌ویژه سپاه بود، در مدت حضور در رأس آن نیرو سعی کرد علاوه بر رفع اختلافات موجود، سازمان مناسبی بدان بدهد. او در ۵ اسفند ۱۳۵۸ از مسئولیت سرپرستی سپاه به دلیل نامزدی در انتخابات نخستین دورۀ مجلس شورای اسلامی استعفا داد[۱۴۲] .



 تاسیس حزب جمهوری اسلامی
آیت‌الله خامنه‌ای در ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن، هم‌زمان با حضور مؤثر در شورای انقلاب و تمشیت امور انقلاب در دوره‌ی گذار[۱۴۳] ، به‌همراه سید محمد حسینی بهشتی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی و محمدجواد باهنر برای ایجاد تشکلی انقلابی فعالیت می‌کرد[۱۴۴] . این تشکل با نام حزب جمهوری اسلامی در ۲۹ بهمن ۱۳۵۷ رسماٌ اعلام موجودیت کرد اما پایه‌های تأسیس آن به جلساتی در مشهد در تابستان ۱۳۵۶ بر می‌گردد که در آن برخی از مبارزان از جمله مؤسسین بعدی حزب جمهوری اسلامی در صدد تشکیل مجمع و سازمان متشکلی برای فعالیت بر ضد حکومت پهلوی و توسعه اندیشه‌ی اسلامی بودند[۱۴۵] . بر این مبنا حزب در دوره فعالیت غیررسمی خود در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب نقش مؤثری در برگزاری اجتماعات و سخنرانیها بر عهده داشت که فعالیت آیت‌الله خامنه‌ای در این زمینه قابل ملاحظه بود[۱۴۶] .

از دلایل تأسیس حزب جمهوری اسلامی می‌توان به پرکردن خلاء ناشی از فقدان تشکیلات منظم و روزآمد برای صیانت و حمایت از نظام نوپای جمهوری اسلامی، کمک به تداوم انقلاب و حفظ یکپارچگی و حضور مردم در صحنه، پی‌ریزی بنیانهای اساسی نظام جمهوری اسلامی، صیانت از محوریت نقش‌آفرینی امام خمینی در دوران پس از انقلاب، تعمیق اندیشه‌ی اصیل اسلامی در اذهان مردم، هدایت لحظه به لحظه‌ی سیاسی مردم، کمک برای تأمین نیروی انسانی دستگاه‌های اجرایی برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی، موضع‌گیری صریح و صادقانه در برابر ترفندها و فریبهای دشمنان داخلی و خارجی اشاره کرد[۱۴۷] . وی از تهیه‌کنندگان مرامنامه‌ی حزب بود. در تقسیم‌بندی وظایف اعضا نیز وظیفه‌ی تبلیغات حزب را برعهده گرفت[۱۴۸] . ایشان عضو مؤسس و عضو شورای مرکزی حزب بود و در مجموع در دوره‌ی تأسیس حزب بیشتر نقش تبیینی ایفا کرد و مواضع حزب را به صورت گفتارها و جزوه‌هایی ارائه نمود. او در تأسیس شعبه‌ی حزب در مشهد نقش داشت و دفتر آن شعبه را در ۲۶ اسفند ۱۳۵۷ افتتاح کرد.

 دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی
پس از آیت‌الله بهشتی و دکتر باهنر ـ اولین و دومین دبیرکل حزب ـ آیت‌الله خامنه‌ای در شهریور ۱۳۶۰ از سوی شورای مرکزی حزب به عنوان سومین دبیرکل حزب انتخاب شد[۱۴۹] . در سالهای پس از پیروزی انقلاب تا زمان تثبیت نظام جمهوری اسلامی در دهه‌ی ۱۳۶۰، حزب جمهوری اسلامی به مثابه رکن مهمی از حاکمیت خارج از ساختار سیاسی رسمی فعالیت می‌کرد و مقوم پایه‌های نظام جمهوری اسلامی بود[۱۵۰] .

ایشان حزب جمهوری اسلامی را نهادی ضروری جهت حفاظت از کلیت نظام نوپای جمهوری اسلامی می‌دانستند. نخستین کنگره‌ی حزب در اردیبهشت ۱۳۶۲ برگزار و آیت‌الله خامنه‌ای برای دومین بار به دبیرکلی حزب و عضویت شورای مرکزی[۱۵۱] و شورای داوری حزب[۱۵۲] انتخاب شد. وی در طول دوران ریاست جمهوری در جلسه‌های حزب جمهوری اسلامی در تهران و شهرستانها شرکت می‌کرد و ضمن تبیین مأموریتها و اهداف حزب، به پرسشهای دفاتر، شعب و اعضای حزب پاسخ می‌داد[۱۵۳] .

ایشان هم‌زمان با دوره‌ی دوم ریاست جمهوری نیز دبیرکلی حزب جمهوری اسلامی را بر عهده داشت. در این دوره فعالیتهای حزب به دلایل مختلف، از جمله: رفع بحرانهای سالهای اولیه‌ی انقلاب، تأسیس نهادها و سازمانهای مورد نیاز جمهوری اسلامی که حزب در تأسیس، تقویت و رشد آنها نقش مؤثری داشت، اشتغال شخصیت‌های محوری حزب از جمله آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی‌ رفسنجانی در مشاغل مهم نظام در کنار فقدان برخی از بنیانگذاران مؤثر آن، نارضایتی امام خمینی از تبدیل حزب از عامل وحدت‌بخش به عامل تفرقه و تشدید جناح‌بندیها در درون حزب، کاهش یافت و دیگر کارایی سالهای اولیه‌ی خود را نداشت[۱۵۴] . لذا آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی در اوایل خرداد ۱۳۶۶ با نگارش نامه‌ای به امام خمینی و ذکر دلایل یادشده، به ویژه پیدایش و تشدید جناح‌بندی در درون حزب و خطر آن برای وحدت و انسجام جامعه، خواستار تعطیلی فعالیتهای آن شدند[۱۵۵] . امام ‌خمینی نیز در ۱۱ خرداد ۱۳۶۶ با این درخواست موافقت کرد و متعاقب آن فعالیتهای حزب تعطیل شد[۱۵۶] .



 امامت جمعه‌ی تهران
امام خمینی در ۲۴ دی ۱۳۵۸ آیت‌الله خامنه‌ای را با اشاره به حسن سابقه و شایستگی در علم و عمل به امامت جمعه تهران منصوب کردند[۱۵۷] . ایشان نخستین نماز جمعه را در ۲۸ دی ۱۳۵۸ امامت کردند[۱۵۸] . از این تاریخ تا واقعه‌ی ۶ تیر۱۳۶۰ که در مسجد ابوذر تهران به ایشان سوء قصد و بر اثر آن به شدت مجروح گردیدند، به جز مقطع ۲۱ بهمن تا ۶ اسفند ۱۳۵۹ که در جریان سفری تبلیغی در هندوستان به سر میبرد، نماز جمعه‌ی تهران را اقامه کردند[۱۵۹] . پس از آن نیز همواره این سمت را بر عهده داشت.

مجموعه سیمای رهبری معظم انقلاب اسلامی

اقدام مهم و ابتکاری وی در مورد نماز جمعه، پیشنهاد برگزاری سمینارهای ائمه‌ی جمعه به منظور انسجام شبکه‌ی امامان جمعه در داخل کشور و جهان اسلام بود که پس از موافقت امام خمینی، نخستین سمینار در مدرسه‌ی فیضیه‌ی قم برگزار شد و پس از آن سمینارهای متعددی نیز برگزار شد[۱۶۰] . وی در خطبه‌های نماز جمعه به عنوان یک تریبون اثرگذار، مهم‌ترین و قاطع‌ترین مواضع اصولی و راهبردی نظام جمهوری اسلامی را ارائه کرده و همچنین، به تعمیق اندیشه دینی و بینش و بصیرت سیاسی جامعه پرداخته است. اهتمام به خطبه‌های عربی نیز که مخاطب آن مسلمانان جهان اسلام بود، از ویژگی‌های خطبه‌های ایشان بوده است.




 نمایندگی در مجلس شورای اسلامی
آیت‌الله خامنه‌ای پس از نامزدی برای انتخابات نخستین دوره قانون‌گذاری مجلس شورای اسلامی در اسفند ۱۳۵۸، از سوی ائتلاف بزرگ نیروهای خط امام شامل جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران، حزب جمهوری اسلامی و چندین سازمان و گروه اسلامی دیگر در انتخابات مجلس شورای اسلامی حمایت شد[۱۶۱] و از حوزه‌ی انتخابیه‌ی تهران وارد مجلس شد. در مجلس، عضو و رئیس کمیسیون امور دفاعی بود.



در مدت ریاست ایشان طرحها، لوایح و موضوعات متعددی در آن کمیسیون بررسی شد که از مهم‌ترین آنها می‌توان تأمین نیازمندیهای استخدامی سپاه پاسداران، ادغام سازمان بسیج مستضعفین در سپاه پاسداران، مسئله‌ی کردستان، مسائل مرزی، مسئله‌ی بلوچستان و سازمان‌دهی نوین ارتش را نام برد[۱۶۲] . از موضع‌گیریهای مهم وی در طول نمایندگی می‌توان به صحبت‌های مهم و مستند او در موافقت با طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر برای ریاست جمهوری اشاره کرد[۱۶۳] . با آغاز جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ و به سبب حضور در جبهه‌های جنگ، در جلسات مجلس شورای اسلامی کمتر حضور یافت و پس از جراحت شدید در ۶ تیر ۱۳۶۰ در موارد معدود در آن حاضر شد. با انتخاب به مقام ریاست جمهوری در مهر ۱۳۶۰ قوه‌ی مقننه را ترک گفت.

 حضور در دفاع مقدس
آیت‌الله خامنه‌ای از نخستین ساعات آغاز جنگ ایران و عراق، در تدبیر مسائل جنگ بصورت فعالانه به ایفای نقش پرداخت.


ساعاتی پس از شروع حمله به خاک کشورمان اولین اطلاعیه در مورد تجاوز ارتش بعث عراق به ایران را تهیه و از رادیو به اطلاع مردم رساند[۱۶۴] . در دومین روز شروع جنگ در جلسه‌ای که در ستاد مشترک ارتش برای بررسی چگونگی برخورد با تجاوز نظامی عراق تشکیل شد، حضور یافت. و آنگاه که قرار شد یک نفر از آنها برای بررسی مسئله به جبهه‌های جنگ برود، نخستین کسی که این پیشنهاد را پذیرفت آیت‌الله خامنه‌ای بود[۱۶۵] . در ۵ مهر ۱۳۵۹ پس از اجازه امام خمینی در کسوت یک نظامی، در جبهه‌های جنگ حضور یافت[۱۶۶] تا گزارشی از وضعیت جبهه‌ها و امکانات نیروهای ایرانی منطقه‌ی مورد تجاوز نیروهای عراقی تهیه نموده و به سازمان‌دهی نیروها برای مقابله با دشمن کمک کند[۱۶۷] . بر این اساس عازم جبهه جنوب شد و تا اواسط بهار سال ۱۳۶۰ در آن جبهه‌ استقرار داشت. پس از آن در جبهه غرب حاضر شد. ولی حضور جز برای اقامه نماز جمعه تهران، دیدار و گزارش به امام یا جلسات ضروری و سفرها و سخنرانی‌های لازم، مستمر بود[۱۶۸] .



وی در چندین عملیات نظامی و یا طراحی آن شرکت کرد. پشتیبانی و تأمین نیازهای تسلیحاتی و تدارکاتی نیروهای بسیجی و سپاهی از دیگر فعالیتهای ایشان در صحنه‌ی نبرد بود. بیشتر وقت وی در جبهه‌ها صرف هدایت، پشتیبانی و طراحی عملیات ستاد جنگهای نامنظم ــ که توسط مصطفی چمران تشکیل شده بود ــ می‌شد[۱۶۹] . از اقدامات ویژه‌ی این ستاد که آیت‌الله خامنه‌ای مستقیماً در آن نقش داشت، تشکیل گروههای نظامی مخصوص شکار تانک بود. در پشتیبانی از جبهه‌های خرمشهر، آبادان و سوسنگرد نقش مؤثری داشت و در تقویت نیروهای نظامی مردمی مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج و تهیه‌ی نیازمندیهای فنی و تجهیزاتی آنها نقش بسیاری ایفا نمود[۱۷۰] . از دیگر تلاش‌های ایشان ایجاد هماهنگی بین سپاه و ارتش در جبهه‌ها و عملیات نظامی بود[۱۷۱] .


 نمایندگی امام در شورای عالی دفاع
به فرمان امام خمینی در ۲۰ مهر ۱۳۵۹ شورای عالی دفاع عهده‌دار کلیه‌ی امور جنگ شد[۱۷۲] و آیت‌الله خامنه‌ای که براساس حکم امام در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۵۹ نماینده‌ی ایشان در این شورا[۱۷۳] و نیز سخنگوی آن بود[۱۷۴] . در این مدت مشاور امام خمینی در امور و مسائل جنگ نیز بود[۱۷۵] . وی معمولاً در پایان جلسه‌های شورای عالی دفاع درباره‌ی مباحث و تصمیمات شورا مصاحبه‌ی مطبوعاتی انجام می‌داد و تصمیمات شورا را به اطلاع مردم می‌رسانید[۱۷۶] .


 عملیات شکست حصر آبادان
در عملیات شکستن حصر آبادان[۱۷۷] حضور مستقیم داشت و در مورد خرمشهر نیز اعتقاد داشت که با اتخاذ تدابیر نظامی درست می‌توان از سقوط آن جلوگیری کرد. حتی در این زمینه نامه‌ای به ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور و فرمانده کل قوای وقت نوش

ت و هشدار داد که در صورت استقرار دو تیپ زرهی در اطراف سوسنگرد، می‌توان از سقوط شهر جلوگیری به عمل آورد. اما، بنی‌صدر به آن هشدار توجهی نکرد[۱۷۸] .

اندکی پس از آغاز جنگ گروهی از شخصیتها و سازمانهای بین‌المللی و نیز برخی از کشورها برای ایجاد صلح بین دو کشور، به فعالیت‌هایی دست زدند. آیت‌الله خامنه‌ای در این مورد اعتقاد داشت تا زمانی که عراق شروط اصلی ایران شامل عقب‌نشینی به مرزهای بین‌المللی، پرداخت خسارت و تنبیه متجاوز را نپذیرد، صلحی پدید نخواهد آمد و اگر عراق این شروط را نپذیرد آن را به زور از سرزمینهای خود بیرون می‌کنیم. همچنین معتقد بود که صلح تحمیلی بدتر از جنگ است[۱۷۹] . با وجود این تردد هیئتهای صلح را از این نظر که باعث روشن شدن ابعاد جنایات صدام حسین و نیروهای او علیه مردم ایران شد و به اثبات مظلومیت ایران و تجاوزگری صدام کمک می‌کرد، مفید می‌دانست[۱۸۰] .



 جنگ، مهمترین موضوع دوران ریاست جمهوری
در دو دوره‌ی ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای، جنگ در رأس امور و مهم‌ترین موضوع کشور بود. از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ تحولاتی در صحنه‌ی جنگ پیش‌ آمد و در مجموع موازنه در جبهه‌های جنگ به سود ایران تغییر یافت. نیروهای عراقی از بیشتر سرزمین‌های اشغال‌شده بیرون رانده شدند و با وحدت‌نظر مسئولان ارشد کشور ازجمله آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رئیس شورای عالی دفاع سلسله عملیات‌های نظامی، طراحی و اجرا شد. هم‌زمان با آن تحولات، حضور دیپلماتیک ایران در عرصه‌ی بین‌المللی نیز بیشتر و فعال‌تر شد.


ایشان طی هفت سال از مجموع هشت سال دوران ریاست جمهوری خود که مقارن با جنگ بود، بخش زیادی از مذاکرات خارجی خود را به مذاکره با هیئتهای حسن‌نیت صلح که از سوی سازمانهای بین‌المللی، اسلامی و منطقه‌ای و یا با شخصیتهای مهم بین‌المللی و منطقه‌ای که مأموریت میانجی‌گری داشتند، اختصاص دادند. در دوره ریاست جمهوری به دلیل مخالفت امام با حضور در جبهه‌های جنگ، به برخی حضورها و بازدیدهای محدود اکتفا کردند اما در مقطع پایانی جنگ و پس از قبول قطعنامه وضعیت وخیم جبهه‌ها ایشان را ناگزیر کرد پس از کسب موافقت امام خمینی برای ایجاد تحولی عظیم به جبهه‌ها رهسپار شود.


همچنین که آیت‌الله خامنه‌ای در دوره ریاست جمهوری رئیس شورای عالی پشتیبانی جنگ بود. این شورا به دلیل شرایط خاص جنگ در سال ۱۳۶۵ و به منظور به‌کارگیری هرچه بهتر امکانات کشور در خدمت جنگ و انجام اقدامات مؤثر در بسیج نیروها و امکانات برای رفع نیازمندیهای جبهه‌های جنگ تشکیل شد[۱۸۱] . امام خمینی در پاسخ به استعلام ایشان در ۱۹ بهمن ۱۳۶۶ مصوبات آن شورا را تا پایان جنگ لازم‌الاجرا اعلام کرد[۱۸۲] .



در تابستان ۱۳۶۷ و در آخرین سال ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای، و با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران جنگ عراق با ایران به پایان رسید. پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در جلسه‌ای به ریاست آیت‌الله خامنه‌ای و با حضور مسؤولان عالی‌رتبه نظام در ۲۶ تیر ۱۳۶۷ به تصویب رسید و امام خمینی نیز بر آن صحه گذاشت[۱۸۳] .


امام خمینی در پیامی به مردم ایران قبول قطعنامه را مسئله‌ای بسیار تلخ و ناگوار و صرفاً به دلیل مصلحت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد: «قبول این مسئله برای من از زهر کشنده‌تر است؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم... در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکای خود تصمیم گرفته‌اند. و کسی و کشوری در این امر مداخله نداشته است» [۱۸۴] . به دنبال این تصمیم آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رئیس‌جمهور در نامه‌ای در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۶۷ به دبیرکل وقت سازمان ملل متحد، خاویر پرز دکوئیار، پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸ سازمان ملل از سوی ایران را اعلام کرد[۱۸۵] .


۲.۲.۳. فعالیتهای ارشادی و تبیینی
بخش مهمی از فعالیتهای سیاسی و مذهبی آیت‌الله خامنه‌ای از پیروزی انقلاب اسلامی تا انتخاب به ریاست جمهوری، فعالیتهای ارشادی به منظور نهادینه کردن و تثبیت نظام جمهوری اسلامی بود.


 توصیه امام به دانشجویان برای رجوع به آیت‌الله خامنه‌ای
به دنبال شهادت آیت‌الله مرتضی مطهری و خلائی که از فقدان وی در میان دانشجویان و دانشگاهیان پدید آمده بود، امام خمینی در ۲۳ خرداد ۱۳۵۸ طی سخنانی در جمع دانشجویان، آیت‌الله خامنه‌ای را فردی فهیم و سخنور نامیده و مرجع رسیدگی به مسائل فکری و عقیدتی دانشجویان و مقابله با تبلیغات احزاب و گروههای مخالف نظام جمهوری اسلامی، به‌ویژه مارکسیستها در محیط دانشگاهی تعیین کرد[۱۸۶] .


وی از این تاریخ تا شروع جنگ ایران و عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ روزهای دوشنبه در مسجد دانشگاه تهران در جمع دانشجویان حضور می‌یافت و ضمن اقامه جماعت نماز ظهر و عصر و ایراد سخنرانی در موضوعات مهم روز، به پرسشهای فکری و سیاسی آنها پاسخ می‌داد. این جلسات بعدها در مساجد مهم تهران ادامه پیدا کرد. حادثه سوء‌قصد به ایشان در مسجد اباذر در خلال یکی از از همین جلسات رخ داد[۱۸۷] .


 جلوگیری از انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی
اقدام دیگر او مقابله با تلاشهایی بود که از سوی برخی از اعضای دولت موقت برای انحلال مجلس خبرگان قانون اساسی در حال شکل‌گیری بود. بدین نحو که نامهای به امضای پانزده نفر از وزیران و اعضای دولت موقت تهیه شده بود و در نظر داشتند قبل از اطلاع امام خمینی و اظهار نظر ایشان، انحلال مجلس مزبور را به مردم اطلاع دهند و اگر امام خمینی مخالفتی کرد به صورت دسته‌جمعی استعفا کنند[۱۸۸] .


آیت‌الله خامنه‌ای که از سوی شورای انقلاب در جلسه‌ی هیأت وزیران شرکت می‌کرد، بعد از طرح نامه‌ی مذکور در جلسه به شدت با آن مخالفت نمود و بر ضرورت اطلاع امام خمینی پیش از انتشار آن تأکید ورزید. امام خمینی نیز، پس از آگاهی از موضوع، با درخواست آنان مخالفت نمود و بر ادامه‌ی کار قانونی مجلس خبرگان قانون اساسی تأکید کرد[۱۸۹] .


 سفر تبلیغی به هند
در دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که مقارن با آغاز قرن پانزدهم هجری قمری نیز بود بنا به تصمیم شورای عالی تبلیغات اسلامی، هیئتهای گوناگونی از طرف نظام جمهوری اسلامی به کشورهای مختلف جهان عزیمت کردند تا مواضع و دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران و ویژگی‌های انقلاب اسلامی را برای ملتها، به ویژه ملتهای مسلمان تشریح و تبیین کنند. آیت‌الله خامنه‌ای سرپرستی هیئت اعزامی به هندوستان را بر عهده گرفت.


ایشان به مدت دو هفته در اواخر بهمن و اوایل اسفند ۱۳۵۹ به شهرهایی چون دهلی‌نو، حیدرآباد، بنگلور[۱۹۰] و منطقه‌ی کشمیر[۱۹۱] سفر کرد و در سخنرانیها، ‌دیدارها و گفت‌وگوها و مصاحبه‌های مطبوعاتی به‌ویژه با اصحاب مطبوعات محلی، دانشجویان و استادان دانشگاهها، تشکلها و شخصیتهای اسلامی و شیعیان هند چهره‌ی واقعی انقلاب اسلامی ایران و نظام جمهوری اسلامی و مسائل مهم آن، به ویژه جنگ با عراق را تشریح و بیان کرد[۱۹۲] . همچنین، با خانم گاندی نخست‌وزیر هند ـ که از شخصیت‌های معتبر و موجه بین‌المللی بود ـ دیدار و گفتگو کرد[۱۹۳] .



 مقابله با لیبرال‌ها و بنی‌صدر
یکی از مسائل مهم جامعه‌ی ایران در سالهای اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی وجود و فعالیت دو جناح تأثیرگذار موسوم به نیروهای خط امام و لیبرالها در ساختار سیاسی رسمی کشور بود. بیشتر یاران، نزدیکان و مشاوران امام خمینی از جمله آیت‌الله خامنه‌ای در جناح نیروهای خط امام قرار داشتند. چهره‌ی شاخص جناح لیبرال که از لحاظ فکری و بینش سیاسی تعارض‌های زیادی با نیروهای خط امام داشت، ابوالحسن بنی‌صدر بود.


آیت‌الله خامنه‌ای، بنی‌صدر را نماینده‌ی جریانی می‌دانست که عامل تفرقه و درگیری در سطح مسئولان ارشد کشور و در نتیجه سبب تفرقه و تشتت در جامعه بود[۱۹۴] . اما با وجود اختلاف ‌نظر اساسی با بنی‌صدر و جریان همفکر و حامی او، به منظور حفظ وحدت در جامعه و تأکید امام خمینی بر آن، مخالفت خود را در محافل عمومی ابراز نمی‌کرد. در برخی موارد نیز داوری نزد امام خمینی می‌برد. پس از انحراف واضح بنی‌صدر از ماهیت انقلاب اسلامی و قانون اساسی و پس از طرح عدم کفایت سیاسی وی برای ریاست جمهوری در مجلس شورای اسلامی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، آیت‌الله خامنه‌ای در موافقت با طرح نطق مشروح و مؤثری را ایراد کرد[۱۹۵] .


آیت‌الله خامنه‌ای از ۱۳۵۸ تا اول تیر ۱۳۶۰ در موارد گوناگون علیه جناح لیبرال‌ و ملی‌گرا موضع مخالف گرفت. وی با حفظ دفتر مستشاری نظامی امریکا در ایران و تغییر نام آن از سوی دولت موقت مخالفت کرد[۱۹۶] . در مورد انتخاب وزیران، معاونان وزراء و مسئله‌ی پاکسازی در ادارات و سازمانهای دولتی نیز با انتخاب افرادی که در خط انقلاب نبودند و طرف‌دار خط سازش با امریکا و یا رابطه داشتن با کشورهای مرتجع عرب و مواردی از این دست بودند، مخالفت می‌کرد[۱۹۷] .


۳.۲.۳. ترور نافرجام توسط منافقین
آیت‌الله خامنه‌ای در ۶ تیر ۱۳۶۰ و در حال سخنرانی پس از نماز ظهر در مسجد ابوذر، واقع در یکی از مناطق جنوب تهران، در اثر انفجار بمبی که در ضبط صوت کار گذاشته شده بود به شدت زخمی شد[۱۹۸] . امام خمینی، در پیامی خطاب به ایشان توطئه‌ی سوء‌قصد به جان وی را محکوم کرد و از ایشان تجلیل نمود[۱۹۹] . بر اثر این سوء قصد، ایشان از ناحیه‌ی سینه، کتف و دست راست آسیب جدی دید. گزارشهای غیررسمی مسبب این حادثه را سازمان مجاهدین خلق ایران دانسته‌اند[۲۰۰] . آیت‌الله خامنه‌ای اولین فردی بود که در حوادث و جریانات پس از عزل بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و ریاست جمهوری ترور شد. در ۱۸ مرداد ۱۳۶۰ از بیمارستان مرخص شد و مجدداً ‌به صحنه‌ی اجتماع و سیاست بازگشت و از ۲۶ مرداد ۱۳۶۰ در جلسات مجلس شورای اسلامی حاضر شد[۲۰۱] .


۳.۳. دوران ریاست جمهوری
 دور اول - انتخاب به عنوان ریاست جمهوری با ۹۵ درصد آرا


پس از شهادت محمدعلی رجایی ـ دومین رئیس جمهور اسلامی ایران ـ شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و نیز جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به اتفاق آرا و علیرغم مخالفت ایشان، وی را به عنوان نامزد ریاست ‌جمهوری انتخاب کردند و امام خمینی که سابقاً با تصدی روحانیون برای ریاست جمهوری موافق نبودند با نامزدی ایشان موافقت کردند[۲۰۲] .



پس از نامزدی و اعلام صلاحیت توسط شورای نگهبان، گروه‌ها و شخصیت‌های مختلف از ریاست جمهوری ایشان حمایت کردند. از مهم‌ترین حامیان آیت‌الله خامنه‌ای ائتلاف گروههای خط امام بود[۲۰۳] . انتخابات در ۱۰ مهر ۱۳۶۰ برگزار شد و آیت‌الله خامنه‌ای با کسب اکثریت مطلق آراء (۹۵ ممیز ۱۱ درصد) به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد[۲۰۴] . در ۱۷ مهر ۱۳۶۰ امام خمینی حکم ریاست ‌جمهوری ایشان را تنفیذ کرد[۲۰۵] و در ۲۱ مهر به عنوان سومین رئیس‌جمهور اسلامی ایران در مجلس شورای اسلامی سوگند یاد کرد[۲۰۶] .


در ۲۷ مهر ۱۳۶۰ علی‌اکبر ولایتی را که عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و از نیروهای خط امام بود، به عنوان نخست‌وزیر به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد[۲۰۷] ، ولی وی در رأی‌گیری روز ۳۰ مهر ۱۳۶۰ نتوانست آرای اکثریت نمایندگان را کسب نماید[۲۰۸] . در ۴ آبان ۱۳۶۰ میرحسین موسوی را که عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیر روزنامه‌ی جمهوری اسلامی و وزیر امور خارجه‌ی دولتهای رجایی، باهنر و مهدوی کنی[۲۰۹] بود به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد